------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۷, پنجشنبه

۱۰ بحران مهم بین‌المللی در سال ۲۰۱۶

به گزارش «تابناک» به نقل از روزنامه «ایندیپندت»


سال 2016 در حالی آغاز شده که دامنه بحران های مختلف بین المللی جاری در سال گذشته ـ که پیشینه برخی بسیار است ـ به سال جدید نیز کشیده شده است. یک نشریه انگلیسی در مطلبی ضمن پرداختن به این موضوع، به بررسی 10 بحرانی پرداخته که میراث سال 2015 هستند و انتظار می رود در سال جدید، وضعیت آن ها بدتر نیز بشود.

به گزارش «تابناک» به نقل از روزنامه «ایندیپندت»، بزرگترین بحران های بین المللی شکل گرفته در 12 ماه گذشته، در سال جدید میلادی وخیم تر خواهند شد. این چیزی است که شماری از سرشناس ترین پژوهشگران حوزه مطالعات ریسک سیاسی به آن اشاره می کنند.

پس از سالی که در آن شاهد حملات تروریستی در پاریس، زمین لرزه نپال، بزرگترین بحران پناهجویان طی 70 سال اخیر و همچنین تشدید منازعه میان روسیه و اوکراین بودیم، چشم انداز سیاسی سال 2016، بیانگر انتظار برای بی ثباتی بیشتر در شرایطی است که یک استراتژی واحد جهانی برای مقابله با بحران های جاری وجود ندارد.

یان برمر، تحلیلگر ریسک و تیم وی در «گروه اوراسیا»، به بررسی ده مسأله سیاسی مهم و بحرانی در سال 2016 پرداخته و آن ها را به ترتیب اهمیت (از کمتر به بیشتر) طبقه بندی کرده اند.

10- ترکیه: رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در تلاش برای برقراری یک سیستم حکومتی است که به جای پارلمان، توسط شخص خودش اداره شود. این یک تاکتیک تهاجمی است که می تواند به سرمایه گذاری های تجاری در این کشور صدمه بزند. 

افزون بر این، فشار آمریکا بر ترکیه برای مقابله با داعش، عملاً این کشور را در مقابل حملات این گروه تروریستی آسیب پذیرتر خواهد کرد؛ در حالی که دستاوردهای اقدامات ترکیه علیه تروریست ها از حد متوسط فراتر نخواهد رفت.
9- کم بودن تعداد انتخابات: رشد اقتصادی کند و پایین آمدن استانداردهای زندگی، سبب نارضایتی مردم می شود؛ اما در سال جاری، تعداد انتخابات ها کم است و مردم نمی توانند دیدگاه خود را به حکومت منتقل کنند. به طور معمول، این روند نویدبخش یک سال آرام است، اما برمر هشدار می دهد، این بار، ماجرا متفاوت است. کمبود انتخابات می تواند سبب جریان یافتن اعتراضات مردمی در سطح خیابان ها شود.
8- برزیل: این کشور قدرتمند آمریکای جنوبی، در مسیری حرکت می کند که نتیجه اش، گیر افتادن در باتلاق بحران سیاسی و ناتوانی از حل و فصل کسری مالی رو به افزایش است. چه دیلما روسف، رئیس جمهور برزیل بتواند جایگاه خود را حفظ کند و چه ناچار به کناره گیری شود و جای خود را به میچل تِمِر، معاون خود بدهد، باز هم دولت قادر نخواهد بود مسائل فزاینده کشور را حل و فصل کند.

7- رهبران غیر قابل پیش بینی: زیاد شدن شمار رهبرانی که به داشتن رفتاری غیرقابل پیش بینی شناخته می شوند، سبب بی ثبات تر شدن سیاست بین الملل خواهد شد. در رأس این مجموعه، ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان، رؤسای جمهور روسیه و ترکیه قرار دارند. محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد عربستان سعودی و پترو پروشنکو، رئیس جمهور اوکراین، از دیگر اعضای این گروه به شمار می روند. 

6- ظهور «تکنولوژیست ها»: جایگاه ششم در میان ده چالش بزرگ سیاسی، به نفوذ بازیگران غیردولتی – از شرکت های فناوری فعال در «سیلیکون وَلی» (مرکز فناوری های پیشرفته در آمریکا) گرفته تا گروه های هکری – بر حوزه سیاسی مربوط می شود. برمر پیش بینی می کند که دولت ها، به این کارگزاران پرقدرت واکنش نشان دهند و همین امر به بی ثباتی بازارها و پیامدهای سیاسی منجر شود. 

5- عربستان سعودی: به موازات منزوی تر شدن عربستان سعودی و نزاع های داخلی میان اعضای خاندان آل سعود، انتظار می رود که این کشور روند تهاجمی تری را در سطح منطقه در پیش بگیرد. با روی کار آمدن ملک سلمان به عنوان پادشاه سعودی و افزایش تنش های این کشور با ایران، سناریوی وقوع یک منازعه مستقیم در منطقه به هیچ وجه غیر واقع بینانه نیست.

4- داعش و «دوستان»: واکنش به قدرتمندترین سازمان تروریستی تاریخ، در روندی اشتباه جریان پیدا کرده و اغلب از سوی گروه هایی بوده که خود با یکدیگر اهدافی متضاد دارند. در سال 2016، چشم اندازی برای حل این مسأله وجود ندارد. در صدر اهداف حملات داعش، کشورهای فرانسه، روسیه، ترکیه، عربستان سعودی و آمریکا قرار دارند و برخی دولت های خاورمیانه نیز اثرات فعالیت این گروه را احساس خواهند کرد. 

3- جای پای چین: امروزه چین به عنوان تنها کشوری که دارای یک استراتژی اقتصادی جهانی است، در جایگاهی قرار گرفته که می تواند تعیین کننده بسیاری از وقایع و پیامدهای سیاسی باشد. با این حال، به گفته برمر، بیشتر بازیگران بین المللی آماده پذیرش اولویت های چین و یا موافق با این اولویت ها نیستند. 

2- «بسته» شدن اروپا: آنهایی که خواستار یک اروپای باز یا بسته هستند، سبب ایجاد انشقاق در اتحادیه اروپا خواهند شد. برمر پیش بینی می کند، هرچند اقتصادهای اروپا به روند فعلی خود ادامه خواهند داد، در حوزه هایی همچون باز ماندن مرزها، تغییراتی به وجود خواهد آمد. به عقیده وی، احتمال خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، بیش از آن چیزی است که اغلب مردم تصور می کنند.
1- اتحاد «توخالی»: همکاری و شراکت فراآتلانتیکی که زمانی مهمترین اتحاد جهان محسوب می شد، اکنون ضعیف تر و ناکارآمدتر از هر زمان دیگری طی چند دهه اخیر شده است. در شرایطی که آمریکا دیگر به نیابت از اروپا مداخله نمی کند و اختلافات آمریکا و اروپا بیش از پیش در موضوع سوریه مشخص می شود، هیچ یک از این دو (آمریکا و اروپا) مسئولیت خاموش کردن آتشی که در جهان افتاده را بر عهده نمی گیرد. می توان گفت، «آتش نشان بین المللی» دیگر وجود ندارد.