------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۵, دوشنبه

دغدغه یی که دامنه دار تر می شود.

نوشته: «کاوه رادمنش»
اشاره: از یادداشت رادمنش کمی راحت شدم و فهمیدم کسانی دیگری هم استند که مانند من از برای شنیدن یک آهنگ قابل شنیدن، تشنه گی می کشند. من از ابتذال درموسیقی نوع «کلیپ» بعضی اوقات رنجی میکشم که مپرس.


ما به عنوان یک مصرف کننده آگاه، حق داریم در مورد چیزی که برای ما تولید می شود بنویسم و اظهار نظر کنیم؛ به دور از هرگونه مصلحت اندیشی ( رابطه های دوستی رفاقت هم وطن و ...) البته اگر متعهد و معتقد به ارزش هایی باشیم که از آن دم می زنیم.
هر برخوردی جز این صداقت ما را زیر سوال می برد.
ابتذال در موسیقی ما به تقلید کورکورانه از بالیوود خلاصه نمی شود. من انکار نمی کنم که هر کاری به نوعی تاثیر پذیر از قبل خود و تاثیر گذار بر بعد از خود است. اما حساب تاثیر پذیری و گذاری جدا از کپی برداری آگاهانه از روی ناآگاهی است.
(برای آن دسته عزیزانی که بر این باورند موسیقی های اعتراضی باید کپی همدیگر باشند سری بزنند به آهنگ های فرهاد مهراد داریوش اقبالی و شاهین نجفی ) وقتی امروز، شاهین نجفی حاصل سال ها ریاضت کشیدن او مطالعه و تجربه های گوناگون او است؛ من این اجازه را ندارم که بدون رسیدن و پیمودن و سبک و سنگین کردن این همه، از موسیقی تا زندگی و صحبت کردن ( اشاره به مصاحبه دوست عزیز ما در طلوع که تکرار صحبت های شاهین نجفی با عنایت فانی در بی بی سی بود) او را اقتباس کنم شاید در بهترین حالت ممکن و محال بشوم کسی مثل او، اما دنیا شاهین داشته و به کپی سیاه سفید او ضرورتی ندارد.
احترام تمام مخالفین نظر من محفوظ، اما صادقانه فکر کنید. زمانی یکی از بزرگترین دغدغه هایم نداشتن یک خواننده به معنی واقعی کلمه بود؛ اگر شما هم چنین دغدغه ای دارید به جای تشویق بی جا و کف زدن های مضحک و از سر ریا با خودتان هم که شده کمی صادق باشید. با انتقاد و نظر سازنده خود به بهتر شدن کسی که دوستش دارید کمک کنید.
برای من هنر حد و مرزی ندارد، و در این خصوص جهان وطنی فکر می کنم بدون هیچ تعصبی؛ اما برای آن دسته عزیزانی که دلیل حمایت و نادیده گرفتن واقعیت ها فقط هم وطن بودن است؛ آرزو دارم روزی هنرمندی آفرینش گر داشته باشند و روی سایه کمرنگ کس دیگری رنگ نپاش اند.