------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۸, جمعه

ولایتِ فقیه، جایگاهِ سنی‌های ایران کجاست؟

 نوشته: اسد «بودا»
گذشته از علمای سنی این حکومت با علمای دینی شیعه چه کرده است؟ مگر سید احمد خمینی را نظام اطلاعاتی ایران نکشت؟ 

حکومتِ ولایتِ فقیه، یکی از جالب‌ترین حکومت‌های دنیاست. از هر فعالِ سیاسی‌ـ‌مذهبی ـ به شمول میلوشویچ و پینوشه‌ـ دفاع می‌کند، جز فعالانِ سیاسی‌ـ‌مذهبی که شهروندانِ خود این حکومت است. اعدام‌شدگان شهروندانِ ایرانی توسط حکومتِ ولایتِ فقیه از شمار بیرون است. هرکه سرش به تنش می‌ارزید کشت و سرمایه‌های فکری و سیاسیِ ایران را به دستِ خود از بین برد. سیستان و بلوچستان و کردستانْ کشتارگاهِ کرد و بلوچ است. بلوچ‌ها به عنوان مجرم مواد مخدر کشته می‌شوند، کردها به عنوانِ عمله‌های خارجی و گروه‌های تجزیه‌طلب. تهران کشتارگاهِ نواندیشان و دانشجویان و فعالان سیاسی است. 
بی‌رحمی این حکومت آن‌قدر بی‌حد و مرز است که حتا به منتظری و آذریِ قمی که نظریه‌پردازانِ اصلی این حکومت‌ بودند رحم نکرد. حسینه‌ي منتظری را آتش زد. آذری قمی را به ضرب چوب و لگد کشت. جنگ ایران و عراق بیش از دو ملیون کشته در پی داشت. تمامی این‌ها از یاد رفت و حالا مالیات مردم و پولِ نفت را به دفاع از همان مردمی مصرف می‌کند، که روز دشمن بود و کشتنِ آن‌ها واجب. به این هم بسنده نمی‌کند. حالا که عربستان‌ـ مدلِ سنی این حکومت‌ـ شیخی را که شهروندش بود اعدام کرده، آن را نبرد شیعه و سنی تفسیر می‌کند. انگار از ۴۷ نفری که حکومتِ سعودی اعدام کرده، ۴۳ نفرش که سنی بود انسان نیست، فقط ۴ نفر آن انسان است! 
مگر خود این حکومت هر روز شهروندانِ سنی ایران را اعدام نمی‌کند؟ اساسا جایگاهِ سنی‌های ایران در این حکومت کجاست؟ در طولِ دوران این حکومت چند بار تلویزیون ایران از فضایل عمر و عثمان و ابوبکر حرف زده است که برای عربستان دم از عدالت بزند؟ هر سال صدها کتاب در باره امامِ غایبی که اصلا وجود ندارد نشر می‌شود و صدها کنفرانس برای او برگزار می‌شود ولی آیا آیا کتابی در باب فضیلت عمر و عثمان و ابوبکر هم به نشر می‌رسد؟ سالانه چند کنفرانس علمی در باره ابوبکر بزگرار می‌گردد؟ همین‌طور در باره عثمان که «توحید مصاحف» از کارهای اوست. اصلا در کدام مطبوعاتِ ایرانی از عدالت عمر و صداقت ابوبکر و تقوای عثمان حرف زده شده است؟ مگر در تمام مراسمِ مذهبی گفته نمی‌شود که عمر قاتل فاطمه دختر محمد است؟ مگر عمر و ابوبکر و عثمان در روایتِ رسمی لعن و نفرین نمی‌شوند؟ مگر حق شهروندی چیزی جز این است که ارزش‌ها و باورهای اهل تسنن نیز احترام شود؟ سخن‌گفتن از حق تشیع در کشورهای دیگر زمانی معنا پیدا می‌کند که حکومتِ ولی فقیه به حقوق انسانی و مذهبی سنی‌های ایران احترام بگذارد. 
گذشته از علمای سنی این حکومت با علمای دینی شیعه چه کرده است؟ مگر حسن خمینی را نظام اطلاعاتی ایران نکشت؟ سرنوشت اکبرگنجی و حجاریان که جلادان و اطلاعات‌چی‌ها و طراحانِ ترور این حکومت بود به کجا رسید؟ سرنوشتِ عمله‌های فرهنگیِ چون عبدالکریم سروش که از عاملان تعطیل‌کردنِ دانشگاه‌ها، اسلامی‌سازی علوم و انقلابِ فرهنگی است و سال‌ها مردم را با تقوای علی فریب داد، به کجا رسید؟ چه‌گونه است که عدالت را فقط برای شهروندانِ کشورهای دیگر می‌خواهد. 
دشوار است بدانیم که در کاسه‌سرِ سرانِ جمهوری اسلامی چه می‌گذرد و چرا تمام هم و غم شان ضربه‌زدنْ به شهروندانِ ایرانی است؟ درکِ این منطقِ سیاسی که از هر راهی برای مردم باید هزینه خلق کند، دشوار است. یک مافیای اقتصادی‌‌ـ‌مذهبی کنترل همه‌چیز، حتی تولید آگاهی را در اختیار دارد. هزینه‌ي حماقت‌های آنان را اما مردم می‌پردازند. عجیب است که این حکومت با این همه جنایت و تبعیض در حق شهروندانِ ایرانی، خود را مدافع حقِ شهروندان کشورهای دیگر می‌داند! 
-----------------
پ. ن: از نظر من، اسلام از اساس یک بن‌بست است ولی کسانی که به اسلام باور دارند، باید به تبعیض علیه شهروندانِ سنی در ایران توجه کند. سنی‌های ایران، یکی از قربانی‌ترین گروهِ مذهبی در جهان است. عمر و ابوبکر و عثمان علنن در نمازها و مراسم مذهبی ایران ذم و نفرین می‌شوند. یک مشت شیعه عربده‌کش که مبلغ دولت ایران در افغانستان شده، هرگز به این فکر نمی‌کنند که سخن‌گفتن از عمر و عثمان و ابوبکر در ایران جرم است و سنی‌بودن هم‌ارز کفر تلقی می‌گردد.