------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۲۷, یکشنبه

بازگشت دوبارۀ امریکا درآسمان افغانستان

دیوید پیترئوس و مایکل اوهنلون 
واشگتن پست
برگردان: گزارشنامه افغانستان

تمایل رئیس جمهور اوباما در جهت پرهیز از تعهدات فراگیر درعملیات زمینی در خاور میانه تا میزان زیادی قابل درک بوده و این تجارب در پانزده سال جنگ حاصل آمده است. 
در حال حاضر اگر چه  نیروهای افغان مشغول جنگ و کشمکش بسیار دشوار می باشند، شمار اندکی از نیروهای ائتلاف با یک دست، عملیات درافغانستان را پشتیبانی می کنند. این حالت باید دگرگون شود. ما باید حملات هوایی خود را همانند سوریه و عراق در حمایت از متحدان افغان آغاز کنیم.

درحال حاضر حملات هوایی ناتو و امریکا صرفاً بر مواضع القاعده، پاسخ دهی مستقیم به حملات علیه نیروهای ائتلاف، و مبارزه مشخص علیه افراد و گروه هایی که به اشکال مختلف برنیروهای ائتلاف یورش میبرند، انجام میگیرد. 
درغیراین صورت، به گفته نیروهای زمینی ناتو وامریکا، اجازه حمله بر گروه طالبان را ندارند. 

در شرایطی که هجوم سیل آسای عناصر داعش بیشتر است، با آن هم در سال 2015 آن ها نیز در معرض حمله هوایی قرار گرفته می توانستند. با وصف آن که پالیسی باید تغییر کند، بازهم علی الاصول این سیاست تا اندازه یی قابل درک میباشد.

حامد کرزی درزمان ریاست جمهوری اش مکرراً آتشباری های ناتو، به ویژه حملات فاجعه بار بر غیرنظامیان را مورد انتقاد قرار میداد. درین جنگ، با آن که نیروهای ناتو در تاریخ جنگ های هوایی خویش، برای حفظ جان مردم بی گناه نظارت و احتیاط بی اندازه یی را به کار گرفت،  شاید اشتباهاتی از سر ناگزیری پیش آمد. 
سرخورده گی عمیق کرزی به وی اجازه میداد که نه فقط به دلیل خشم وغضب شخصی، بلکه به خاطر نارضایتی عمومی، نسبت به این گونه حملات، واکنش گسترده یی از خود نشان دهد. درمواقعی، به منظور حفظ موازنه، مأموریت های بیشتر هوایی به تعلیق درآورده شد. 
بارک اوباما به منظور کاهش این تنش ها و ترغیب افغان ها به جنگ علیه طالبان در سطح بالاتر از توان شان و کاهش عملیات ما، تصمیم گرفت که در بسیاری مواقع، حملات ناتو بر طالبان خاتمه یابد. 

همچنین برخی از وکلای اداره امریکا ازین نگران اند که تمدید عملیات نظامی برضد طالبان که کمی پس از حوادث یازده سپتامبر اجازه داده شده بود، غیرقابل توجیه بود.  
ما بدین باوریم که این منطق، بی اساس است. گذشته از همه، این طالبان بود که درپانزده سال پیش، به القاعده زمینه را فراهم ساخت تا حمله سرنوشت سازی را ( برامریکا) انجام دهد. 

  افزون برآن، طالبان درهمیاری با شبکه حقانی و دیگر عناصر افراطی درتلاش سرنگونی حکومت افغانستان است که برتعهدات خود برای ایستاده گی علیه القاعده و گروه داعش، پایبند است. 

ما ابزارهایی در محل داریم تا بازی خود را به طرزی قابل توجه به پیش ببریم. زمانی که انگیزه وقابلیت نیروی زمینی با هم یکی باشند، عملیات هوایی به طورکامل می تواند مؤثریت داشته باشد.
شاهد این مدعا، جنگ قوای عملیاتی و نیروی های هوایی امریکا درهمکاری مشترک با  ائتلاف شمال در سال 2001 برای راندن طالبان بود. 
شاهد این مدعا، حمایت نیروهای ائتلاف از اردوی ملی در عراق و افغانستان در سطح مؤثر، افزایش تأثیرات آن همراه با حملات بیشتر ناوگان هواپیما های بی سرنشین و گسترش دراماتیک «موج» ضربات دقیق هوایی است.

همچنان اخیراً درعراق و سوریه؛ حملات نیروهای هوایی امریکا درهمکاری مشترک با قوای کُرد ها و دیگر همکاران در دو کشور، به هدف جلوگیری از افزایش حملات گروه داعش در 2014 و پس از آن در آزاد سازی مناطق نظیر سنجار و رمادی در عراق و شماری از روستا ها در نزدیکی کوبانی سوریه درسال گذشته، تأثیرات برجسته داشت.
حملات هوایی امریکا و ائتلاف درسوریه و عراق تشدید یافته است. در سال 2014 که حدود 2000 حمله هوایی انجام گرفت، شمار آن در سال گذشته به 9000 مورد پرتاب هوایی بالغ شد. 
اما در افغانستان، ما درجهت مخالف حرکت کردیم. علی رغم آن که جای پای نظامیان ما در افغانستان با موجودیت ده هزار سرباز امریکایی و شش هزار سربازان خارجی دیگر، با چندین پایگاه های بزرگ هوایی که در اختیار ناتو است؛ محکم تر است، درسال گذشته، صرفاً 400 پرتاب هوایی انجام گرفته است. شمار این گونه عملیات درسال 2014 به 1100 و درسال 2010 به 2500 پرتاب هوایی بود. 
طالبان به هیچ صورت درافغانستان برنده نمی شوند؛ اما قابل فهم است که آن ها بدون ترس از حملات هوایی ناتو، قادر به انجام حملات دربسیاری از مناطق می باشند. به عنوان بخشی از نتیجه گیری، به طور مؤقت به تسخیر کندز موفق شدند و اخیراً نیز بیشترین مناطق را در ولایت هلمند و همچنین چندین مناطق دیگر را درکوهستانات شرقی افغانستان تصرف کرده اند. 

ما به نیروهای عظیم امریکا در افغانستان نیاز نداریم، مگر باید دستکش های آنانی را که درآن جا هستند، بیرون کنیم. احتمالاً قوای افغان 99 درصد جنگ های زمینی را رهبری می کند و باید همین طور باشد؛ با آن هم تلفات غمباار در هلمند و حوالی پایگاه هوایی بگرام دوباره این فکر را درمغز ما رخنه داد که امریکایی ها هنوز هم درگیر جنگ اند. 
پیشرفت نیروهای هوایی افغانستان دست کم چند سال دیگر را در برمی گیرد؛ درعین زمان، ما میتوانیم وباید جهت اطمینان ازین که طالبان برنده نشوند؛ وهمچنان برای القاعده وداعش درمرز های شرقی پناه گاه فراهم نکنند؛ باید تلاش بیشتر کنیم. 
درحال حاضر، به کارگیری حملات شدید هوایی درمنطقه، یک اقدام بسیار منطقی و درست درجهت انجام کار های بعدی ما است.