------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱, پنجشنبه

طالب، «طلوع» را چرا سه ماه وقت داد؟

اشاره: اگر سلسلۀ اتفاقات را به دور از نمایش های رسانه ها رد گیری کنیم، همه چیز مطابق برنامه از قبل پیش بینی شده، انجام شده است.


داستان رویارویی طلوع با طالبان، طولانی است. نیاز به روایت ندارد. این که کشیدن دامنۀ کشتارِ به تلویزیون «طلوع» را صرفاً تصمیم «کمیته نظامی طالبان» تلقی کنیم، استمرار همان ساده گیری های سنتی است. کمیته نظامی طالب، از توابع کمیسیون اصلی در بخش افغانستانِ دفتر آی، اس، ای و کمیسیون آی، اس، آی، فرمان پذیر کمیته های خاص تصمیم سازی در کشورهای قدرت مند غربی است.

اما طالبان که سه ماه پیش، برانتقام کشی از خبرنگاران «طلوع» و «یک» کمربسته بودند؛ چرا تأخیر کردند؟ هیچ سیاستمدار امریکایی، درین باره به شما پاسخ نخواهد داد.

تعیین تاریخ هدف گیری، تصمیم «کمیته نظامی» طالب نیست؛ قضیه فراتر از آن است. آتش مزاجی در دایره بن بست باید تا آن جا گسترش یابد که فرهنگ داعشی خود به خود، بومی شود. همان گونه که جای «مجاهد» را «طالب» گرفت، عنصر سومی جای طالب را بگیرد. درین جاست که طلوع، پس از پانزده سال، یک اندازه به «ریسک» داده می شود. با این حال، حادثه مذکور، قدرت امپراتوری رسانه یی «طلوع» را گسترده تر می کند.

درفاصله سه ماهه، بین فیصله کمیته نظامی طالب و حمله بر کارکنان طلوع، چه حوادثی را شاهد بودیم؟ درخلال این سه ماه، بسیاری مساجد کابل، بی آن که کسی مزاحم شان شود،  به لانه های ترویج عصیبت تغییر تبدیل شدند؛ ملاصبور یکباره صدا بلند کرد و به شاه امان الله تیغ کشید. ملای دیگری به پیروی از وی، روی صحنه آمد تا از مسجد مرکزی پایتخت اعلام کند که «لارنس» نوظهور، (ملاصبور) درست گفته است. این تحولات همانا عملیات بازسازی شده سال های حاکمیت امان الله است که   عبدالله «ملالنگ» زنگ اول را زده بود. تاریخ به ما میگوید که زنگ درخوست زده شد، ندای لبیک فتوا و عمل گرایی از «شمالی» برخاست.
درجریان سه ماه، بسیاری ملاهای کابل، عمامه های عربی و چهل تار به سرکرده اند. مهم ترین موضوع دیگر، هشداروزارت حج واوقاف از شیوع افراطی گری مذهبی درسراسر افغانستان بود. ما همین سه روز پیش شاهد بودیم که زلمی «زابلی» که بویی از مذهب و فقاهت نمی برد، در برابر میلیون ها بیننده اعلام می کند که «شریعت» تغییر ناپذیر است. همزمان، ملاقلم الدین، آن دژخیم معروف، در شاه نشین حزب افغان ملت قامت آراست.

 با حمله یی که مستقیماً بالای کارکنان رسانه صورت گرفته و بی هیچ ملاحظه یی، مسئولیت آن را طالب برعهده می گیرد؛ دیگر نباید تردید کرد که به حکم قدرت های تمویل کننده، پوستین تازه یی به قامت جنگ افغانستان دوخته شده است. ازین پس، عنصر «مقاومت» برضد طالبان نیز شکل تازه به خود خواهد گرفت، اما به دلیل زوال وفساد درونی دسته جات مخالف طالب، مثل گذشته اثرگذار نخواهد بود. مثال ساده اش این است که هم اکنون درسنگر های استوار مقاومت گران درشمال، گردان های چند ملیتی طالبان وداعش مستقر می باشند.
علاو برین خویشاوندان فکری و اعتقادی تاجک تبار و ازبک تبار طالبان، همین اکنون در کندز و بدخشان، شعور اکثریت مردم را زیر فرمان خود دارند. با سحاری، ستیزه و کژ نگری، قانون درست می کنند و نامش را خلافت اسلامی یا شریعت اسلامی می گذارند.
درمقابله با این وضع، فقط ایران، روسیه و هند توان جلوگیری یا ضد حمله را دارند؛ مشروط برین که، تصادم منافع آن ها با رقبای غربی چنین مصلحتی را ایجابی کند. غیرازین، راهی برای شکستن بن بست در کوتاه مدت نمی توان سراغ کرد.