------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۴, دوشنبه

چه تفاوتی بین ریش ملاصبور و ریش راسپوتین؟

ارتجاع سیاه به فتح روح و جسم مردم کمر بسته است.


فردی از سلالۀ ارتجاع سیاه، درشبکه مجازی، مولانا عبد الصبور را « نمادی از حقگویی» خوانده است.

مشارالله نوشته است که امروز مولانا عبد الصبور دیگر آن مولوی و عالم کلیشه ای نیست که فقط در منبر با لا شود، وعظ کند، یا در جنازه ها حضور یابد سوره یس را بخواند ویا هم در فاتحه ها بنشیند به قرائت مر دمانیکه از قرآن خبر ندارند، گوش دهد.

مبلغ ارتجاع درست گفته است.
 ملاصبور، این بار خیلی کلان تر از دهان، ووسیع تر از درازا و پهنای مغزخشکیده خویش عربده کشیده و شاه امان الله، خوش نیت ترین زمامدار تاریخ افغانستان را بدین جهت کافر خوانده است که وی رسم ریش تراشی را پی نهاد.

لارنس ملاصبور کجا تاریخ میداند تا بفهمد که ریش تراشی، رسمی دیرینه و پارینه است و درانحصار مسلمانان نبوده ونیست.

از نظر ملا لارنس، داشتن ریش، گواهی بر اسلامیت و دین داری است. او شاید چهره خودش را تنها در آئینه شکستۀ تصورات ترشیدۀ خویش می بیند. ریش دراز یک پیروآئین سکهه، ریش ابوبکر بغدادی، ریش جلال الدین حقانی، ریش رهبر گروه جنگوی، ریش راسپوتین، ریش خاخام های یهودی، ریش فریدریش انگلس، وریش مایکل سیمپل دراز تر از ریش خودش بوده و است.
اگر مراد از عمل صالح و انسان بودن است، ملاصبور در دام بدترین معصیت میغلتد و همان جمنمی که در ذهنش هورا می کشد، اقامت گاه ابدی روح پلید وی خواهد بود. کسی نیست از مولوی لارنس سوال کند که حکم ریشداری، درکجای قرآن آمده است؟ کسی از مسلمان ها نیست که از وی استفسار کند که پیامبرخدا درکجا فتوا داده است که هرکه ریش نگذاشت، بی دین می شود؟ اما این را گفته باشم که سکوت همکیشان ریشوی ملامنصور دربرابر دهان لقی های این انگل، اشارتی بر تأیید طامات این لارنس به حساب می آید.