------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۵, دوشنبه

روزی که احمد شاه مسعود برای جمعه اڅک اشک ریخت.

احمد شاه مسعود: جمعه اڅک، جنرال با وجدان، وطن پرست بود. اما شما سران مجاهد...


زمانی که دگرجنرال جمعه اڅک در دره پنجشیر نزد فرمانده مسعود زندانی بود، خانم جمعه اڅک از احمدشاه مسعود التماس دیدار و ملاقات با شوهرش را نمود.
مسعود با پیشانی باز به افراد تحت امرش هدایت داد تا زمینه دیدار خانم و شوهر را میسر سازند. 
روزی که زنش با او ملاقات داشت، احمدشاه مسعود به اشخاص خاص هدایت داد تا ملاقات زن و شوهر، ثبت و فلم شود.
احمدشاه مسعود گمان میکرد مبادا درین ملاقات حرف ها ورازهایی پنهای نهفته باشد، اما برعکس وقتی احمدشاه مسعود فلم ملاقات ایشان را تماشا میکند، اشک از چشمانش جاری میشود. تصویر و آواز ثبت شده فقط بالای فقر، گرسنگی وبیچاره گی اطفال جمعه خان اڅک میچرخید.
در یک قسمت ویدیو، خانم جمعه اڅک به شوهرش با چشمان اشک بار میگوید:
در خانه بجز همین چهار دیواری دیگر هیچ چیزی ندارم که اولاد ها را اعاشه و اباطه کنم.
جنرال جمعه اڅک:
خانه را بفروش و برای اطفال نازنینم آب و نان آماده کن.
احمدشاه مسعود بعد از تماشای فلم فورأ هدایت میدهد که چند لک افغانی پول وقت برای خانم جمعه خان جنرال داده شود.
احمد شاه مسعود دریک جلسه ي که با فرمانده هان و سران جهادی داشت، ویدیو (ملاقات جمعه خان اڅک و خانمش) را به نمایش گذاشت و گفت:
 اینست جنرال با وجدان و وطن دوست، در حالی که از بدخشان تا فاریاب امر ونهی داشت اولاد و فامیلش به نان خشک محتاج است اما شما سران مجاهد در حالی که در بساط، یک تنگه نداشتید امروز صاحب قصرها وبلدینگ ها شده اید وهمان زنی که توشه تان را از نان و طلخان سالها تهیه کرد ودر کنار تان قرار داشت همین که پای تان به کابل رسید؛ بالای آنها امباق ها آوردید واز همین نیت بد تان بود که چهار طالب پای لوچ دوانده داخل دره پنجشیر تان کرد.