------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۷, پنجشنبه

نگاه حزب توده به بحران ایران- عربستان


سرمقاله شماره 535
عربستان توانست ایران را سر انگشت خود بچرخاند!


شرایط منطقه که در ماه های اخیر بسود ایران و به زیان عربستان سعودی و متحدان آن کشور – بویژه پس ناکامی در سوریه- در حال تغییر بود، بدنبال حمله به سفارت عربستان مجددا ایران را در موضعی انفعالی قرار داد. بدنبال مذاکرات اتمی و امضای برجام، دولت عربستان در وضعی بسیار دشوار قرار گرفت و امیدهای آن کشور به کشاندن امریکا و غرب به رویارویی مستقیم با ایران به باد رفت. از طرف دیگر با آغاز حملات روسیه به مواضع داعش در سوریه نه تنها امید عربستان به سرنگونی دولت اسد و بدنبال آن حزب‌الله لبنان و ایجاد یک جنگ منطقه ای علیه ایران ناامید شد، بلکه شرایط جهانی و منطقه ای و افکار عمومی در غرب علیه عربستان و قطر و ترکیه که به عنوان حامیان داعش شناخته شدند تغییر یافت. نتیجه این فشارها آن شد که عربستان در این اواخر ناگزیر شد یک "ائتلاف ضد تروریسم" تشکیل دهد تا بر حمایت خود از داعش و گروه های افراطی اسلامی و تروریستی سرپوش بگذارد. تشکیل این ائتلاف با نیات دولت عربستان که قصد داشته و دارد جهان عرب و اسلام را علیه ایران تحت عنوان شیعه و نه داعش سنی بسیج کند همخوانی نداشت و زیر فشار و اجبار صورت گرفت. به همین دلیل همواره در تلاش برای تغییر این وضع و ایجاد یک ائتلاف ضد ایرانی بوده و هست. در دوران اخیر دولت عربستان بارها و بارها کوشید تا ایران را وارد این تحریکات کند که با خویشتنداری و هشیاری وزارت خارجه این تحریکات خنثی می شد.
ولی در داخل ایران یک جبهه نیرومندی از نیروهای راست، اصولگرا، مخالفان تحولات و تغییرات وجود داشت و وجود دارد که در عمل در چارچوب منافع عربستان عمل می کند. این جبهه در تمام این مدت وزارت خارجه را به کم کاری و اهمال و ندادن پاسخ قاطع به عربستان متهم می کرد. تیترها و عناوین روزنامه هایی مانند "کیهان" نزدیک به بیت رهبری، "وطن امروز" وابسته به دار و دسته احمدی نژاد و جبهه پایداری، "جوان" ارگان غیررسمی دفتر سیاسی سپاه، "حمایت" وابسته به قوه قضاییه، "سیاست روز" و دهها و صدها وبسایت زنجیره ای شبانه روز علیه وزارت خارجه و سیاست خارجی دولت روحانی جهت گرفته بود.
در همین دوران بود که در جریان حادثه منا که عربستان یک ضربه امنیتی به اطلاعات سپاه وارد کرد رهبر نیز مطابق معمول خود از بالای سر دستگاه دیپلماسی و وزارت خارجه وارد میدان شد و خطاب به رهبران عربستان گفت: "ما میتوانیم عکس‌العمل نشان بدهیم. اگر بنا شد عکس‌العمل نشان بدهیم، عکس‌العمل‌های ما خشن هم خواهد بود، سخت هم خواهد بود".
این جمله رهبر نیز دستاویز تازه ای برای حمله به سیاست خارجی دولت روحانی شد. متملقان بیت رهبری از "بیانات قاطع رهبر معظم انقلاب" که موجب "جا زدن عربستان" شده است (شما نیوز)، از "پس لرزه های" این سخنان (میزان نیوز)، از "نشانه های وحشت آل سعود از هشدار رهبر معظم انقلاب" (قم فردا) نوشتند و به سیاست خارجی خویشتندارانه دولت روحانی حمله کردند. اکنون و با اعدام شیخ نمر و قطع کردن فوری روابط با ایران، مشاهده شد که رهبران عربستان برای هشدار رهبر معظم انقلاب به "واکنش خشن" تره هم خرد نکردند، چه رسد که از آن وحشت کرده باشند. سخنان رهبر برای آنان اتفاقا بسیار خوشایند و در چارچوب استراتژی عربستان برای بیرون آوردن خود از مخمصه برجام و مبارزه با تروریسم در منطقه بود.
در اساس، مناسبات با عربستان در دست مخالفان دولت روحانی تنها به یافتن دستاویزی برای حمله به دولت محدود نبود. مسئله آن بود که بنیاد تحلیل طرفداران اصلاحات و تغییرات و دستگاه دیپلماسی دولت روحانی آن بود که عربستان مانند اسرائیل در جریان توافق اتمی و برجام ضربه خورده و بنابراین قصد برهم زدن دستاوردهای آن را دارد و باید این امکان و این بهانه را به آن کشور نداد. عناصر جبهه پایداری و راست های افراطی و مخالفان دولت روحانی مدعی بودند که اصلا برجام بسود امریکا و اسرائیل و عربستان بوده است. بنابراین پذیرش این اندیشه که عربستان در پی تحریک ایران است به معنای پذیرش آن بود که برجام یک دستاورد برای کشور ما و سیاست خارجی آن بوده است. بدینسان مخالفت مشترک این هردو جریان با تفاهم اتمی و برجام عملا به همسویی این دو جریان نیز منجر شد. عربستان با رفتار تحریک آمیز خود به مخالفان برجام در داخل بهانه می داد و متقابلا مخالفان داخلی دولت روحانی نیز با رفتار تحریک آمیز خود به عربستان بهانه می دادند. این دو دست سرانجام یکدیگر را فشردند و شرایط به گونه ای شد که با حمله به سفارت عربستان همه چیز علیه کشور ما رقم خورد. عربستان هم شماری از مخالفان خود و رهبران شیعه آن کشور را اعدام کرد و هم توانست یک جبهه ضد ایرانی و ضد شیعی در جهان عرب و اسلامی در مقابل جبهه ضدداعش و ضدتروریسم که ایران و روسیه بدنبال آن بودند بوجود آورد.
بدیهی است آنچه روی داد پرده آخر نمایش نیست و حوادث می تواند در جهت مثبت یا منفی همچنان تحول پیدا کند. همه اینها بستگی به آن دارد که تا چه اندازه بتوان با خویشتنداری، قاطعیت و بهره گیری از دیپلماسی سنجیده به عربستان و کشورهای ارتجاعی منطقه امکان نداد که بتوانند خود را از مخمصه برجام و ائتلاف ضد تروریسم رها کنند و ائتلاف دروغین ضد شیعی و ضد ایرانی را جایگزین آن سازند. بیت رهبری، سپاه، جبهه پایداری و ائتلاف اصولگرایان چنین امکانی را به ملت ما و دولت روحانی خواهند داد؟
طرح این ادعا که عوامل اسرائیل و عربستان از در و دیوار سفارت و کنسولگری عربستان بالا رفتند، مضحک تر از آنست که بدان پرداخته شود، مگر گفته شود اسرائیل و عربستان از داخل حکومت، پیاده نظام یورش و حادثه آفرینی را برای حمله به مراکز دیپلماتیک عربستان هدایت و رهبری کردند. این حرف درستی می تواند باشد به این شرط که آن هدایت کنندگان بازداشت و محاکمه علنی شوند. والا صرف ادعای عوامل اسرائیل و عربستان مثل رطیل بالا رفتند، همان ادعائی است که در جریان قتل های زنجیره ای مطرح شد و در حوادث خونین کودتای انتخاباتی سال 88. طبیعی است که نه مردم اینگونه ادعاها را جدی می گیرند و نه در خارج!