------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

از دل نوشته های شهکاری سمیع «حامد»

هراس از ناجوان مردی


سلول های من غارهای توره بوره استند
قبلم میخواهد نیروانا بماند
یاخته هایم حلقه های زنجیر اند
بردهء خویشتنم برای کار شاقه در هزارتو
دردی که استخوانم را میتراشد
هراس از ناجوانمردی است
میهراسم اینقدر نامردی که میبینم
مثل بادی که پشه یی را در فاضلاب می اندازد
مرا بریزد در جبن ِ جمع
جنون از جانم فرار کند
مثل دیوانه یی ازتیمارستان
نه
مثل زنی از تجاوز گروهی