------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱۲, دوشنبه

پاسخ لرزانندۀ لینا «روزبه» به جواد خان

این متن کوچک، بیانگر تنها بخشی از تراژدی بی پایان جامعه ما نیست؛ اقامۀ تاریخی علیه آن است.


از سوال این که چرا حجاب ندارم و هر باری که من نارسایی از جامعه را مطرح میسازم،  در برابرش با این سوال سرمیخورم، خسته شده ام...پاسخی به جواد خان که باز در پست قبل نوشته تو حق نداری از اسلام حرف بزنی چون حجاب نداری!!!...

ای برادر..چه بسا فریفتندتان به حجاب و ریش و تسبیح، حال آن که در عقب آن، ملت های تان را به تباهی کشانیدند، کودکان تان را کشتند، سفره هایتان بی نان شد، خانه هایتان بی روشنایی، زندگی هایتان مرگ تدریجی...ولی آنقدر شعور نیافتید تا درک کنید که ریش و حجاب و تسبیح، از اسلام نمایندگی کند و هر کو حجاب و ریش و تسبیح داشت، مسلمان نیست و هر کو نداشت، کافر ....و هنوز با ریش و تسبیح و حجاب، فریب تان میدهند، حال آن که نخ های بسته به همان ریش داران و تسبیح داران و حجاب داران تان، به انچه کاملا با دین تان مغایرست؛ پیوند میخورد....شما را با ریش و تسبیح و حجاب فریفتند ولی نام دین را به انتحار گره زدند، انکشاف را از کشور های اسلامی به سرقت بردند و قتل عام مردم و کودکان تان را به دست خودتان عملی ساختند، سرزمین هایتان محراق ویرانه و خرابه گردید، علم و دانش و سواد را از نسل اندر نسل تان ربودند تا ریزه خوار و اعانه گیر باقی مانید..ولی شما بیدار نشدید!! نه خون، نه خرابه، نه عقب ماندگی، نه جهل، نه تحجر، نه فقر، نه حتی همان خون کودک تان، شما را از این خواب غفلت بیدار نکرد...شما را به ریش و تسبیح و حجاب فریفتند تا تبر های را که بر ریشه خود و دین میزنید، نبینید و به ریش تان خندیدند!!