------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۲۸, چهارشنبه

تروریزم گفتاری انجنیر نبیل «مسکین یار»

اگر بیننده گان تلویزیون آریانا افغانستان از جناب نبیل دعوت کنند که بیاید در جبهه «دندغوری» یا هلمند برای دفاع از «وطن» بجنگد؛ چه تصمیم می گیرد؟



انجنیرنبیل «مسکین یار» درگفتارهای شفاهی و سریالی خویش در تلویزیون آریانا افغانستان مدعی شد که اردوی ملی درافغانستان وجود ندارد؛ همه اش افراد وابسته به «تنظیم» ها می باشند که از آمران خود اطاعت می کنند. برای کسی که در امریکا نشسته واز صحنه دور است، گفتن این سخنان، تا اندازه یی قابل توجیه است اما سخت منافقانه و توهین به خون جوانانی است که برای بقای افغانستان زنده گی می بازند وخانواده های شان درجاده ها به حال خود رها می شوند.

انجنیرصاحب، از نظر من سخن شما، پنجاه درصد درست است. نظامیان اردوی کنونی اکثریت جوانان اند و درجمع نسل اول ودوم «تنظیم ها» هم حساب نمی شوند. اما ممکن است از کانال افراد و قوماندانان «تنظیم ها» وارد صفوف اردو شوند. هزاران تن از جوانان دیگر، از جمع لشکر بزرگ ورشکسته های اقتصادی، وبیکاران بی سواد، نیمه سواد و حتی دانش آموخته های دورۀ لیسه می باشند. این مردم، چه پشتون، چه تاجک، چه ازبک وهزاره، هیچ تعهدی به «تنظیم» ها ندارند؛ تمام دغدغه شان، نان آوری برای خانواده ها و مبارزه با تنگدستی است. اردو وپلیس تنها آدرس هایی است که درهرحال، برای منسوبان خود معاش می دهند. منابع اصلی معاش دولت و حکومت، از سوی دو تیم انحصار شده است.

وقتی بحث احتیاج و نیازمندی حیاتی مطرح باشد، تفاوتی بین فرد «تنظیمی» و افراد ضد تنظیم ها دیده نمی شود. با این حال، یک سوال کلیدی درین جا منتظر جواب است: چه کسانی غیر از نفرات وابسته به «تنظیم ها»، با خشم و انگیزه یی گره خورده و پخته شده علیه داعش و تروریزم طالب تا پای جان می جنگند؟ انصاف هم خوب چیز است. هرکس اگر حاضر نیست به تاریخ افغانستان پاسخ بدهد، لااقل به وجدان خود جواب بدهد.
شما آقای مسکین یار، حتماً درشبکه مجازی حضور دارید و بی تردید به یاد می آورید سربازان وافسرانی را که تروریست های انتحاری را به آغوش محکم گرفته و تلاش کردند جان دیگران را نجات بدهند؛ و سرانجام یگانه نعمت زنده گی یعنی زنده گی خود را از دست دادند. شما حتماً کودکان معصوم وزنان بی سرپرست آنان را دست کم برای یک مرتبه، تماشا کرده اید. شمار این افراد، به هزاران می رسد.

شما راست میگویید که آنها نفرات تنظیم ها استند یا ممکن است با استفاده از شناخت با سران تنظیمی به اردو و پلیس وارد شده باشند. پس چه باید کرد؟ فرزندان شما که حاضر به آمدن به افغانستان و جنگیدن برای افغانستان نیستند. وقتی از جنگ تنظیم ها علیه شوروی سخن می رود، سیاستگران جنگ ندیده و پروار شده در دنیای غرب ذوق زده می شوند و جنگ ضد شوروی مثل شیرو روغن به جان شان می فارد؛ اما در مرحله کنونی که هست و نیست افغانستان مطرح است، صدوهشتاد درجه از واقعیت روی می گردانند. اگر منظور تان چند صد نفر خائنی است که از نام تنظیم ها، اجاره دار همه چیز شده اند، بحث جداست و به ده ها هزار جانباز اردوی ملی ربطی ندارد و شما حق اهانت یا قضاوت در مورد آنان را ندارید. میلیون ها نفر از افراد وابسته به خانواده های تنظیم ها را چه گونه می توان از افغانستان بیرون کرد یا آنان را از جنگیدن علیه تروریزم داعش وطالب منصرف ساخت؟

این که نا ممکن است. مطمئن باشید که گور طالب وداعش، همین افغانستان است.
برفرض، افراد مرتبط به تنظیم ها محو و محروم و حذف شدند؛ آنگاه طالب و داعش بی درد سر، می آید و نظام خلافت برپا می کنند. فکر نمی کنم طرفدارآمدن داعش یا طالب باشید! یا هستید؟؟! ( این نکته را صریح به مخاطبان تان بگویید. به شخصه، برنیات شما مظنون شده ام.)
برفرض ده ها هزار نفر از تنظیم ها که در برابر طالب وداعش جبهه آراسته اند، از صحنه کنار کشیده شوند؛ آیا لشکرهای ذخیره جنگی که تروریزم خلافتی و دهشت افگنان آی، اس، آی را درهم بکوبد و بقای افغانستان را از تهدید قطعی نجات دهد؛ درکجا سراغ دارید. کجا اند لشکرهای خیالی که ما خبر نداریم؟
شما را بیننده های بی شماری تماشا می کنند. گمان نکنید که عقل تحلیلی مخاطبان شما، همیشه یک خط پائین تر از شماست؛ قطعاً بالاتر از درک ودریافت شماست. درست است که آرزوی شما، محو قطعی تنظیم هاست؛ اما اگر صد سال دیگر هم به طول عمر شما افزوده شود، به این آرزوی خویش نمی رسید. آدم دانشگاهی، معلم، رئیس، وزیر و بانکدار و سرمایه دار، هرگز درجبهه جنگ برای بقای افغانستان نجنگیده و توان جنگیدن هم نداشته است. بنا برین، نفی واقعیت در زمین واقعی، خوش آمد گویی به تروریزم است.