------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ اسفند ۵, چهارشنبه

محاصره ترکیه از شمال و جنوب

همه نشانه‌ها حاکی از آن است که بعد از ورود ایران به جامعه جهانی در پی توافق هسته‌ای این کشور به ستون دیگر آنها تبدیل شده است.


 شدت تنش میان آنکارا و مسکو در شمال سوریه به بالاترین سطح رسیده است به گونه ای که بسیاری بیم آن دارند که برخورد نظامی میان آنها صورت بگیرد. منطقه امنی که ترکیه در سوریه به دنبال آن بود، دیگر می رود تا به خبرهای قدیمی تبدیل شود. مشاجره میان اردوغان و دولت اوباما بر سر حمایت از کردها به اندازه ای شدید شده که روابط "استثنائی" دو کشور را تهدید می کند. آن چه آنکارا خط قرمز در استراتژی امنیتی خود می داند، واشنگتن توجهی به آن نمی کند و بیش از پیش بر توانایی های کردها از عراق تا سوریه حساب کرده است. حالا دیگر کار به جایی رسیده که همه می پرسند آخرین حامی ترکیه، ناتو چه برخوردی خواهد کرد؟ ناتو نمی تواند صفت هم پیمان را در مورد دومین ارتش عضو خود نادیده بگیرد، اما آیا ترکیه همچنان غرب را متحد خود می داند؟

ترکیه در ترازوی سابق ناتو، نمونه معتدل و در حال توسعه و دموکراتیکی بود که غرب تلاش می کرد آن را در شرق جهان اسلام تعمیم دهد. ترکیه سپری در بخش جنوبی برای مهار توسعه اتحاد جماهیر شوروی بود که مانع از دسترسی اش به آب های گرم دریای مدیترانه می شد، بعد از آن ترکیه به سپری برای برخورد با جاه طلبی های روسیه تبدیل شد که می خواست میراث دوران اتحاد جماهیر شوروی و امپراطوری قدیم روسیه را احیا کند، و در آخر تبدیل به سدی برای جلوگیری از نفوذ اسلام گرایان افراطی به جانب غرب شد.
در حال حاضر ترازوی ناتو تغییر کرده و به دنبال آن نیازهای ناتو به ترکیه نیز تغییر کرده اند:
اول: در گذشته ترکیه از سوی ناتو موظف به محاصره روسیه بود. امروز بعد از این که ارتش روسیه در سوریه خیمه زد، روس ها خود ترکیه را از شمال و جنوب محاصره کرده اند، از دریای سیاه تا دریای مدیترانه. ناتو تمایل ندارد به رویارویی باز ترکیه با روسیه آن هم در بازی برد و باختی که در همسایگی ترکیه در اراضی سوریه در جریان است، وارد شود. در عین حال از آنکارا دعوت به آرامش نمی کند برای این که برگه های بسیاری در اختیار دارد که می تواند به کمک آنها روسیه را به دردسر بیندازد و در صورت ضرورت آن را گوشه رینگ بگیرد.

 اما برای ناتو نبرد و استفاده از گزینه سلاح آخرین دارو است.
دوم: قضیه کُردی دیگر از اعماق فراموشی و بی توجهی جامعه جهانی خارج شده است. این پرونده جایگاهی ویژه در نگاه افکار عمومی غرب پیدا کرده و به اولویت استراتژی سیاسی و جئوسیاسی غرب در خاورمیانه جدید و نقشه ها و مناسبات آینده آن تبدیل شده است. در رویارویی بازی که آنکارا با کردها در پیش گرفته نه ناتو و نه فرماندهان آن متحدان سابق را به متحدان فعلی ترجیح نمی دهند.
سوم: قضیه سیل پناهندگان جدید به اروپا بر خلاف آن چیزی است که کشتی رویاهای ترکیه می خواهد، در حالی که ترکیه برای اروپا انگیزه مادی و سیاسی برای اتحاد محسوب می شد، اکنون دیگر به تهدیدی برای وحدت و یکپارچگی و بافت آن تبدیل شده است، مساله ای که سبب می شود بروکسل و متحدان فعال آن، در راس آنها ناتو، به بازبینی و حتی مجازات عوامل پشت پرده این مساله برخیزند.  
چهارم: ترکیه و اسرائیل دیگر تنها ستون های غرب در منطقه محسوب نمی شوند. همه نشانه ها حاکی از آن است که بعد از ورود ایران به جامعه جهانی در پی توافق هسته ای این کشور به ستون دیگر آنها تبدیل شده است.
تغییرات جوهری آنکارا را بر آن می دارد که در سیاست هایش بازبینی کند نه لج بازی.
منبع: النهار / تحریریه دیپلماسی ایرانی