------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ اسفند ۴, سه‌شنبه

چرا یک باره «سه حوت» به یاد شان آمد؟

استاد سیاف، دیروز بیش از حد خودش را در شرح جنایات خلقی ها «ایلا» داده بود. او به رُخ دیگر تراژدی هیچ اشارتی نکرد. این یک فرافگنی نفرت بار بود.


قیام بی نظم  مردم کابل در سه حوت سال 1358 یک خیزش کور بود.  از نظر دست آورد های مفید وپایدار برای آینده مردم، هیچ چیزی از آن باقی نماند. سوم حوت، نخستین جشن حمایتی از افراطیتی بود که سناریوی آن در دفاتر آی، اس، آی نوشته شده بود و سپس رؤیای حریق کابل را تحقق بخشید.
 من در روز های دوم و سوم حوت، با دستان خودم اوراقی را پخش می کردم که در پاکستان آن هم با خط اردو ( اما به فارسی و پشتو) تهیه شده بود. اما واقعیت این است که در سازماندهی خیزش سوم حوت، اساساً سازمان های وابسته به جریان «شعله جاوید» نقشی تعیین کننده داشتند. قیام، کدام مرجع رهبری معین نداشت. ولی تمام میوه های آن به زود ترین فرصت، درسبد آی،اس، ای و امریکا چیده شد.
تاریخ افغانستان گواهی میدهد که خود افغان ها از هیچ خیزش خویش برعلیه نیروهای داخلی یا خارجی، کدام سودی نبرده اند.
اکنون سه حوت سال 1358 را کدام منابع، یکی و یک بار آن هم در سال 2016 که تنور تنش بین روسیه و امریکا در خاورمیانه داغ شده، به یاد چند تنی آورد که از همان نسل، در قدرت و تقسیمات، حاضر و متباقی در غرب پیر شده اند؟ آنانی که تازه در ارگ کابل مستقر شده اند، از ستوات و مناسبت ها در تقویم افغانستان، اصلاً خبر ندارند. ارگ کابل اصلاً تاریخ های وقایع را از یاد برده بود؛ اما دیدیم که امسال، 26 دلو، روز خروج شوروی از افغانستان را در ارگ تجلیل کردند و چه «پُربیهوده» وراجی ها کردند.
صد های فاجعه مانند سه حوت از دست همین هایی که خود را وارث سوم حوت قلمداد می کنند، تا حال پیش چشم ما اتفاق افتاده اما عاملان، به گفتۀ ایرانی ها «یواشکی» تیر خود را می آورند. وقتی سرگرم زمین خواری و پول سازی بودند، مناسبت های مانند سوم حوت، مثل هشت ثور، در 15 سال اخیر، از حافظه شان دیلیت شده بود. بعد از شوروی و سقوط دولت متکی به آن، آن قدر در افغانستان جنایت و کشتار شده است که آمار کشته ها ومعلولین را هیچ کسی نمی تواند مشخص کند.
استاد سیاف، دیروز خیال موج سواری بر احساسات عامه داشت.
من به شخصه، در دو روز پی درپی دوم وسوم حوت همان سال در جاده ها بودم تا امروز نمی توانم افتخار آن را متعلق به طیف هایی بدانم که خود وقتی برسر قدرت آمدند، آن قدر تباهی وکشتار ثوابی راه انداختند که به نظر من، رقم کشتار آنان، از میزان کشتار شوروی و پرچمی وخلقی بیشتر است. 
من که حوادث سوم حوت را زنده به یاد دارم، هرگز شاهد نبودم که کشتار دسته جمعی، کوچ اجباری بزرگ، خانه سوزی و مسلمان کشی داوطلبانه در آن زمان، به اندازۀ جنگ های کابل پس از 1371 بوده باشد. کشتاری گسترده که «برادران مسلمان» در کابل و افغانستان بر پا کردند، به غیر از کارنامه های چنگیز وتیمور، درهیچ تاریخی مکرر نشده است.