------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۲۱, چهارشنبه

ضیاء مسعود؛ اعلان جنگ با پروژه بین المللی

اشاره: در جنگ پسا ملاعمر، دیگر هیچ راز پشت پرده وجود ندارد که مردم بیخ آن را درک کرده نتوانند.


اوضاع در افغانستان، هر روز تغییر می کند. امریکایی ها که از سوی متحد نزدیک خویش (پاکستان) در باتلاق افغانستان غرق شده اند؛ اکنون برای نجات از امواج آشوب بازهم دست پاکستان را در دست دارند. برای شکست امریکا غیرقابل تلافی امریکا، هیچ کسی اشک نمی ریزد و بعید است امریکایی ها، برای ورود به حیات خلوت مرز های جنوب روسیه، بتوانند از افغانستان به سلامت بگذرند.

درین میان گزارش میرسد که جنرال دوستم، با اما واگر های سختی درگیر است. هرچه از کرسی های ولایت، ریاست و برخی سفارت برایش امتیاز میدهند، به همان اندازه از خطری که درپس این تعارفات موج میزند؛ آگاهی دارد. وی برای آخرین بار، با نیمه رها کردن عملیات درشمال، ( که قرار بود زنجیره یی باشد)، شکست سیاسی سختی را به خود خرید. او میداند که بازی صلح، صرفاً بخشی از مدیریت زمان، برای کوردینه کردن جنگ منطقه یی است ولی درمصاحبه های مبالغه آمیز از جبهه فاریاب، وقار جنگی خود را مجروح ساخت؛ هرچند نفوذ کاریزماتیکی اش، هنوز دست ناخورده است. 

اکنون در دقایق نود، مرغ طغیان ضیاء مسعود، این بار، نه نا به هنگام، که خیلی سرموقع، بانگ برآورد و جنبش ملی را در مسأله قیمومیت برشمال، با چالش سخت رو به رو کرد. این پرخاش، (از آدرس دودمان احمد شاه مسعود)، تصادفی نیست و جهش آغاز شده، با یک رشته مشورت های منطقه یی مرتبط است که شخص ضیاء مسعود را درست به وسط معرکه جنگ وصلح در شمال، پرتاب کرد. این ها به همان «غلام عجمی» مشابه اند که وقتی درآب خفه شوند، معنی دریا را میفهمند.

محافل بین المللی دقیق مطلع اند که مصدر وخاستگاه شلیک شعار ضیاء مسعود، تنها با ریشه گیری نارضایی عمومی از عمل کرد امریکایی ها و پاکستانی ها در محاذات «شمال» رابطه ندارد؛ بل با خزشِ دهلیز زمینی «بندرچاه بهار»، وتشدید تحرکات نظامی روسیه در تاجکستان، و رزمایش عملیاتی مشترک هند- ایران در حوزه شمال شرق، همزمان است.
خبرهای تازه میرسانند که اروپایی ها برای مهار تحولات جنگ افغانستان، دست استمداد به سوی ایران دراز کرده اند. این همان چیزی بود که ایران برای آن سرمایه گزاری کرده بود.
موازی با این شکاف در درون دولت، بخش محوری حکومت، در اتحاد نا گفته با طالبان به سرمی برند و همه منتظر اند که چه پیش خواهد آمد. تلاش های سری برای قانع کردن جنرال دوستم برای اتحاد نظامی و سیاسی با تاجک ها در جریان است. به جنرال گفته شده است که اگر سقوطی اتفاق بیافتد، جنبش ملی نیز کاری از دستش برنخواهد آمد.