------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ اسفند ۶, پنجشنبه

ضربه پینالتی از دروازه «کاخ سپیدار» گذشت.

اشاره: هیچ جناح حکومتی، سالم نیست و معاصیان کبیره که نام شان درتاریخ افغانستان مرقوم شده، مال هردو جناح است. متوقف شوید؛ متوقف خواهید شد.


اعلام نتایج آراء انتخاباتی، ظاهراً ناگهانی است؛ اما این اقدام، ناگهانی نیست؛ بخشی از همان برنامۀ قبل از انتخابات است که هرگز کنار گذاشته نشد و دنبال «شرایط مساعد» بود. هدف گیری یوسف «نورستانی» ساده لوحی سیاسی است. چنین اعلام جنگ، ابتکار نورستانی نیست. نه محفل دکترغنی ونه امریکایی ها، خواستار تشکیل یک نظام «صدارتی» نیستند که قرار است در پایان دو سال نخست، کار حکومت التقاطی «وحدت ملی» صورت رسمی به خود بگیرد. 
تاج محمد «جاهد» یک ساده خیالی ارثی دارد و ناحق خوشحال است. وی از قول اردوی 207 ظفر حذف و پارسل شده به وزارت داخله «پست» شد.
دکترعبدالله دو راه دارد: یا مثل اعلام ناگهانی نتایج غلط در غلط انتخابات «ناگهان» از حکومت بیرون رود و یا آن که رسماً از طریق مطبوعات به حکومت کابل و امریکا تفهیم کند که عواقب این اقدام، هرچه باشد، به دوش آن ها خواهد بود.

حکومت کابل، پاکستان و امریکایی ها، البته حساب وکتاب هایی نزد خود دارند؛ اما من درحیرتم که حساب و کتاب آن ها چه خواهد بود؟ من که کدام حساب و کتابی را که یک آشوب عظیم دیگر را «دهن بند» بزند؛ سراغ ندارم. این محاسبه، فوق العاده غلط و خطرناک است. نفی تشکیل حاکمیت پارلمانی، توقف توزیع شناسنامه های برقی و اصلاح سکتور انتخاباتی، نتیجه منطقی مذاکرات اخیر با پاکستان است. ظاهراً این طور برنامه ریزی شده است که به این مسایل، بعد از عزل یا استعفای داوطلبانه یا اجباری دکتر عبدالله به شیوۀ پندارهای هفتاد سال پیش پرداخته شود.

حالا که یک «چنگالی سنگ» کلان بر شیشۀ «توافق سیاسی» کوبیده شده است؛ ممکن است باعث خوشحالی شماری از انارشیست های خارج از جریان «تصمیم گیری های سری» بشود؛ اما همه مجریان، به خصوص «چک چکی» های خزیده در سایه های تبلیغاتی، حداقل می توانند با نگاه به گذشتۀ این گونه برخورد های حذفی، میزان خوشی و ذوق زده گی شان را اندازه بگیرند. قضیه روشن است:
احیای رسمی طالبان، ختم ساختار کنونی حکومت و سپس حرکت خرمن کوبانه به سوی کندز.
بعد ازین، هیچ اقدامی براساس مدارا پیش نمی رود. نیمی از حکومت به رهبری عبدالله، از نظر جریان طرفدار دکترغنی، همچون صخره یی در غلتک یک نشیب تند افتاده و سرنوشتش سقوط کامل است. اما محاسبه غلط نکنند که همه چیز درهم می ریزد. تا سکون بعد از سقوط، خطراتی در راه است؛ خطراتی که فقط تاریخ عجیب وغریب افغانستان می تواند تولید کند. کوه پارۀ «کاخ سپیدار» ممکن است از فراز تا فرو افتی در آخرین مرز سقوط، پاش پاش شود؛ اما این هم ممکن است که بر پیکرۀ کاخ شیشه یی حریف طوری خودش را بکوبد که همه چیز به قول خیام «همچون کف دست» شود.
بازهم، پیوست به نظرات قبلی، مکرر می کنم که این اقدام، گذشته از پاسخ عملیاتی ایران و هند وروسیه، در سطح داخلی، برای اعلام و رستاخیز حکومت «خراسان» یک فرصت طلایی فراهم ساخته است.