------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۹, دوشنبه

بازی از قبل باخته شده با قطعه «حکمتیار»

احتمال تولد یک توطئه جدید 


در یک هفتۀ اخیر، دریافت گزارش های خصوصی در بارۀ «پینه» کردن حزب اسلامی شاخه حکمتیار درسکتور های حساس امنیتی، دست کم در سه مورد مکرر شده است. رایزنی حکومت درین باره با متحدان بین المللی ادامه دارد. این تحول، فرارآگاهانۀ حکومت کابل به سوی یک برنامۀ گریز ناپذیر جنگ تازه علیه «ائتلاف شمال» و محور ایران، روسیه وهند است.

سپردن احتمالی بخشی از امور دفاعی به حزب اسلامی حکمتیار که در پانزده سال اخیر، به طور آشکار و متناوب، به شبکۀ القاعده، طالب و حتی داعش بیعت کرده، نشان میدهد که این قضیه یکی از گزینه های آزمایشی ناتو و امریکا برای گشایش مسیر «شمال» به ماوراء شمال است. به نظرمی رسد که آنان فکر می کنند که آوردن حکمتیار از حاشیه به متن، بتواند به برنامه عمومی کمکی بکند. خبطی با این بزرگی، قابل تصور نیست.

 این طرح، به همان مقیاسی که به منظور بدتر کردن وضعیت عمومی پیشنهاد شده، با توان ضرب سه، به جنگی دامن میزند تا حکومت کنونی سرنگون شود؛ مگر پی آمد آن در درازمدت،  برای تحقق پالیسی عبور از «شمال» یا اعمال فشار بر روسیه، ترساندن ایران و تطمیع آسیای میانه به زنان امریکا است. حساسیت درین باره به حدی عمیق است که حتی این گزینه، سودِ کوتاه مدت نیز ندارد و خیلی به امریکا ضرر می رساند.

امریکا وجهان، از رهبران «جهادی» در سه دورِ لگدمالی نظم واقتصاد افغانستان بهره گیری کردند. از ملاعمر و بن لادن در دو مأموریت استفاده به عمل آمد. از حکمتیار نیز دو نوبت کارگرفته شد. نوبت سومی، وجود ندارد؛ مگر این که آن ها آماده باشند که شیرینی حاصل از دو نوبت اول را به کام خویش تلخ کنند.

 انگلیس ها که در افغانستان شناسی مغز پخته تر دارند، به هر اندازه یی که زود تر«عموسام» را ازین کار برحذر بدارند؛ به نفع هردوی شان است. به نظر می رسد انگلیس ها بی میل نیستند که امریکا درین کوهستانات، به ذلت بیفتد. این قصه بس طولانی است. با آوردن تحمیلی حکمتیار ممکن است عمر جنگ داخلی طولانی شود؛ مگر چنین جنگی، هدف و ایستگاه آخر را به زودی به سوی حضور ناتو و امریکا تغییر خواهد داد.

ضدیت با پالیسی کنونی امریکا، از داخل ولسی جرگه شروع تا، شهرها و شهرستان ها، درمیان ناظران قبلاً خوشبین وبی طرف سیاسی، متحدان سابق تنظیمی، و اردوگاه ضد طالبان و پاکستان درحال گسترش است.
حکمتیار در از بین بردن زیرساخت های نظام واداره در افغانستان در سال های شصت وهفتاد به پالیسی «بازیگران» خدمات سرنوشت سازی انجام داد؛ اما در شرایط حاضر، کاربردِ به صرفه برای حکومت کابل، پاکستان وامریکا ندارد. دیگر چیزی در افغانستان برای تخریب و به هم ریزی وجود ندارد. او دیگر یک «فسانه» است.