------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ اسفند ۲۴, دوشنبه

درخواست «خواص» از ماما وردگ

شماری از «خواص» از من خواسته اند میان آن ها و ماما وردگ ( پخته نویس فیس بوکی) میانجیگری کنم. خلاصه نظر خواص چنین است: فیس بوک تکانی نه به خودت خوب است نه به خلق الله و بهتراین است که حقوق رعایای ارشد٬ میانه و عادی از سوی شما رعایت شود.  

ماما وردگ ناوقت های شب گذشته این فرسته را منتشر کرده است:
 
فهرست رفیق های فیسبوکی ام را می تکانم از کسانی که نوشته هایشان مرا افسرده، آزرده، اذیت و ناراحت می کنند.
درین شمار، کسانی را که گمان می کنند:
رویترز و آسوشیتید پرس هرگز نمی توانند به خوبی آنها عکس گردن های بریده و تن های متلاشی شده را بگذارند؛
در کچالو و شلغم اسم الله را می بینند؛
وظیفه ایمانی شان می دانند دیگران را به «راه راست» هدایت کنند و از خداوند به دیگران «طلب هدایت» می کنند؛...
طالبان را فرزندان صدیق و فداکار و ایثارگر این وطن و خدا و دین می دانند؛
آنهایی که تصور می کنند دیوار برلین را چپه و سمرقند و بخارا تا کل اروپای شرقی را آزاد کرده اند؛
تصور می کنند بهترین کاری که برای نجات افغانستان می توانند این است که تمام افراد تمام اقوام دیگر را باید بکشند و یا آنها را قناعت دهند که به نقش درجه دومی شان قناعت کنند و شوله شان را بخورند و پرده شان را بکنند؛
آنانی که تصور می کنند حامل فرهنگ و تمدن اعلای بشری اند و غیر از خودشان دیگران بدوی، وحشی و بی فرهنگند؛
آنانی که تصور می کنند آن قدر مورد ظلم قرار داشته اند که اگر از تمام مردم غیر از خودشان سه صد بار متنفر باشند، بازهم کم است؛
آنانی که تمام اقوام دیگر، غیر از قوم مبارک خود، را مهاجر می دانند و برای هریک «ستانی» آدرس می دهند؛
آنانی که ازشان در مورد امکان تعامل اکسایدهای نایتروجن با سلفر در شرایط جوی مریخ هم مصاحبه بخواهی، می آیند و گپهای «کارشناسیک» می زنند و استادند بدون این که سند صنف دوازده مکتب داشته باشند؛
آنهایی که برای هر شغلی و هر منصبی یک کاندیدا دارند، وزیر دفاع هم دارند، وزیر داخله هم و...؛
آنهایی که شعرهای شل شلغم شوربایی می گذارند و قیافه وقیحِ اهم الشعرا هم می گیرند؛
آنهایی که هیچ چیزی نمی نویسند و برای این که مستعار بودن شان را پنهان کنند، اله پته اله پته مطالب دیگران را بازنشر می کنند؛
آنهایی که در دو ماه سه کتاب تحقیقی می نویسند؛
آنهایی که در سه ماه زمستان هفتصد و نزده عراده کتاب فلسفی مطالعه می کنند؛
آنهایی که برای دوست داشتن بهتر کرکت، حتمن باید از فوتبال و تیکواندو متنفر باشند و هکذا برعکس؛
و آنهایی که به ماما «هدایت» می دهند چطوری بنویسد و چطوری ننویسد را از این فهرست تا دم دروازه مشایعت می کنم. و از هیچ کدامشان معذرت نمی خواهم.