------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۱۱, چهارشنبه

طرح ائتلاف تاجک - بلوچ در نبرد های پیش رو

حاشیه یی بر نگرانی های مکرر لطیف «پدرام»
اشاره: آن چه به عنوان خطاب مستقیم به پدرام از قلم صبور «رحیل» مطرح شده، به نظرم، بهترین پاسخ به شعارگرایی های محض ایشان است. من اندربابِ مبحث اصلی در گسترۀ «شمال» ، یافته های خود را می آورم. 


لطیف «پدرام» از تشدید جنگ نیابتی امریکا به هدف عبور به سوی آسیای میانه و به خطرانداختن منافع چین و روسیه، کماکان ابراز دلخوری کرده است. چنین برنامه یی، با روی کار آمدن جمهوری خواهان محافظه کار در انتخابات پیش رو درامریکا، ممکن است روی دست گرفته شود؛ اما عملی کردن آن در توان امریکایی کنونی نیست. این پروژه، به ظرفیتِ دیرمدتِ مجری های محلی مرتبط است. طالب یک نیروی به شدت محلی، به شدت قومی وبسته است و هرچند فاشیست های مذهبی تاجک و ازبک را با خود دارد؛ دراجرای برنامه کلان به سوی آسیای میانه به درد نمی خورد. مسیر داعش، پیشاپیش با تدابیر پیچیدۀ ایران، روسیه، هند و ائتلاف شمال، بند افتاده است و جنگجویان چند ملیتی که اراضی افغانستان را برای خویش نوعی بیشۀ ترسناک و نا آشنا احساس می کنند، مدت ها پیش، طاقت زرمایش از کف داده و به وسیله شاخه های متفرق طالبان، نوعی سیم های خار دار به دور آنان کشیده شده است.
این پروژه در زمان کرزی- فهیم امکان یک اندازه تحقق داشت؛ حالا ندارد. 

باید اعتراف کرد که امکانات دیرپا نگهداری جنگ در شمال زیاد است، فراتر از آن، کاری از دست پاکستان وامریکا ساخته نیست. اگر زیادی فشار وارد کنند، پروژه ائتلاف بلوچ ها وتاجک که درحال تئوریزه شدن است؛ به عنوان بدیل غالب، از جعبه میزهای اطلاعاتی، به میدان های زندۀ جنگ انتقال داده خواهد شد.  این بخشی از برنامه «کنترول از شمال» است.   درحال حاضر، میان هند وایران از نظر ساختاری و مدیریت آیندۀ آن هنوزمسایلی قابل بحث باقی مانده است. ایران، ازسیستان و بلوچستان قلمرو خودش مشوش است. به هرحال، در جنگ صرفاً «نیابتی» هنوز بلوچستان در آوردگاه ظاهر نشده است. قلمرو بزرگ بلوچستان جز خاک پاکستان نیست؛ حتی در زمان انگلیس، معامله با بلوچ ها، به طور مستقل صورت می گرفت. به سخن حافظ دم نقد «یک نکته درین معنی، گفتیم وهمین باشد.»
«شمال» افغانستان از اختیار امریکا و ناتو در رفته است. مغز عوام و خواص علیه این برنامه پر مقاومت تر شده است. دلیلش این است که مردم به تجربه دریافتند که امریکا وغرب، به جای استقرار سرمایه و توسعه در داخل افغانستان، هزینه های بزرگی را به نام کمک به افغانستان به کیسه های خود شان، کیسه های آی، اس آی و یک اقلیت جابر حکومتی و «تنظیمی» واریز کرده اند. مردم دست خالی، در احساس خشمی خارج از کنترول غرقه گشته اند. امریکا می تواند جنگ را به طور همه جانبه به سوی آسیای میانه انتقال بدهد؛ مشروط برین که:
یک) اقتصاد جنگ به نفع افغانستان بچرخد  و روی توانمندی های راهبردی مردم ( نه واسطه های خاین) حساب بزرگ مالی باز شود.
دو) مراجعه به مردم، یک ائتلاف واقعی جدید بین افغانستان و جهان به وجود آورده می تواند؛ درغیرآن، همه میدانیم که اوضاع و احوال، با گذشت هر روز، به حساب منافع غرب، گردش منفی دارد.
سه) اجندای خزش و بذرکاری های قومی از استقامت «جنوب» مطابق سریال دوره عبدالرحمن، امان الله خان و نادر خان وطالبان، به طور کامل ملغا قرار داده شود.
 اگر این شرطی تعیین کننده به نحوی دست کم گرفته شود، اوضاع ناگوار کنونی در دو جهت، انکشاف می کند؛ راه اندازی جنگ علیه امریکا وغرب و فراهم شدن فضای سیاسی ونظامی برای تحقق کنترول «جنوب» از استقامت «شمال»