------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۰, جمعه

روایت یونس قانونی از «دل تاریخ!!»

اولاد های شهدا، به موتر شوی و گدایان دایمی بدل شده اند.  اولاد های شهدا را می رقصانند؛ و شبانگاه به کرایه میدهند؛ اولاد های شهدا را در جبهات جنگ به کشتن می دهند؛ اولاد های شهدا را ...



یونس قانونی از وندبازان تاریخ، در روز گرامیداشت از هشتم ثور 1371 گفت:
هشتم ثور پیروزی انقلاب یک ملت بزرگ در دل تاریخ است. قانونی لفاظ ترین چهره یی است که غیراز خودش، هیچ کسی از وی خیری ندیده است. سه ساعت گپ بزند، تمام واژه هایی که تا وبالا می اندازد از دوصد تا بیشتر نیست.  او «پیروزی» را توضیح نمی دهد؛ به همان میزانی که از شرح شکست ها و تباهی زیرساخت های افغانستان «تیرخود را می آورد.» نتایج آن پیروزی چه چیزی است که تا امروز، جوی خون در کوچه ها و قصبات و راه ها روان است؟
کسی که از پیروزی در دل تاریخ!! گپ میزند، گاهی متوجه می شود که ده ها هزار کودک و زن و معلول، چرا در جاده های کابل به خاطر یک لقمه نان، شخصیت خود را می شکنند و زمانی که موتر قانونی ها می گذرد، با صورت های خسته و سوخته به کاروان موتر ها چشم می دوزند. می دوند در شیشه های موتر ها تک تک می کنند. پیروزی در دل تاریخ تعبیرش برای قانونی، دسترسی به ثروت شخصی و بار کردن عروس خود زیر پنج کیلو طلا در لندن است؟
سلطان فساد چه می گوید؟ او که از «دل تاریخ» یک روایت غلط بیرون می آورد، آیا نمی داند که او و دیگر همسویان، هرگز توان غایب شدن از گسترۀ حافظۀ اجتماعی و «تاریخ» را ندارند؟