------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۱۳, جمعه

مهم ترین رویداد مرتبط با افغانستان

سفر بی ثمر حسن روحانی به پاکستان

اشاره: بعد از شکست پروژه احداث خط لوله گاز بین ایران و پاکستان٬ راه برای تسریع و گسترش پروژه مشترک «چاه بهار» با مدیریت ایران- هند از مسیر افغانستان بیش از هر زمان دیگر صاف شده است.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران که به همراه هیئتی بزرگ از وزرا و مسئولان عالی‌رتبه دولتی و تجار ایرانی به پاکستان رفته بود، با دست خالی به تهران باز گشت.
البته در این سفر دو روزه تشریفات و تعارفات سیاسی در حد کمال بود. حاصل این سفر امضای شش تفاهم‌نامه همکاری (و نه قرارداد) و انعقاد جلسات متعدد ملاقات با علما و ادبا و مسئولان کشوری و لشکری پاکستان بود. اما گویا حضور پررنگ اقتصادی چین و سایه سنگین نفوذ آمریکا و عربستان سعودی بر مقدرات پاکستان این اجازه را به هیئت بلندپایه ایرانی نداد که به اهداف سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود برسد.
در جریان سفر آقای روحانی هیچ قرارداد یا توافق عملی در مورد سه هدف اصلی سفر یعنی تعمیق روابط سیاسی (سوای تعارفات معمول)، رونق اقتصادی و تجاری و به خصوص توافق نهایی برای خط لوله گاز ایران و پاکستان و مسائل امنیتی بین طرفین امضاء نشد. به عقیده نگارنده، مقامات دولت آقای روحانی تکالیف پژوهشی، آماده‌سازی و به عبارتی "مشق شب" خود را برای این سفر خوب به درستی نداده بودند. به جای بازده عملی، تکیه و برنامه‌ریزی زیادی بر روی تشریفات شده بود.
بر اساس گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری ایران، آقای روحانی در نشست با نخست‌وزیر و مقام‌های ارشد کابینه پاکستان در اسلام‌آباد گفت: "ایران تأمین امنیت انرژی پاکستان را بر عهده می‌گیرد و مردم پاکستان مطمئن باشند که تهران به عنوان یک شریک راهبردی، همواره در زمینه نفت، گاز و برق از همه توان خود برای تأمین خواست آنان، استفاده خواهد کرد". اما واقعیت این است که چین از منظر اقتصادی و آمریکا و عربستان از منظر سیاسی هرگز اجازه نخواهند داد تا متحد آنها یعنی پاکستان برای تأمین انرژی خود به جمهوری اسلامی وابسته باشد.
یک هفته قبل از سفر آقای روحانی، رئیس‌جمهور ترکمنستان به پاکستان سفر کرده بود و مورد استقبال گرم مقامات پاکستانی قرار گرفته بود. قرار است بخش عمده نیاز گاز پاکستان از طریق خط لوله صلح ترکمنستان ـ افغانستان ـ پاکستان و هندوستان تأمین شود که از دی‌ماه سال گذشته با حضور شرکت‌های ژاپنی و ترکیه و سرمایه‌گذاری کشورهای عربی کار احداث آن آغاز شده است. دومین گزینه عملی برای پاکستان خرید گاز مایع از قطر است که مرحله اجرایی آن از ماه پیش آغاز شده است. در حال حاضر کشتی‌های گاز مایع به بندر کراچی می‌روند، اما قرار است به‌زودی با کمک چین خط لوله جنوب ـ شمال پاکستان از بندر گوادر در سواحل بلوچستان تا شمال پاکستان احداث شود. خط لوله دیگری از کراچی تا لاهور نیز برای حمل گاز قطر احداث خواهد شد. در نتیجه از نظر راهبردی و عملی ترکمنستان و قطر تأمین کننده انرژی پاکستان در کوتاه مدت و میان مدت خواهند بود.
عربستان هم نسبت به تأمین کامل نیاز پاکستان به نفت متعهد است. بحث سرمایه‌گذاری روسیه در تأمین انرژی پاکستان نیز به‌صورت جدی مطرح است. مضافاً قرار است پاکستان بیش از هزار مگاوات برق از تاجیکستان خریداری کند. پاکستان در حال حاضر سه نیروگاه هسته‌ای برای تأمین شش درصد برق کشور را دارد. قرار است تا سال ٢٠۵٠ میلادی پنجاه نیروگاه هسته‌ای دیگر ساخته شود.
وزیر نفت پاکستان در جریان سفر اخیر به هیئت ایرانی گفت: "به دلیل وجود برخی تحریم‌ها، نمی‌توان برای پروژه خط لوله گاز ایران - پاکستان کاری انجام داد".
چین که بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در پاکستان است با صرف بیش از ۴۶ میلیارد دلار در پروژه گسترده خود بنام "کریدور اقتصادی چین و پاکستان" متضمن استخراج وسیع زغال سنگ و استفاده از انرژی‌های طبیعی نظیر باد و خورشید در پاکستان شده است. در نتیجه پاکستان در یک شرایط درمانده و مستأصل برای "شریک تأمین انرژی" نیست.
سیاست بیش از سه دهه دشمن‌تراشی و ماجراجویی و غرب‌ستیزی دیرینه جمهوری اسلامی، ایران را در موقعیت بسیار ضعیفی قرار داده است. نواز شریف نخست‌وزیر پاکستان هفته آینده با باراک اوباما در واشنگتن دیدار خواهد کرد. مسلماً رئیس‌جمهور آمریکا اتکای بیشتر پاکستان به منابع انرژی ایران را تشویق نخواهد کرد.
سماجت ایدئولوژیک و مذهبی نظام جمهوری اسلامی و عملکرد غیرعقلانی آن در مناسبات جهانی و معادلات اقتصادی به انزوای بیشتر آن منجر شده و خواهد شد. به‌عنوان مثال بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی پاکستان را به دلیل اسلامی بودن به شراکت با هندوستان ترجیح می‌دهند. این در حالی است که پاکستان چین را بر همه ترجیح داده است. هندوستان که اعتماد چندانی به پاکستان ندارد، به ایران پیشنهاد داده است تا با سرمایه‌گذاری خود طرح انتقال گاز ایران به هند از طریق بستر دریا را عملی کند. اما گفته می‌شود برخی از مقامات مذهبی جمهوری اسلامی معتقدند که دور زدن یک کشور اسلامی و "برادر" یعنی پاکستان زیبنده نظام اسلامی ایران نیست.
سیاست‌گذاران جمهوری اسلامی در مورد جایگاه رقابتی بندر گوادر در بلوچستان پاکستان که به چین واگذار شده است، و چابهار در بلوچستان ایران نگاهی بسیار ساده‌لوحانه و عملکردی آشفته و نابسامان دارند. آنها اصولاً از بهره‌وری جایگاه مزیت رقابتی چابهار در منطقه اطلاع علمی ندارند. به همین دلیل یک روز چینی‌ها را برای سرمایه‌گذاری به چابهار دعوت می‌کنند، روز دیگر عمان و پاکستان را و هفته بعد از هندوستان می‌خواهند که در چابهار سرمایه‌گذاری بکند. چند روز بعد افغان‌ها و برزیلی‌ها را دعوت می‌کنند. بر خلاف آنچه که در گوادر به‌صورت مشخص و روشن اتفاق افتاد، جمهوری اسلامی سیاست روشن و مشخصی برای توسعه و عملی نمودن سرمایه‌گذاری راهبردی در چابهار ندارد و از سیاست سردرگم "هر چه پیش آید خوش آید" پیروی می‌کنند.
در مورد روابط سیاسی نیز اتفاق جدیدی رخ نداده زیرا ایران و پاکستان به‌عنوان دو همسایه اجتناب‌ناپذیر همواره رابطه نسبتاً خوب سیاسی داشته‌اند. ایران اولین کشوری بود که کشور پاکستان را به رسمیت شناخت. ایران در اوایل دهه هفتاد میلادی و با درخواست ذوالفقار علی بوتو برای سرکوب شورشیان جدایی خواه بلوچ، نیروی هوایی خود را فرستاد. اما امروزه پاکستان که بیش از یک میلیارد دلار کمک از آمریکا دریافت می‌کند و اخیراً نیز عربستان سعودی یک و نیم میلیارد دلار به آن کشور کمک کرد، اقتصاد کشور خود را به چین واگذار کرده و از نظر سیاسی نیز به آمریکا و عربستان نزدیک است. اگرچه همگان از سیاست دودوزه بازی پنهانی و دوگانه نهادهای امنیتی و نظامی پاکستان آگاه هستند. به‌طور مثال از آمریکا برای یافتن اسامه بن لادن کمک دریافت می‌کرد و از سوی دیگر برای حفظ جان وی حداکثر تلاش را می‌نمود.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی بنا به ماهیت دوگانه و سیاست خردگریز خویش، راهبردی منسجم در سیاست‌گذاری اقتصادی و تعامل تجاری با دنیا ندارد. تفکر قدیمی مبتنی بر فروش نفت و پسته و قالی و زعفران در دنیای پیچیده امروز محلی از اعراب ندارد. مضاف بر اینکه جمهوری اسلامی از پشت عینک مذهبی و "دیگرستیزی" و آزمایش‌های موشکی تبلیغات ـ محور خود به دنیای مدرن امروز می‌نگرد.
دنیای امروز دنیایی است که در آن نمی‌توان تار و پود سیاست را از رگه‌های اقتصاد جهانی جدا کرد. متأسفانه سردرگمی نظام جمهوری اسلامی با طرح شعارهایی پوچ و عوام‌فریبانه نظیر "اقتصادی ایزوله مقاومتی"، آمیخته با رانت‌خواری مفرط نهادینه شده در بدنه اقتصاد داخلی و ماجراجویی نظامی در منطقه و بی‌کفایتی در سطح مدیریت خرد و کلان کشور باعث شده است که ایران حتی در تعامل با کشور همسایه‌ای مثل پاکستان ناکام بماند. به‌عنوان مثال وزیران جمهوری اسلامی مدت‌های طولانی است که برای زمینه اجرایی کردن موافقت نامه امنیتی بارها به پاکستان سفر کرده‌اند و عملاً دست خالی بر می‌گردند. در اردیبهشت سال گذشته رحمانی فضلی (وزیر کشور) در سفر خود به اسلام‌آباد از مقامات پاکستان قول اجرای موافقت‌نامه امنیتی را گرفته بود. دقیقاً همان قول این بار به رئیس‌جمهور ایران نیز داده شد.
آقای روحانی که وزیر کشور و استاندار سیستان و بلوچستان نیز او را همراهی می‌کردند، در ابتدای سفر خود ابراز امیدواری کرده بود که موافقت نامه امنیتی که بین دو کشور وجود دارد هر چه سریع‌تر عملیاتی شود تا امنیت مرزهای شرقی ایران تأمین شود و در راستای توسعه استان سیستان و بلوچستان فعالیت صورت گیرد. غافل از اینکه پاکستان در مسائل امنیتی و دخالت در امور همسایگان خود سابقه طولانی دارد. ظاهراً به‌جز برخی از قول و قرارهای مرسوم و متعارف در زمینه عملیاتی کردن قرارداد امنیتی ایران و پاکستان، هیچ‌گونه توافق جامع و عملی برای اجرای قراردادی که هر دو طرف آن را امضاء کرده‌اند صورت نگرفته است.
در نتیجه از منظر عملی و بخصوص در رابطه با خط لوله گاز ایران و پاکستان (که ایران با هزینه بسیار زیادی سهم خود را ادا کرده است) و مسائل امنیتی و مبارزه با تروریسم بین‌المللی و اجرایی نمودن قرارداد امنیتی، سفر هیئت بزرگ ایران به پاکستان نتیجه ملموسی نداشته است. اگرچه حرف‌های زیادی زده شد و نشست‌های فراوانی صورت گرفت.