------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۴, سه‌شنبه

با جنگ دوستم وعطا، جشن ها برپا خواهد شد.


درشمال دیگر سنگر خالی وجود ندارد. شمال، به طور تمام عیار به میدان به جنگ روس و ترک بدل نمی شود. ترکیه بازی را نه به روسیه که به ایران خواهد باخت.


همایش هفتاد وپنجمین سالیاد امیرعلی شیر نوایی، وزیر مدبر با فرهنگ در دوره درخشان تیموریان، درغلتک اهداف سیاسی افتاد. جنرال دوستم به شریک حکومتی خویش – دکترغنی- وجمیع اهل وبیت جریان «تحول وتداوم» یک تحفه لفظی پیشکش کرد که سخت حساس بود و یک لایۀ مهم از روی اسرار سیاسی و عملیاتی در شمال برداشت. وی تقریباً به نماینده گی از ازبکستان و ترکیه به شرکای سیاسی خویش در افغانستان اطمینان داد که مثلت ترکیه، ازبکستان وجنبش ملی در عقب شما ایستاده است. شأن و شکوه وزیرکاردان تیموری با ملحوظات سیاسی درهم آمیخته شد و دوستم فرصت یافت در شرایطی خاص، همان پیام سر راست رییس ستاد ارتش ترکیه را که در سفرش به کابل به دکترغنی رسانیده بود، تازه کند.

جنگ تاریخی روس- ترک که درمحاذات عراق وشام دو باره سربرآورده، اکنون قراراست درافغانستان وآسیای میانه تسری یابد.
این اشاره که باید در خفا صورت می گرفت، در ملاء عام صورت اتفاق افتاد. البته چیز بسیار پنهان و بکری در سخنان جنرال نبود. قضیه بیش از آن چه جنرال برزبان آورد، در اذهان عمومی می چرخد. قانونمندی جنگ و کشاکش در شمال، اکنون برای همه ناظران با طرف و بی طرف، روشن است. سخنان جنرال با هشدار عطا محمد نور به نشانی امریکا و مراجع دیگر که وی مشخص نام نبرد، همزمان بود. به هر اندازه یی که گمان برید این امر اتفاقی بوده، به همان اندازه، از روی محاسبه بوده.

 عطا نور تصریح کرد که دسته جات داعش به شمال افغانستان «آورده می شوند» نه آن که خود شان می آیند! این جنبۀ سخنان والی بلخ، به همان اندازه برهنه بود که تحفۀ لفظی و مناسبتی جنرال دوستم به دکترغنی. عطا نور، در موضع گیری دیروز، برای نخستین بار، در برابر سه جبهه ایستاد: امریکا، دولت کابل و ( دربرابرجنرال دوستم) که به طور سنتی ایستاده است.

قرار است چه اتفاقی بیفتد؟
«سکان» اولی سناریوی نگارش یافته برای شمال، پریدن به سروشانه همدیگر برسر حرمت نگهداری و حرمت شکنی «عکس ها» بود. این سناریو با توجه به چنگ و دندان نشان دادن های به ظاهر «نرم» رسانه یی از سوی دوستم وعطا، ممکن است در موقعی مقتضی، ورق بخورد. بنده فکر می کنم که هرچه فشار جنگ برای کنترول شمال، سخت تر شود، وضعیت برای نیروهای خارجی نا امن تر می شود. یک بخش فلسفۀ زورآزمایی درشمال، همین است. امریکا توانایی آن را دارد که به سوی یک معامله به صرفه برای همه بازیگران، پیش برود. زور آزمایی بر سر کنترول برآسیای میانه، اکنون بیش از هرزمان دیگر، زیگنال های سریع خطر و پیشروی «ناممکن» را به صدا در می آورد. تفاهم منطقه یی برای تقسیم عادلانه وبهره وری همه گانی از ذخایر استراتیژیک آسیای مرکزی، برای افغانستان بسیار مهم است. 
شمال، برای طالب، داعش و القاعده یک ماحول مساعد نیست. در صورت نخستین جرقه، امکانات تعرض نیابتی و متقابل به رهبری ایران و روسیه وجود دارد. اگر پروژه برای عبور از سد بلخ نتیجه ندهد، منتظر پروژه عبور از سد هندوکش به سوی کابل باشید.  بالاخره یک جناح درین این تمبه و تیله به زمین می افتد. با این پروژه یی که تا آستانۀ شروع «بهاری» تقرب کرده، خیلی دشوار است عقل آدم قبول کند که «توازن» کنونی برقرار خواهد ماند.