------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۰, جمعه

خاک سپاری امیرکلکانی؛ پاسخ تاریخ به تاریخ

یادداشت به کمیسیون خاک سپاری امیر حبیب الله:

تا جایی که بنده از نزدیک درجریان بودم تنها و یگانه مجمع مخالف با خاک سپاری واعاده حیثیت به حبیب الله خان کلکانی در سال های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ فقط رهبران «حکومتی» جمیعت اسلامی به رهبری مارشال فهیم بود و همچنان درین کارشکنی همه آنانی که در مقامات بالا تکیه زده بودند؛ شریک بودند. تا جایی که معلومات دارم حالا نیز شماری از آنان درکمال منافقت، با این حرکت مخالف یا آن بی تفاوت اند. ولی فضا به نفع شان نیست وحتی تنی چند از آن ها به هم سواری سبوتاژ گرانه با این جریان آماده اند تا درین قضیه خلع اعتبار نشوند.
با تاریخ نمی شود شوخی کرد. دیر یا زود، مسیر اصلی خود را پیدا می کند. با اصول روایت تاریخ افغانستان، بسیار بازی شده است. تنها دودمان آل یحیی درین ماجرا طوق لعنت به گردن ندارد؛ بسیاری از حشری های داوطلب، چاپلوسان، ایدئولوژی زده ها، و نمک حلالان دم و دستگاه و میراث گیران قیاس های باطل شده، درین مسأله زخمی زده اند و میزنند.
تاریخ در یک مقطع، داود خان را درگور گمنام فرو برد؛ دریک مقطع دیگر، روی تپه «اسکاد» فراز آمد. امروز ما شاهدیم که تیمور لنگ آن میرغضب تمام دوران ها، چه گونه سیمای قدسی به خود می گیرد. همچنان شاهد هستیم که در پیشوند نام ددمنش ترین چهره های خونریز در سه صد سال اخیر، القاب «ستر» یا «لوی»  ضمیمه می شود. با این حال، نباید به هیچ وجه، خبط های دیگران را که در گذشته مرتکب شده اند، نسل امروز مکرر کند. باید به همه احترام گذاشت. نکوهش هیچ کسی جواز ندارد. در برابر امیرحبیب الله خان، ظلم و خباثت های چند جانبه صورت گرفته است. اگر بحث اسلامی درین باره مطرح شود، پرونده دیگری باز می شود. اما فراز آیی بحث حبیب الله هرچند دیر اتفاق افتاد، مگر فوق العاده ریشه دار و انگیزه آفرین است.
این مسأله پاسخ تاریخ امروز به تاریخ دیروز است. روایت امروز، هم نافی و مکمل روایت دیروز است. قرائت مکتوب تاریخ افغانستان را اگر از نگاهی که به حبیب الله داشته، بررسی کنیم، کژی ماهیت و مکتوب آن با زشتی زنده و کامل به چشم میزند.
 اکنون «تمردهای اتفاقی احمد ضیاء مسعود» بسیار کارساز است و وی به تنهایی قادر است موضوع اعلام فرمان رسمی از سوی دکتر غنی تا سرحد به چالش کشیدن کل نظام موجود را اجرایی کند. اگر ضیا زیر قولش نزند دکترغنی و مجموعه کوچک «نادری» اندیشان درحکومت را با آزمونی رنجبار و تردیدی بحران آفرین مواجه می کند.
اگر گفتار های هریک تر از «سیاست بازان» را بنویسم بارانی از نفرین علیه شان به باریدن شروع می کند.
بحث احمد شاه مسعود، آن کوه تقوا وساده زیست بی تکرار، به کنار ، خاک سپاری حبیب الله  کلکانی همراه با دادخواهی و بازنوشت نگاه سیاسی به قدرت و تشریح تاریخ، مهم تر ازگور سازی های مروج و تشریفاتی برای میلیونرهای دوره جنگ به شیوه فراعنه است.
حالا که یک جنبش سیاسی وادبی جدید هم زمان با این حرکت درحال شکل گیری است سبوتاژ گران «درون خانه» سکوت را بر کله شوراندن آری یا نه ترجیح می دهند. انگیزه و جریان فکری متمرکز شده برین موضوع تاریخی به حدی با احساسات عمومی همسازی دارد که بنیاد «حبیب الله کلکانی» از همین اکنون به کانون اولیه برای ایجاد یک نهضت سیاسی جدید عمدتن جوان مبدل شده است.