------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

نگاهی به عقب صحنه تئاتر ولسی جرگه

عبارت «گروه های آدم کش افغانی» در ادبیات سیاسی حکومت کاملن یک پدیدۀ نو است واین همان عبارتی است که کرزی به مشورۀ مارشال فهیم، هماره ضد آن را می گفت.


حکومت، شتابان به سوی فروپاشی می رفت. دکترغنی زیرفشار فرکسیون های شامل در حکومت، ناگزیر به راه اندازی یک کمپاین لفظی برای تغییر، علیه تروریزم شد.
انتظار می رفت برای تمثیل صدق گفتار، دست کم پنجاه تروریست دریکی از چهارراهی های مرکزی پایتخت از چوبۀ دار آویخته می شدند که نشد.
در بحث عبور از سیاست «سنتی» به مرحلۀ جدید برخورد نظامی برضد طالب، بی تردید، با مقامات امریکایی مشاورت صورت گرفته است. پس امریکا روی چه محاسبه یی با موضع گیری جدید دکترغنی موافقت کرده باشد؟ نابودی و حتی مهارِ طالب، با منافع امریکا وپاکستان درتضاد است. 
عقل تجربی به ما می گوید که درعمل، در رابطه به سرکوب طالبان چندان چیز مؤثری اتفاق نخواهد افتاد. این سیاست، هرچند مقطعی و تاکتیکی می نماید، ائتلاف شمال را (به طورفریبنده) دریک موقعیت برتر قرار می دهد؛ درعوض، تحت نام سرکوب طالبان، جنگ درشمال نهادینه می شود تا ظرفیت دفاع شمال به تحلیل برود. چون نیک بنگریم، عاقبت راه اندازی جنگ بیشتر رسانه یی علیه طالب، چرخانیدن چندین آسیاب جنگ مزمن در اطراف بلخ است تا با گشایش خود به خودی راه، گروه های نظامی چند ملیتی به آسیای میانه رانده شوند.
ازین قرار، دراصل ماجرا کدام تفاوتی نیامده است.
برآوردنِ فرمایشاتِ جدید دکترغنی، منوط به آن است که توان اطلاعاتی وعملیاتی امریکا وناتو، درجهت اجرای پلان، دو برابر افزون تر از گذشته به کاربیفتد؛ چیزی که هرگز اتفاق نخواهد افتاد. چرا؟ 
یک؛ سودی به ناتو و امریکا ومتحدان منطقه یی شان ندارد.
دو؛ آن ها نیامده اند که خود را درگیرِ دعوا های محلی افغانستان وپاکستان کنند. افغانستان قبل ازهمه، نیازمندِ حل مشکل خود با پاکستان است. گشودن گره با پاکستان، همانا شناختن رسمی وعلنی خطوط مرزی «دیورند» ( به شکل اقراربه لسان وتصدیق به قلب ) با حضور نماینده گان امریکا وجهان است. سفیر انگلیس همین یک روز پیش آشکارا اعلام کرد که دیورند مرز شناخته شدۀ بین المللی است. شصت سال پیش هم امریکا وانگلیس همین توصیه را به داودخان کرده بودند. این اظهارات شوخی نیست وهرگونه سنگ اندازی، از جدیت ابدی آن نمیکاهد.
چالشِ سخت جانِ داخلی در عملی کردن مفاد سخنرانی غنی، جدی تر است. این رویکرد جدید، علاوه بر مخالفت فعالانۀ طالبان، پاکستان وامریکا، با مخالفت «ستون پنجم»، جناح حامد کرزی و شبکه های قوم پرست داخلی مواجه می شود. عبور ازین موانع در توان حکومت دکترغنی نیست.
عبارت «گروه های آدم کش افغانی» در ادبیات سیاسی حکومت کاملن یک پدیدۀ نو است واین همان عبارتی است که کرزی هماره ضد آن را می گفت. موضع گیری دکترغنی، مشکل جنرال دوستم را که همیشه منتظر «اجازه» دکترغنی برای مبارزه قاطع با دسته جات تروریست بود؛ یک اندازه حل می کند اما زمانی که با پیشرفت جنگ وگریز در مراحل بعد، سینه به سینه با حکومت خود گردان بلخ قرار بگیرد؛ حوادث دیگری اتفاق خواهد افتاد که تا این دم، کمتر کسی می تواند آن را حدس بزند.