------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۱۹, پنجشنبه

متنی واقع بینانه از«کمیسیون خاک سپاری امیر حبیب الله کلانی»

تذکرات هارون «معترف»
اشاره گزارشنامه افغانستان: به باور این قلم، بعد از انجام ترتیبات خاک سپاری دو باره برای حبیب الله خان، نهضت بازنگری برتاریخ مکتوب آغاز شدنی است. برخی نبشته های آمیخته با جهالت و احساسات فردی در ارزیابی کورکورانه از دورۀ نه ماهه حبیب الله، حتی در تاریخ های شهره شده، سخت سخیفانه، وام دهی تملق به حکام ستمگر، وضد قواعد تاریخ نگاری سالم است. نگاه مدنی نسل امروز، زبان تاریخ را دگرگون کرده است.


در روزهاي دشوار و پُركاري قرار داريم. مسؤليت خاك سپاري پيكر شاه حبيب الله خان را به عنوان يك رسالت بر شانه هامان مي كشيم. اين يك تصميم أرزشي مردم است، تصميم توده هاي كه وابسته به سرزمين و جغرافياي به نام افغانستان هستند. اين خواست، خواست مردم و وارثين آن شاه است. اين خواست، يعني تهيه يك گور براي يك انسان، خواستي كه كوچك ترين حقي هست.
گور، مهم ترين حقي است كه يك انسان پس از مرگ آن را داشته باشد. چه توجيه مي تواند نداشتنِ گور را بر يك انسان روا داريم؟ هيچ. در ٨ دهه آن شاهِ كشور گور نداشت، جايگاه و شأني نداشت، اين باعث شد حيثيت و شخصيت آن شاه تحقير شود. حالا به چه جرمي؟ او كه خودش در سحراي نظام مستبد به جرم عياري و فرزانه گي إعدام گرديد، آيا آن كافي نبود كه حالا حتا پس از مرگش هم محكوم به تحقير و توهين باشد؟! به اين بازي بي مزه و تحقيرانه پايان مي دهيم.
بگذاريد همه شاهان كشور فارغ از قضاوت هاي سياسي و رويكرد نظام داري شان، حد اقل گوري داشته باشند. نمي گوييم تيمور شاه، عبدالرحمان خان، نادرشاه، سردار داوود و كاتب هزاره گور و آرامگاهي نداشته باشند. اين حق شان است و بايد جايگاه و آرامگاهي داشته باشند. نقدهاي سياسي بر رويكرد شاهي شان سر جاي خودش، داشتن آرامگاه اما جاي خودش. تاريخ نياز دارد نمادها و عابده هاي گذشته را در دل خود داشته باشد.
منطق حذف عليه نمادهاي تاريخي و قبرهاي انسان هاي رفته از دنيا، نهايت خردستيزي و غير منطقي است. نسل هاي بعدي مي خواهد بدانند چه كساني در جغرافياي شان حكمراني داشته اند و چه تواريخي داشته اند. خوب است نخست جايگاه زمامداران را تثبيت كنيد بعد تا مي توانيد رويكردهاي شان را نقد كنيد. راه هاي نقد را باز بگذاريد و تا مي توانيد تاريخ را خردمدانه زير و رو كنيد، ولي منطق حذف عليه گور نداشته باشيد. دوره ٩ ماهه شاه حبيب الله خان كلكاني مثل ديگر شاهان قابل نقد و كاوش است. او در ٩ ماه، مدينه اي فاضله به ارمغان نياورده بود ولي اين به معناي آن نيست كه حتا پس از مرگش حتا گور نداشته باشد. خاك سپاري مجدد آن شاه در سال ٢٠١٦ در واقع بيانگر تحول در رفتار و ببنش انسانِ عصر ٢٠١٦ است. اقدامي كه منتج به همگرايي و «نه» گفتن به دوره هاي جوخه هاي مرگ و گورهاي دسته جمعي است.
 بياييد به عنوان نسل ٢٠١٦ كينه هاي قرون وسطايي را از دماغ هاي مان ريشه كن كنيم. نگذاريد انسان عصري در تارهاي قرن هاي اوسطا و عصر حجر بپيچد. از تمام اقوام و انسان هاي متعلق به هر نژاد و تبار كشور مي خواهيم به پا خيزند و در روز خاك سپاري كه عنقريب اعلان مي شود با حركت مليوني ما يكجا شوند و حضور سبز و انسان دوستانه برساند و به تاريخ و رفته گان نسل هاي ماقبل، ارزج گذاري كنيم و براي همگرايي و تساهل چنگ بزنيم. بگذاريد اين بهانه اي باشد براي همگرايي و عجين شدن دلهاي إنسان هاي عصر امروز، انسان هاي كه از كشتن، دريدن، طناب و دار بيزارند.

با مهر

هارون معترف