------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۳۰, دوشنبه

پاسخ استاد سیاف به گری شرون

 
اشاره: برخی نکات در بارۀ کتاب گری شرون و مبلغ 250 هزار دالری که استاد سیاف از وی «قبول» کرده بود.


   من کتاب گری شرون کارمند ارشد سی آی ای، به ترجمه گری اسدالله «شفایی» را خوانده ام. قبل از انتشار متن فارسی آن، با استاد سیاف هم در بارۀ آن صحبت کوتاهی داشته ام. نوشتار « روایی» کتاب به همان میزانی که به نظر سخت خونسردانه وواقعی می آید، همانند کتاب «الاشه شکن» گری برینتسون، به شدت فیلتر شده نیز، هست.
نام کتاب گری شرون در زبان اصلی انگلیسی ( First In) است. برش هایی ازین کتاب، درین سال ها، به ویژه روایت کوتاه صحنه پرداخت بسته های دالر به برخی مسئولان و فرماندهان «ضد طالبان»، از سوی بسیاری نویسنده گان و علاقه مندان درشبکه های مجازی همرسانی شده است. 
بنده نیز درین سال ها چند بار، همرسانی این برش خاص را مکرر کرده ام. این بار هم آن را برسبیل تکراری که چندان احسن هم نبود؛ به رسم بازگشت به یک تبادر ذهنی، گذاشتم. این که رضا مه سا این کار را «تاجک ستیزی» خوانده، برایم جای پرسش است.
من در دادن یک تکه تاریخی، روح برهنۀ واقعیت ها ( یعنی حقیقت) را می بینم و زمانی که خبر از جایی مشخص می آید، داوری کارمصرف کننده و انتقال دهندۀ خبر نیست.

همچنین گفته شده که چرا صحنۀ پرداخت 250 هزار دالر به سیاف را از قلم انداخته ام. واقعیت این است که تکه کنونی را از یک برگه یی (مثل لقمه تیار) برداشتم که همان تکه پرداخت به سیاف، از آن حذف شده بود. زیاد هم دنبالش نگشتم؛ با این استدلال ذهنی که، رهبران درزنده گی شان ازین بسته های بزرگ و کوچک بسیار گرفته اند وحالا ما با قارون های اسلامی- «افغانی» سروکار داریم.
پیوست به این مطلب، لازم است مطلبی را حکایت کنم.
شامگاه یک روز خزانی در 2009 ( یا اگر لغزش نکنم شاید سال 2010) در اقامت گاه «سیاسی» استاد سیاف واقع در خوشحال خان  مینه، با وی گفت وگو داشتم. در آن زمان، روی کتاب «رد پای فرعون» کار می کردم. کتاب «جنگ اشباح»  ترجمه انجنیراسحق را برایش دادم و گفتم ترکی الفیصل چیزی در بارۀ شما نیز نوشته است. ازکتاب گری شرون هم برایش اشاره یی دادم. نگاه هایش راست برچشمانم لنگر انداخت وگفت:
شرون درکتاب خود چی نوشته؟
گفتم: از پول هایی یاد کرده که در آستانه هجوم امریکا به افغانستان برای شما و فهیم خان و انجنیرعارف پرداخته است!
فوری سوال کرد: چقدر نوشته کرده بره مه؟
گفتم: 250 هزار دالر
سیاف همان گونه که روی فرش چهار زانو زده بود، دست ها را روی زانوانش تپی زد و گفت:
ای قدر پیسه  ده نظر یک مامور معذور یا یک کارکن سی آی ای که به تنخواه حکومت زنده گی خوده می چلانه، شاید بسیار یک مبلغ کلان بیایه... مگر این مبلغ، درجنگی که ما ده استقامت گلبهار در دوره مقاومت پیش بردیم، در حد یک دهان نصوار بود.
استاد سیاف سپس اضافه کرد که انجنیر احمد شاه مسعود از نظر خرج ومصرف جنگ دریک وضع بسیار مختنق قرار گرفته بود و من از دوره جهاد همان پول هایی را که پس انداز کرده بودیم، برای حفظ جبهات جنگ به ضد طالب در استقامت گلبهار- کابل به کار انداختیم. وی دقیق محاسبه کرد:
خدا گردنم را نگیرد، سرجمع پیسه هایی که از بودجه تنظیم اتحاد اسلامی خرج جنگ شد، حدود 120 میلیون دالر بود. حالی که گری شرون از 250 هزار دالر گپ زده، کار خودش است. مه درهمان روز، چندان دلم نبود که پیسه ره تسلیم شوم... چرا که چندان مبلغی نبود... از یک گاو بزرگ یک «غدود» بود... و به خاطر یک سلسله نزاکت های جبهه از سر میز برداشتمش و به محافظین دادم.
وی درفرجام با کمی برافروخته این چنین ختم کلام کرد:
ملتی که خون خوده و زنده گی خوده نذر اسلام وعزت خود می کنه، سر دونیم لک دالر امریکا چی ری میزنه؟