------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲, یکشنبه

در جستجوی یک امیرالمؤمنین تحت مدیریت

پاکستان و امریکا چرا حاضر شدند روی مرگ ملاعمر و ملامنصور تعامل کنند؟ علت اصلی آن است که احساسات ضد امریکایی در میان مردم به شدت درحال گسترش است.


برخی، مانند امروز که خبرمرگ ملامنصور منتشر شد، مرگ ملاعمر را نشانه یی از طلوع صبح صادق «صلح» به قلم داده بودند.
اکنون نیز این رویداد را برای دولت افغانستان «فرصتی» پنداشته اند که بتواند با کارگیری از آن، «صلح وثبات» را برقرار کند. عملیات متمرکزجهان در افغانستان برای «صلح» نیست.  آموزه ها به ما می گویند که  هر دوی این فرضیه ها ربطی به صلح ندارند. فلسفه وجودی بحران چند جانبه مشعر است که حوادث مهم تری در راه است. طالب از حالت یک پارچه گی بیرون شده بود. یک جناح آن با سرپیچی از فرمان ملامنصور، گرایش هایی به ایران و روسیه نشان می داد. یکی از عوامل تأخیر در باز شدن راه به روی دسته جات مسلح داعش  درشرق و شمال، همین مسأله بود.

احساسات ضد امریکایی در داخل افغانستان در برابر سیاست امریکا تشدید یافته است. از سوی دیگر، حفظ رهبری طالب در پاکستان، انگشت کل جهان را در چشم پاکستان فرو برده  و امریکا نیز متهم به حمایت ازین پروسه است. اکنون یک امیرالمومنین داخلی و تحت مدیریت، کارا تر از امیرالمومنینی است که در منطقه کچلاغ «کویته لمیده باشد.
حال که به حیث سومین امیرالمومنین (آن هم داخلی) به دور چه کسی خط کشیده اند، باید کمی انتظار کشید.

هدف مرگ منصور، یک دست سازی دو باره طالبان برای اجرای مأموریت حفظ تهدید  در داخل و یا ساماندهی یورش و رخنه در آسیای میانه نیست؛ طالب برای آسیای میانه طراحی نشده است. طالب یک نیروی فاشیست محلی است که فقط قادر است ازبک، هزاره و تاجک را درگیر نگهدارد. تقارن رویداد های دراماتیک، از جمله دیسانت گلبدین حکمتیار به میدان منازعه کابل؛ حاشیه گیری سایه سان جنرال دوستم در آوردگاه شمال، و همزمان، آوازه چرخانی اپراتیفی برای تصرف پنجشیر و سپس کشته شدن ملامنصور که اکثریت نفرات گلبدین درتشکیلات نظامی طالبان حضور دارند، حکایه از آن دارد که مانع اصلی در پروژه کنونی، کماکان ائتلاف شمال است.

درین جا نشانه هایی از طرح و رهبری تراشی جدید را می بینیم که هدف از آن، نخست مشخص کردن و به نتیجه رساندن حساب و کتاب در داخل حکومت وقلمرو افغانستان است. اما این آزمایش نیز نتیجه وارونه خواهد داشت؛ به این دلیل که، ائتلاف شمال، در ائتلاف استراتیژیک میان روسیه، ایران و هند است و یکسره کردن کار آنان از نظر نظامی و خلع آنان از صلاحیت های حکومتی، هم دشوار و هم هزینه بردار است. تأمین چنین هزینه یی از توان پاکستان نیست و فضا و محیط نیز برای عربستان وامریکا بیگانه است. درصورتی که پروژه جنگ های پس از ملا منصور به بن بست برسد، جای آن را پروژه هند، ایران، روسیه، یعنی کنترول افغانستان از شمال، و به احتمال قوی، چفت بندی دیوارۀ تاجک (کابل- شمال) و (بلوچ- پاکستان) خواهد گرفت.
ائتلاف شمال مرحله به مرحله نسبت به گذشته از نظر انگیزه برای مقاومت، توان نظامی و نفوذ در بدنه های حکومت، نیرومند تر شده است.  عملیات کنونی، تخریب زیرساخت سیاسی- نظامی اردوگاه ضد طالبان است.