------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

برق بر «لوی» پیروز میشود.

من که تفاوت دیدگاه ها و دنیا ها درمیان رده های تباری افغانستان کنونی را می بینم از بقای این جغرافیا نا امید می شوم. اما غیر از حلقات انگشت شمار بدوی گرا وآب و دانه خور انگلیس و پاکستان، در میدان واقعیت چند نفر باشنده پکتیا یا مشرقی به خیزک زدن های اصولی و یون ارزش قایل اند؟

هزاره بر سکوی برحق ترین خواست تاریخی خویش ایستاده است. شرور ترین طینت ها نیز نا خود آگاه برین حق معترف اند. هزاره ها هیچ گاه احداث خط برق برای پکتیا و سالنگ را دیوار کشی نکرده اند. می گویند همه باید در روشنایی زنده گی بر همدیگر نگاه کنیم و لبخند بزنیم. اما  کمال ناصر اصولی از کدام نقطه بدن می سوزد؟
بدنۀ مردمی پکتیا همان حرفی را میزند که باشنده های حوزه هزارستان از آن سخن می گویند. ناصرخان اصولی از یک جغرافیای ذهنی (هنوز درهم نشکسته) اما تخمر کرده، حدیث نه که شعار به قرض می گیرد؛ که دیگر دهن پرکن هم نیست و در دوران ما نه به درد خودش می خورد؛ نه به درد تاریخی که روی فرق ایستاده. چه کسی از جنبش روشنایی گفته است که برق به پکتیا نرسد؟ اصولی به کدام زور اشاره دارد؟

او در بیست و چهارسال اخیر در کدام جزیره نفس کشیده است که هنوز از زور خیالی که برای ابد زایل شده است؛ لذت میبرد؟
زور، مدنیت  وهمزیستی و دانایی است. این آقا از افراطیت سنگک شده چه به دست می آورد که چشم برامروز بسته و دهان برای لق لق به شیوه گذشته وا گرفته است؟

این اجمال متوجه مردم عوام نیست و من اگر احساس کنم «مردم» را آماج می گیرم ازته دل احساس گناه می کنم.

من از اصولی می طلبم که در باب «لوی» توضیح بدهد. ما که عمرمان گذشت چیزی دل خوش کن و سودمند از بر وبرج این لوی دیده نتوانستیم. اگر یکی از مولفه های «لوی» جهل و بدویت باشد٬ آن چنان «لوی» در بین مردم جنوب و شرق نیز دیگر قابل تحمل نیست. آن نوع لوی که اصولی شعار میدهد به راستی ذاتاْ ضد برق و روشنایی است اما برق بر لوی پیروز می شود.