------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۸, شنبه

چرا بوش به خلیلزاد درکابل زنگ زده بود؟

سرحلقه های «مجاهدین» به قیاس توکلت علی الله به تدبیرو کیاست زمینی بی علاقه بودند؛ بدین باور بودند که خدا وظیفه دارد  فقط خود شان را درپناه خود نگه دارد. 


دکترخلیلزاد سفیرونمایندۀ ویژه جورج بوش برای افغانستان درکتابش- «فرستاده» اشاره کرده که «درماه جولای 2002 روزی گوشی دفترم زنگ خورد، پشت خط رییس جمهور بوش بود. بوش گفت '' فکر نمی کنی که روزی فهیم کرزی را بکشد؟''
بدین ترتیب، بوش به خلیلزاد وظیفه می سپارد که تیم محافظان حامد کرزی را عوض کند وبه جای نفرات مارشال فهیم، تکاوران آموزش دیدۀ امریکایی را استخدام کند. 
چرا بوش علی العجاله به سفیرش درکابل زنگ زده بود؟
در اواخر سال 2002 از دو منبع دست اول و دوم، ازین راز مطلع شدم. روایت هردو مرجع، یکسان بود. وقتی محمد یونس قانونی در جریان لویه جرگه از مقام خود به حیث وزیرداخله به طور داوطلبانه کنار رفت، قرار وعده های لفظی کرزی، انتظار داشت که به مقام «صدارت» گماشته شود که فقط در چهارچوب یک خیال بروز کرده بود. اما چنین اتفاقی نیفتاد و خشم وبی طاقتی قانونی روز به روز عود می کرد و  پیوسته نزد مارشال فهیم میرفت و استغاثه راه می انداخت و نتیجه نمی گرفت؛ چون به خانه برمی گشت، دو باره گوشی را برمیداشت و صحبت های داغ قبلی را مکرر می کرد.
درهمین گفت وشنید های مخابراتی بود که مارشال فهیم از اصرار وابرام قانونی به ستوه می آید و با صدای بلند می گوید:
چه تشویش داری تو از کرزی؟ کرزی را که ما و شما آوردیم... اگر بخواهیم یا مجبور شویم... فلانی را میگویم که درهمان جا بسته کند و خلاص!
اشارۀ مارشال به «فلانی» درواقع اشاره به فرمانده محافظان قطعه امنیتی ارگ بود که هماره از طریق مخابره با فهیم آنلاین بود و از وی فرمان می گرفت. این مکالمه به وسیلۀ سامانه های اطلاعاتی امریکا رد گیری وضبط شده بود و گزارش آن دمادم روی میز جورج بوش قرار گرفته بود.
واقعیت این بود که فهیم با کرزی چنان شیرو روغن بود که قریب بود میثاق خویش با «همسنگران» خود برهم بزند و در «قندهارخانه جور کند.»

یادداشت نگاری خلیلزاد یک غنیمت کلانی برای فهم مسایل تاریخی است. سنت واقعه نگاری (غیراز شادروان احمد شاه مسعود) در بین قدرتمندان وسیاستگران درافغانستان بسیار ضعیف بوده است. درعوض، جاسوسان وناظران عمدتاً انگلیس، بخشی از مهم ترین وقایع تاریخ افغانستان را مرقوم کرده اند. شاه امان الله که دوره اش نقطه عطف تاریخ خونین افغانستان به شمار می رود، پس از کنار رفتن از قدرت، سال های طولانی درروم  زنده گی کرد؛ اما درخصوص این که پس منظر وپیش منظروقایع دوره اش چه گونه بود، به عنوان یک پادشاه مترقی و آزادی خواه، حتی «یک قلم هم کش نکرد.» آیا امان الله درآسیب شناسی سیاسی وفرهنگی افغانستان، به تنهایی یک قهرمان بوده نمی تواند؟