------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

مانع شدن یک شکارچی یعنی دشنام دادن او

 
پرتو نادری:
پرنده ها را درشمالی چنان به رگبار می بندند که گویی قوای دفاع هوایی طیاره اف شانزده پاکستان را آماج می گیرند!

 
روز جمعۀ گذشته با شماری از دوستان مهمان جناب جاوید کوهستانی بودیم در کوهستان. دیگران رفتند و ما چند تن در کنار جویبار بزرگی که از گوشۀ حویلی او می گذرد؛ نشتی...م و از هر چمنی سخنی گفتیم!ر بعد رفتیم کنار دریا ، همه جا زیبا بود، باغ ها ، کشتزارها، دریای خروشان ، آسمان، قله های بلند کوهساران، اما وا به جال پرنده گان ؛ تا در آسمان پدیدار می شدند ؛ چنان بود که گویی هزاران دافع هوای حکومت وحدت ملی به سوی طیارۀ اف شانزده پاکستانی آتش می کنند. پرنده گان را در هوا شکار می کردند. تا پرنده یی در آ سمان پر می زد صدای تفنگهای گوناگون بود که از هر کناره بلند می شد و پرنده در آسمان راه اش را گم می کرد. من خود دیدم که چگونه گلوله ها بر سینۀ پرنده یی در آسمان فر نشست و پر پر زنان در میان باغ های انبوه فرو افتاد!
به یادم آمد که روزگاری فردوسی بزرگوار گفته بود:
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
این سخن را هم بگویم که اگر رییس حفظ محیط زیست می بودم ، جناب جاوید کوهستانی را مدت زمانی ممنوع الگفتار و ممنوع القلم می ساختم! برای آن که پرنده گان هم می توانند شهروندان ما باشند و او به جای این همه بحث سیاسی باید به کوهستانیان شکار دوست این پیام را برسانند که پرنده گان هم حق زنده گی دارند!