------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

چرا گردن کلفت های ولسی جرگه شمشیردر غلاف کردند؟

بازار گرم مسیر «چاه بهار»، پسوند «گاه» را از حبس آزاد کرد.
  
چرا ولسی جرگه، با تصویب کاربرد رسمی واژه «دانشگاه» و «دانشکده» و پسوند های «گاه»، یک دم همه را «سورپرایز» کرد؟ معترضان، با وجود آن که همه روزه «عیدگاه» و «لشکرگاه»، «گذرگاه» ،«زایشگاه» و ده ها تای دیگر را بر زبان می آوردند، مگر پسوند«گاه» را پس از «دانش»، حرام «سیاسی وملی» و قطعن مال ایرانی ها قلمداد میکردند. تردیدی نیست که در آوردن این دگرگونی، گروه وسیعی از شخصیت های فرهنگی، مدنی، دانشجویان و نسلی که مفهوم همپذیری و ارزش های مشترک را بهتر از قدما درک می کنند، خدمت کردند.
مگر من به نوع دیگری از قرائت موضوع برخوردم.

یکی از دوستان «تنهایی و خلوت» که هیچ گاه در گذشته در بابِ واژه هایی که «گاه» را به دنبال می کشند، ابراز نظر نمی کرد، ناگه دیروز پیش از «جور پرسانی» از فاصله سه قدمی گفت: دیدی گرهی که همه ساله کور شده می رفت، چه آسان و بدون عربده و هیاهو باز شد؟ «دانشگاه» و «دانشکده» را میگویم!

مشارالیه از چند نسل خاندانی، دستی در «تجارت» دارد و حتی گاهی ارزش هایی را که هرگز نمی توان با پول و دادوستد معاوضه یا معامله کرد، تابع سرنوشت «تجارت» میداند. بعضی اوقات حتی مصدر و مبداء فلسفه آفرینش را درچهارچوب «تجارت» به تحلیل میگیرد! خلاصه، با یک حرکت سریع، دستم را فشرد و پرسید:
چه فکر می کنی، چه گپ شد که قمه کشی های یک دسته علیه دستۀ دیگر ختم شد؟
من گفتم: خوب، دیدند که ناحق در ریسمان بیهوده خود را پیچانده اند... زبان مثل دریاست که نمی شود منجمدش کرد.

 گفت: اگر متوجه شده باشی، اکثریت کسانی که در پارلمان چند واژه را نشانه هایی از ترس و تابو اعلام می کردند، تاجران هستند یا بعضی شان از طرف همین تاجران رهبری می شدند. تمام کاروباراین گروه از مسیر پاکستان یا حیرتان بود. دیدند که گپ دگه رقم شد... حالا همه به طرف مسیر چاه بهار رخ کرده اند. من خبر شدم پیش ازین که دیگران تکان بخورند در مناطق مرزی و خاک ایران برای واردات وصادرات شان زمین گرفته اند. بیخی روابط شان را از جنوب و شرق، به طرف غرب تنظیم کرده اند! حالا صدا کشیدن به ضد دانشگاه وازین قبیل، سرشان بی کلاه می ماند! 

بنده البته یک اندازه از  پیچ وتاب روابط دسته جات مافیایی نوظهور با دسته جات تجاری در حوزه غرب کشور اطلاعاتی دارم؛ اما درک سریع این رفیق من،  که خود دست اندرکار این مسایل است، مرا خوش آمد وبه دقت اندر ساخت.  تصمیم گرفتم شرح فشردۀ ماوقع را برای خواننده گان گرامی هم بنویسم. قال قضیه را روزنامه نگاران عزیز که درصحنه حضور دارند، می توانند در بیاورند.