------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۱, جمعه

گلبدین حکمتیار هم «این حق را دارد.»

یکی از گزیده ترین استدلال های منطقی به ارتباط گذار حکمتیار به فاز جدید
نوشته شده به وسیله: اکرام «اندیشمند» نویسنده وناظر حوادث چهل سال اخیر


پذیرش قانون اساسی افغانستان از سوی گلبدین حکمتیار که مبین دموکراسی، کثرت گرایی، آزادی بیان و حقوق شهروندی و مدنی است، هر چند ناوقت، اما گام درست محسوب می شود. احتراز و امتناع حکمتیار از جنگ و همراهی با گروه های تروریستی طالبان، القاعده، داعش و برعکس، روی آوری و توسل وی به شیوۀ مدنی در سیاست و مبارزات سیاسی، قبل از همه حکایت از شکست تفکر نفرت و ستیزه جویی و آیدئولوژی تکفیرگرا و خرد ستیز دارد. ورود گلبدین حکمتیار به کابل و همنوایی و سازگاری او با آزادی بیان و فعالیت جامعۀ مدنی ...که با ناگزیری از طریق رسانه های جمعی شاهد، سامع و ناظر آن خواهد بود، شکست آیدئولوژی تکفیرگرا و خرد ستیز و تفوق و برتری تفکر کثرت گرایی، عقلانیت سیاسی و مدنیت را تثبیت می کند. برخی ها، از تقابل حکمتیار با تنظیم های جهادی و به خصوص با جمعیت اسلامی که رقابت، تقابل و خصومت میان طرفین سابقۀ طولانی دارد، از موفقیت حکمتیار در این رقابت و تقابل سخن می گویند و اظهار نگرانی می کنند که جمعیت اسلامی توسط گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی بلعیده می شود و از صفحۀ سیاست و جامعۀ سیاسی افغانستان حذف می گردد. اما به باور من این نگرانی نادرست و بی مورد است. اگر جمعیت اسلامی و رهبران و وارثین فکری و تنظیمی آن، توانایی و ظرفیت ماندن و موفقیت در فعالیت مدنی سیاست و میدان مبارزات سیاسی در برابر حکمتیار و هر رقیب سیاسی دیگر را نداشته باشند، بهتر است که از سوی حکمتیار بلعیده شوند و از میدان سیاست و جامعه حذف و ناپدید گردند.
برخی ها، ورود حکمتیار به پایتخت و مصالحۀ دولت را با وی از زاویۀ نقش و سهم او در جنگ و کشتار دهۀ هفتاد خورشیدی در کابل و مخالفت مسلحانه اش در یک و نیم دهۀ اخیر با دولت پسا طالبان نادرست و ناعادلانه تلقی می کنند و او را به عنوان مجرم و جناتیکار جنگی مستحق این مصالحه و راه یابی به شهر کابل میدانند. شاید این دیدگاه و داوری از منظر عدالت و آرمانگرایی درست باشد، اما نکتۀ اساسی قابل بحث و پاسخ، این پرسش است که آیا نگاه و برخورد در مورد عدالت، با تبعیض و سیاستِ یک بام و دو هوا صحیح و عادلانه است؟ وقتی رهبران تنظیم های جهادی و فرزندانشان، نزدیکان و شریکان سفرۀ ثروت و قدرت آنها، فرماندهان و فرزندان شان، و اگر جنرال عبدالرشید دوستم و یاران و همسنگران هم پیاله و همکاسۀ او می توانند از آن "پاتک" و دیوار سطبر و غیر قابل عبور مرز عدالت و بی عدالتی بی هیچ حساب و کتابی، بگذرند، گلبدین حکمتیار هم این حق را دارد.