------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲۱, جمعه

مولانا ارزش قابل استملاک نیست.

افغانستان صرف از نظر این که مولانا در بلخ زاده شده بوده حق دارد بر بی نظری ترکیه و ایران خرده بگیرد ورنه نقدینه یی که با آن در برابر خدمت گزاران مولانا در کشورهای دیگر برابری کند در دست ندارد.

مولانا نمادی از فرهنگ و گستره اخلاقی ومعنوی است. مولانا تجسمی از اعجاز «ابرانسان» در درون هر انسان است. مولانا ارزش مشترک بشری است و هرگز به شی قابل تملک فرونمی کاهد. با این اوصاف، چه کسانی و کدام ملت هایی واقعن شایسته گی نماینده گی از آن روح بی مرز و ناکرانه پیدا را دارند؟ سیاسی سازی و حبس مولانا در جغرافیا و زمینی که هماره از تملک یکی خارج و به تملک دیگری درمی آید، کدام فایده یی پایدار برای هیچ کس ندارد.

من به عنوان شهروند افغانستان هماره ازخویش و دیگرهمگنان خویش پرسیده ام که ما مولانا را از کدام آدرس شناخته و حوزه مولانا نشناسی ما چقدر گسترده است.
افتخارمعنوی وتاریخی پدیده یی جاودانه- مولانا جلال الدین- به ملت هایی میرسد که خورشید معرفت و اعجاز ابدی آن مستِ وارسته از زمین و زمانه و قوم را فرصت درخشیدن و درخشانیدن مهیا کردند. افغانستان کاری به مولانا نکرده است. کسانی که آثار و نسخ مولانا را ردیابی و حراست کرده و صد ها کتب پژوهشی در شناخت و تاویل «مثنوی» شریف و دیوان سترگ «شمس» تحریر کرده و به ما زمینه معارفه با مولانا و تفکر در باب آن آفتاب معرفت را فراهم کرده اند؛ الحق که به دوراز ملحظوظات زمین و زادگاه مستحق نماینده گی از مولانا اند.
راه اندازی جنجال های بدون پشتوانه از سوی افغان ها فقط با این استدلال که( زادگاه مولانا بلخ بوده) اسباب سرافرازی ما را فراهم نمی کنند.  دنیا شاهد است و خود ما شاهدیم که قارون های «افغانی» حتی یک خشت بر دیوار ویرانِ آثار بازمانده از اقامتگاه و مدرسه سلطان العلماء نگذاشتند.  با دست خالی نمی توانیم  به مقام مالک میراث عظیم مولانا مفتخر باشیم. مولانا در جایی طلوع کرد که امروز بارگاه وی چشم دیدارگران را خیره می کند. کارهای شکوهناک و رشک انگیز دانشمندان ایران، که نیازی به تفصیل ندارد. بنا برین، ما حداکثر به یاد آوری از نام بلخ تشنه ایم و کم نظری ایران و ترکیه به راستی جفای عظیم و قحطی معنویت آن ها را عیان می سازد.
این اعتراض هایی دیرهنگام که افغان ها راهنداخته اند بیشتر «سیاسی» «احساسی» است. اگر مولانا زنده بود، هرگز ما را سیال نمی گرفت. احساس می کنیم به ما اهانت شده است؛ چون ترک ها و ایرانی ها دست کم یاد آور نشده اند که افغانستان هم می تواند لب نانی برای خودش بپیچد.