------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۱۳, پنجشنبه

کرزی چرا در دفاع از انسانی کشی ایستاده است؟

هیچ خبرنگاری حاضر به میدان نشد که رنگین خان سپنتا را از بهر آزادی ده ها هزار تروریست استجواب کند. رنگین خان چنان خودش را در پوستین کهنه ریاکاری فرو پیچیده است که گویی کسی نمیداند که وی در زمان معامله کرزی با آی اس آی در کجا بود!




باران مصیبت بار اشتباهات سریالی و لاینقطع آقای حامد کرزی دوامدار شده است.
واقعیت های وارونه، چشم حقیقت بین او را کور کرده است. او کامل به منش بدوی پناهنده شده است. علی رغم گسترش بازی خونبار و استخوان شکن در سراسر کشور٬ همچنان  به پهلوی دفاع تمام قد از تروریزم و نگونساری دریک لجاجت بی مهار در دفاع از مجریان مرگ وجهل افتاده است.

کنشگری های کرزی زهری است که دیگر از لبه پیمانه حوصله مردم بالا زده است.  گویا ایشان موتر قراضه یک دنده گی های خویش را کماکان چشم بسته در مسیر همان گودالی میراند که خود انتخاب کرده است. کرزی! از تیررس داوری تاریخ، هرگز «بچ» شدنی نیستی. ممکن است ایران و روسیه یک چند ترا حفظ کنند، مگر دربارگاه وجدان خویش، دربارگاه روح ستم دیده گان و بی پناهان، تنها ترین مرد زمینی!

درتاریخ خیلی سرراست و بدون اگر و مگر نوشته می شود که مردی سوار برشانه های امریکایی ها آمد؛ خرمن سرنوشت سه نسل را باد زد و در زمان اقتدار(صرفن) رسانه یی اش، همه چیز درهم و برهم شد و آخر کار، از درون فروپاشید و سوز ندامت و ترس از تاریخ، او را در چاه دفاع از کشتارگران مردم خودش انداخت. مانند همان هندویی که از سر محاسبۀ خطا، مسلمان شده و ختنه شده بود. بعد ها که سوز و درد عود کرد، هم دینش رفت و هم ...

ظرف هفته های اخیر گزارش های نگران کننده یی در مورد برخورد مردمی ( معلوم نیست از کدام نشانی) با آقای کرزی دهان به دهان نقل شده است. یک رشته احتمالاتی که تا کنون به گونه یی سایه روشن های یک واکنش به ظاهر نا مشهود از سوی دسته جات مردم به جان رسیده، تعبیر میشد؛ حالا به لاشه های رقصان یک تهدید علیه ایشان تبدیل شده اند. 
اسف بارترین زاویه موضع گیری کرزی آن است که فقط خودش را دریک نقش ( دفاع از طالب وترور) قالب زده و به سوی یک برائت از اعمال گذشته در فرار است. ظاهرن کسی در حول وحوش ایشان نیست که به مغزش نهیب زند که متوقف شو که شاید برایت دیر شود.
چاپلوس هایی مانند دکترسپنتا نیز هنوز از ریسمان خام او آویزان اند. سپنتا اصلن به روی خود نمی آورد که هزاران آدمکش وجانی زمانی به خاطر خوشحال ساختن آی اس آی رها شدند که وی مسئول درجه یک اداره شورای امنیت ملی بود.  اکنون ده ها هزار تن از بیوه ها و یتیم های باقی مانده از نظامیان و اپرات امنیتی که درجریان به دام اندازی مرگ آفرینان جان باخته بودند؛  به حال خود رها شده اند؛ اما تروریست ها آسوده و سلامت به معارک آدم کشی فرستاده شده اند. هیچ نامه نگاری نیست که سپنتا خان رنگین را استجواب کند. او هنوز موقع می یابد که با ادبیات دراز گویی و شعار، پوسیده گویی و یاوه نویسی کند.