------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۳۰, یکشنبه

از نیروهای میانه رو و سکولار حمایت کنیم

نویسنده: زلمی خلیل زاد

اشاره گزارشنامه افغانستان: امریکا سرانجام به همان نتیجه دردناکی رسید که نمی خواست آن را جدی بگیرد. حمایت از «میانه روها وسکولارها». برای تاوان دادن هنوز آغاز کار است. امریکا در حمایت از نفرت اندیشان والقاعده در زمان«جهاد» و حمایت از طالبان لذت فریبنده یی را تجربه کرد. حالا قصد دارند میانه روی در اسلام را اختراع کنند. چند دهه لازم است تا آتشفشان افراطی گری اسلامی فرو بنشیند؟ آیا تسریع عصبیت و برده شدن به خرافات خشونت گری در جوامع اسلامی نسبت به اقدامات چاره اندیشانه غربی چند برابر نشده است؟


 تنها تفاوت تیراندازی اورلاندو در شمار قربانیانش در خاک آمریکا است. از زمان ظهور داعش در سال 2014، رهبران این گروه تروریستی پیروان خود را ترغیب کرده اند که به صورت انفرادی (که اصطلاحا گرگ تنها خوانده می‎ شوند) موجی از حملات را علیه اهداف غیرنظامی و نظامی در ایالات متحده به راه بیندازد. بر همین اساس افراد خودسر و الهام گرفته از داعش به این فراخوان ها پاسخ داده و حملاتی را در چاتانوگا، گارلند و سن برناردینو انجام دادند. پیش از کشتار یکشنبه، خشونت های در مقیاس حمله اورلاندو به تصاویری کاملا آشنا در اروپا و بیشتر مناطق خاورمیانه تبدیل شده بود.
تهدید تروریسم  اسلامی (تکفیری) تا زمانی که بحران تمدن اسلامی حل نشده باقی بماند، ادامه خواهد یافت. جهانی شدن، بحران پناهجویان، و توسعه فناوری به بنیادگرایان این فرصت را می دهد تا پیام خود را منتشر کرده و حامیانی را از سراسر جهان جذب کنند. در مقابل، افراد تندرو در جوامع مختلف ممکن است که به گروه های تروریستی چون داعش دسترسی پیدا کرده، از طرف آنان راهنمایی شده و حس تعلق به یک گروه مهم و بزرگ را پیدا کنند. تا آن جا که مشخص شده، حمله اورلاندو یک حمله تروریستی توسط عاملی داخلی و تحت تاثیر گروه های تروریستی بوده است. این احتمال وجود دارد که ثابت شود این حمله الهام بخش سایر حملات در آینده بوده است. اما ایالات متحده چطور باید با این تهدید مقابله کند؟
به لحاظ بین المللی، حملات اورلاندو پاسخی است به تشدید حملات علیه داعش و دیگر گروه های تروریستی که علیه ایالات متحده با یکدیگر متحد شده اند. واشنگتن هزینه خروج شتابزده خود از عراق و سیاست های نادرست در سوریه را می پردازد، سیاست هایی که به ظهور داعش دامن زد. توانایی داعش در تسخیر یک منطقه و ایجاد یک حکومت، الهام بخش بسیاری از گروه های جهادی در سراسر جهان شده است. برهمین اساس، ما به ویژه باید همکاری نظامی خود را با ملت هایی که طرز فکر مشابه دارند، افزایش دهیم تا:        
  • فضاهای فاقد حکومت را که می تواند به پناهگاه های تروریستی تبدیل شود، کاهش دهیم.
  • شرایطی را ایجاد کنیم که بتواند حل و فصل های متعادل و بادوام جنگ های داخلی را تسهیل کند، جنگ هایی که افراط گرایی اسلامی را تشدید می کنند.
  • از نیروهای میانه رو و سکولار حمایت کنیم، کسانی که می توانند در بلندمدت در جهان اسلام نیروهای غالب باشند و اداره امور را به دست گیرند.
  • دولت ها و سازمان های غیردولتی را که از تروریست ها حمایت کرده، برای آنان پناهگاه فراهم می کنند و از آنان به عنوان ابزارهای سیاسی استفاده می کنند را منزوی کرده و با آنان برخورد کنیم.
ما باید در این زمینه با احتیاط رفتار کنیم. برنامه های دولت سازی لازم است تا به نیروهای دوست کمک کند که کنترل مناطق فاقد دولت را به دست گیرند. هم زمان، باید توجه داشت که درگیری های نظامی بلند مدت در جهان اسلام می تواند نتیجه معکوس داشته باشد. تا زمانی که تعادل پایدار در منطقه خاورمیانه ایجاد شود، ایالات متحده تنها قدرتی است که می تواند با تمامی طرفین به صورت دیپلماتیک ارتباط برقرار کرده و مانع از این شود که قدرت دیگری بتواند بر منطقه تسلط یابد. ما باید بدون این که در درگیری های فرقه ای سنی ـ شیعه در خاورمیانه گرفتار شویم این گام ها را برداریم.
ما همچنان که درگیر چالش های سیاست خارجی هستیم، باید با بازنگری در امور دفاعی، خود را در برابر تهدیدهای داخلی تقویت کنیم. مهمترین چالش این است که چطور جامعه مسلمانان ایالات متحده را تشویق کنیم که بر رفتار جامعه خود نظارت داشته باشند و با اجرای قوانین همکاری بیشتری داشته باشند.
نکته ناگوار فاش شده در تحقیقات درباره عمر متین، عامل تیراندازی اورلاندو، این است که "خود رادیکالیزه شدن" یا "رادیکالیسم تبلیغات شده" توسط تروریست های از نوع داعش، در بخش کوچک اما قابل توجهی از جامعه مسلمانان در غرب، از جمله ایالات متحده طنین انداز شده است.  
ایالات متحده، به ویژه در مقایسه با همتایان خود در اروپا، در جذب و تعامل با مهاجران مسلمان کارنامه موفقی دارد. درست است که برخی مسلمانان در تقابل با چالش های مدرنیته به آغوش افراط گرایی پناه می برند، اما در این که ایالات متحده از استعدادهای مهاجران مسلمان خود که در پروژه های آمریکایی مشارکت دارند، بهره می برد هیچ تردیدی وجود ندارد. تجربه زندگی من و میلیون ها مسلمان دیگر نمونه ای است از این ارتباط سازنده.
پرسش این است که جوامع مسلمان چطور می توانند فعالیت های مشکوک را شناسایی کرده و افرادی را که ممکن است در معرض نفوذ تفکرات جهادی قرار گرفته باشند، شناسایی کنند. رهبران میانه رو و سکولار جوامع مسلمان در نهایت کلید به حاشیه راندن و شکست افراط گرایانی هستند که قصدشان نفوذ به جوامع مسلمان در ایالات متحده امریکا است.    
واقعیت این است که در تعامل با جوامع مسلمان در ایالات متحده، معضل برجسته این است که "چطور باید با امریکایی هایی که به داشتن ارتباط با گروه های تروریستی و بنیادگرا مظنون هستند، رفتار کرد" و این که "اصولا افراد «خود رادیکالیزه شده» چه کسانی هستند؟" آیا سیاست ها، برنامه ها و قابلیت های ما برای رصد کردن این افراد کافی است؟ آیا ما در محدود قانون اقدامات پیشگیرانه لازم را انجام می دهیم که بتوانیم از حملات "گرگ های تنها" جلوگیری کنیم؟   
چالش تروریسم اسلامی هیچ راه حل سریع و کوتاه مدتی ندارد. برای رسیدگی به علل ریشه ای این تهدید، یک استراژی جامع نیاز است که نهایتا از خارج از مرزهای ایالات متحده سرچشمه می گیرد. با این حال حملات اورلاندو تاکیدی است بر این نکته که حفاظت های داخلی ما به اندازه حفظ آزادی های ما حیاتی هستند.
منبع: نشنال اینترست / تحریریه دیپلماسی ایرانی