------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۱۶, یکشنبه

فست فود غیربهداشتی بی بی سی برای افغانستان

بی بی سی بخش افغانستان؛ به سوی حفظ اتوریته یا دفاع از افراطیت ونفاق؟


بی بی سی بخش افغانستان، بعد از پایان سال 2014 بدون دغدغه، پردۀ لحاظ حرفه یی و راهبردی از رخسار برگرفته و دیگر از کمرنگ شدن اعتماد درخشانش بر اذهان عمومی، پروای چندانی ندارد. دلایلی فاجعه بار در پس این کم نظری نسبت به دیدگاه مردم صف بسته اند. درشت ترین دلیل، فروکاستی گراف پیروزی های سیاست بریتانیا و امریکا در حوزه افغانستان و شروع شمارش معکوس درجهت زوال هژمونی حضور نظامی وسیاسی در آینده است. نگرانی ها رو به سوی آینده دارد. این بحث البته با ظهور گیج کنندۀ ایران و هند به همکاری روسیه در نبرد «بزرگ» قابل درک است.

باخت از همه محاذات به زیان انگلیس و امریکا آغاز شده است. اشتباهات کلیدی بریتانیا و امریکا دردفاع طولانی و یک جانبه از پاکستان و حفظ جنگ در افغانستان، این باخت را کلید زده است. با افغانستان امروز، دست کم بعد از سقوط دولت دکترنجیب الله، به ویژه بعد از نگونساری ادارۀ طالبان، کاملاً از روی نسخه های پوسیدۀ قرن نوزده هم پیش آمد صورت گرفت. من از عقب گرایی اردوگاه غربی، شگفت زده ام. اما حالا، عصر تاوان فرا رسیده است.

درین تذکاراجمالی، رخ صحبت من با خانم مینه «بکتاش» و دیگر چهره های برازنده و شخیص از جمله عبدالله شادان، آصف معروف، و داود قاریزاده  است که هریک حق استادی وعنایت های لطف آمیز بر من دارند. 

بازتاب وقایع شمال افغانستان از بی بی سی دربرخی حالات با گزارش های نرم شدۀ طالبان، شبکه های افغانی مرتبط با آی اس آی و قوم پرستان  شباهت دارند. حتی یکی از خبرنگاران کابل نشین بی بی سی در یادداشت های فیس بوکی خویش مکرراً و به نقل از حلقات نفاق انداز علیه عطا محمد نور به طور یک جانبه نکات تخریب آمیز را «ترویج» می کند؛ درحالی که خودش با شبکه های افراطی و مشکوک «غیرطالب» در پاکستان و کویته در ارتباط قرار دارد.
من هرگز در مقام دفاع قومی و زبانی قرار نمیگیرم. آموزه های تلخ  زنده گی، برای بسیاری از مردم  یاد داده است که نگاه و نگاشته ها را بربنیاد وفاداری به ارزش های جاودانۀ انسان و تمسک به انصاف، هم آهنگ کنند.
 من ساعاتی قبل نکته نظرات قادر «طاهری» را در مورد نحوۀ پوشش خبری بی بی سی از دگردیسی های اخیر در بلخ خواندم و با منابعی معتبر برابر گذاری کردم. آن چه طاهری نوشته، به طور کامل درست و امانت دارانه است. 
نخستین جنینی که در نتیجه القا مصنوعی در زیر پوست حکومت محلی بلخ، شکل داده شده بود، در خیابان رسوایی سقط شد. جنین دومی، سمی تر از اولی خواهد بود؛ مگر برآیند آن کشنده تر از زهر مار افعی برای کارگزاران داخلی در افغانستان خواهد بود.
 زور آزمایی بزرگ در چندین استقامت درجریان است. این درست است که وزارت خارجه انگلیس از خطی که ترسیم کرده، عادتاً تغییر مسیر نمیدهد؛ اما نقش شما در اصلاح و وویرایش این گونه اطلاع رسانی معیوب بسیار اثرگذار است. تیم کاری «افغان» میتواند استدلال کند تا وجهه بی بی سی و محبوبیت آن و ( به خصوص امنیت) خبرنگاران آن اداره خبرپراکنی بیش ازین مخدوش نشود. توجه کنید شما از هارون نجفی زاده چه جور کرده اید؟ گزارش های بی بی سی علی العموم روی قاعده تغییر تدریجی اذهان عامه عیارمی شود؛ اما اکنون به ابزاری برای سبوتاژ یک جانبه و مهندسی وضعیت اجتماعی وامنیتی در مناطق خاص تبدیل شده است. 
این متن اعتراضی و حرفه یی طاهرقادری را یک بار مرور کنید.
خبرنگار «طرف» یا «ناآگاه»
پیش‌نویس: این نقد را برای می‌نویسم که به دلیل کار کردن در بی‌بی‌سی از «ادیتوریال گایدلاین» آن با خبر هستم. نویسنده این متن همان خبرنگاری است که از قلفک الماری خانه والی بلخ در فیس‌بوکش گزارش ساخته بود
نقد من بر بی‌بی‌سی است که در چنین مواقع حساس تلاش می‌کند بی‌طرف باشد، توازن را حفظ کند و در ضمن تریبونی برای یک گروه خاص نشود. وگر نه، از نویسنده این متن همان‌طوری که از تلویزیون میترا، آیینه، سما و... (طرف‌های درگیر) شکایتی ندارم، از او هم ندارم.
چند نکته برای بی‌بی‌سی در مورد رویدادهای اخیر در بلخ که خبرنگار بی‌خبرش چشم به کوری زده:
۱- قبل از آغاز این «تظاهرات»، ریشه ‌اش جای دیگر بود. ۶ عضو شورای ولایتی اعتراض کردند، ۲ نفر انصراف داد و بقیه در تبانی با سه حزب (اسلامی، جنبش، حرکت) به «بی‌عدالتی» در بلخ اعتراض کردند.
۲- بیش از ۶۰ رییس/نماینده شوراهای علمای تشیع/تسنن، رهبر/نماینده‌های احزاب سیاسی، نماینده‌های مجلس، اعضای جامعه مدنی و... در همایشی قطعنامه صادر کردند و از والی بلخ خواستند جلوی «اخلال‌گری و بی‌نظمی» گرفته شود. (خبرنگار شما ندید)
۳- رییس و بیش از ۱۰ عضو شورای ولایتی بلخ کنفرانس خبری دادند و «اتمر، جنرال دوستم، همدرد» را متهم به ناامن سازی بلخ کردند (خبرنگار شما ندید)

۴- شبکه‌های مجازی در سراسر افغانستان یک‌سره کمپین کردند که اعتراض حزبی/خصوصی است (خبرنگار شما مشغول دیگر کارها بود)
۵- برخی از اعتراض‌کنندگان امروز نمی‌دانستند برای چه آمده‌اند (گزارش‌گر آریانا نیوز داستان‌اش را در فیس‌بوک نوشته)
۶- درصدی از اعتراض‌کنندگان کودکان بودند، خبرنگار شما آن قسمت را ندیده
۷- پلیس شاهراه بلخ اعلام کرد چندین موتر پر از نفر (برخی با اسلحه) را در کمربندهای شهر توقف داده‌اند (گزارش‌گر شما آن را ندیده)
۸- تظاهرات حزبی بود. هر کسی که یک روز در بلخ زندگی کرده این را می‌دانست. تظاهرات اشاره شده قبلی هم حزبی بود. همانطوری که تظاهرات در حمایت والی بلخ حزبی بود
راستی از خبرنگار تان نپرسیدید چرا در مورد تجاوز گروهی بالای یک دختر ۱۸ ساله که برای دادخواهی به مزارشریف آمده گزارش نکرد؟