------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۷, دوشنبه

جنگ ابدی امریکا با جهان سوم

روزنامه هوفینگتون پست

جنگ افغانستان: ویتنامِ بارک اوباما
نویسنده گان: نیک محمد کامرانی، لاورین دیف و دمیتری بشکوف
برگردان: رزاق مأمون


میراث بارک اوباما در جریان دو دوره ریاست جمهوری به خاطر درگیری در هفت جنگ فرامرزی در کشورهای جهان سوم، به شمول جنگ پانزده سالۀ افغانستان لکه دار می شود.

رئیس جمهور اوباما دریک سخنرانی عمیق در نیروگاه  هیروشیما در جاپان به تاریخ 27 می سال 2016 جنگ ووحشت هسته یی در هفتاد یک سال قبل را که به مرگ ده ها هزار نفر و ویرانی دو شهر جاپان – هیروشیما و ناگاساکی- انجامید، بیهوده خواند.  به هرحال، دستور گیج کننده به هدف تمدید حضور ناتو و امریکا درتنش های جاری افغانستان برای پنج سال دیگر، با تحقیری که وی از جنگ می کند؛ در تضاد است. بسیاری روستا ها عملن در جریان پانزده سال به اثر بمباران مستمر(20012- 2016) ویران و با خاک یکسان شده اند.

هیچیک از رئیس جمهورهای امریکا در چنین یک دوره طولانی، در هفت جنگ درگیر نبوده اند. اکثر رأی دهنده های امریکایی در کارزار انتخاباتی سال 2008 بدین باور بودند که اوباما نسبت به سلف خویش جورج دبلیو بوش که درعراق و افغانستان یورش برد؛ به حیث یک رئیس جمهور صلح تبارز خواهد کرد.  اوباما جنگ های عراق و افغانستان را به میراث گرفت. وی اگرچه از عراق بیرون رفت اینک نیروهای پیاده به دلیل شورش دولت اسلامی داعش، دو باره به عراق بازگشته اند.

اوباما گفت که جنگیدن در افغانستان امری مجاز است بی آن که چه گونه گی آن را توضیح دهد.  وی در ابتداء میزان نیروها را تا سی هزار سرباز پیاده در افغانستان افزایش داد که افزایش تلفات سنگین امریکایی ها را به دنبال داشت. سپس تعداد نیروها را تقریباً به یازده هزار تن کاهش داد و به افکار عمومی در امریکا بر خروج کامل از افغانستان تعهداتی داد؛ مگر بی فایده بود.

درحال حاضر جنگ امریکا در افغانستان به پانزدهمین سال خود وارد شده که طولانی ترین جنگ امریکا در تاریخ است. در بیست ماه می 2016 ناتو وامریکا در رابطه به تمدید حضور نظامی در افغانستان تا پنج سال دیگر به توافقانی دست یافتند که زمان اشغال این کشور را به بیست سال تقرب می دهد. درضمن، امریکا درین جنگ خسارات مالی وجانی را متحمل شده است.
ظاهرن، فرآیند حضور نظامی برای امریکا مطلوب نبوده است. جان 2400 نفر از دست رفته و تقریبن سی هزار مجروح و معلولان  به جا مانده و مصرف هزینه های بزرگ در افغانستان بالاتر از کل مخارجی است که در «برنامه مارشال» برای بازسازی اروپای پس از جنگ دوم جهانی به کار گرفته شد.

افزون برآن، فقر مطلق و میزان بلند بیکاری در طول پانزده سال اشغال امریکا در افغانستان گسترش یافته و سیطرۀ طالبان بر مردم و قلمرو شان درافغانستان گسترده تر شده و ثبات برهم خورده است. علاوه برآن، افزایش بمباران، انهدام هزاران روستا و کشتار، میلیون ها تن از جمیعت کشور را با تسلط ناتو و امریکا در ضدیت قرار داده است.
راهبرد ناتو سبب مهاجرت اضطراری بیشتر افغان ها به خارج ازین کشور شده است. بسیاری از افغان ها به شمول سربازانی که حقوق بگیر امریکا اند؛ ( نسبت به وضع موجود) افراطی شده اند. 
حملات مکرر سربازان افغان کشتار سربازان ناتو را درپی داشته است. اخیرن یکی از سربازانی که دو سرباز ناتو را از پا درآورد  بالحنی خالی از تأسف در تلویزیون اظهار داشت که امریکا و ناتو ظرف پانزده سال غیر از کشتار، شکنجه وویرانی کار دیگری انجام نداده اند. 
این کشتار ها امری پوشیده نیست؛ دست کم صد ها تن از سربازان ناتو در سالیان گذشته از سوی نظامیان دولتی که درکنار نیروهای امریکایی مجنگند؛ مورد حمله قرار گرفته اند. آن ها به نحوی افراطی، عملیات نظامیان ناتو و امریکا را غیر عادلانه و نفرت بارتلقی می کنند. 
در واقع پالیسی های ما ، در ایجاد افراطی گری، روحیۀ مخالفت،  و توجیه مستدل برای مشروعیت بخشیدن به افراطی گری و تحریک اعمالی نظیر بم گذاری های انتحاری کمک می کند.  به کارگیری بم های دست ساز و انفجارات در بین شهروندان و کسانی که حاضر به قربانی کردن زنده گی خویش می شوند؛ پاسخ هایی اند که به حملات نظامی ما داده می شود. 

درآخرین تحلیل، جماعات بومی از کشتار هموطنان خویش شامل زنان، بسته گان، روستائیان و کودکان از سوی نیروهای خارجی رنج می برند. شورشیان به دلیل دسترسی فراگیر به نیروی مردمی و جریان آزاد اطلاعات، انترنت و ارتباطات جهانی و همچنان افزایش و تقویت نیرو در برابر حملات هوایی پیاپی نیروهای خارجی دست به اقدامات متقابل میزنند. حتی مردم عادی با به خطر انداختن جان خود دست به مقابله میزنند.  
حملات نظامی ما به رادیکالیزم، عصبیت و انتقام در میان افرادی که به شکل «گرگ تنها» عمل می کنند؛ دامن میزنند. با این حال، می توان برای رسیدن به صلح، چنین احتمالاتی را با تغییر پالیسی امریکا درجهت خروج نیروهایش از مناطق جنگ، کاهش بدهیم و یا از بین ببریم. بهترین راه حل، پالیسی ایجاد رابطۀ حسنه از طریق دپلوماسی با این گروه ها است.
امریکا درمقام یک ابرقدرت باید به جای جنگیدن با کشورهای جهان سوم، آن ها را به کسب آموزش، توسعه اقتصادی و شهروندی و پالیسی «زنده گی کن و دیگران را به زنده گی بگذار»، تشویق کند.  درغیراین صورت جنگ با جهان سوم ابدی خواهد بود.