------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۱۹, چهارشنبه

اشتباه «کمیته خاکسپاری» امیرحبیب الله خان

اگر دنبال یک سازوکار مثبت ٬ متوازن و عادلانه در گفتمان سیاسی و تاریخی در آینده استید٬ با این رفتاری که حالا در پیش گرفته اید؛ همیشه تحت نظارت دیگران خواهید بود. 


اعضای کمیته خاکسپاری پیکر امیرحبیب الله خان کلکانی و اعضای ارشد دولت وی پیوسته و از روی هیجان وانتظاری نا معلوم چشم به راه عطوفت و مجوز «دولت» مانده اند.
 تاریخ و دیدگاه جدید یک نسل را «دولت» رقم نمیزند. چند سوداگر سیاسی که همکاسۀ بازی های کثیف وبسته گان تشکیلات رسمی اند٬ سعی دارند به پیشواز انتخابات پارلمانی این جریان را به یک فرصت سیاسی برای خود شان تبدیل کنند. به همین سبب دم ودستگاه تلقین وتاخیر راه انداخته اند تا زمینه بهره وری منفی برای شان فراهم شود.

این کمیته به جای توسل به مدیریت شرایط خاص و تکیه به قدرت، انگیزه سیال و غیرقابل سد بندی نسل نو،  به نوازش و تفقد دولت زُل زده است. این دولت از نظر فرهنگی و دیدگاه تاریخی مگر از کدام آدرس آمده است؟

درسیاه نمایی مسند و نقش حبیب الله کلکانی درتاریخ سیاسی، تمامی نیروهای ارتجاع ایدیولوژی زدۀ چپ و راست٬ تاریخ گریزان «مترقی!!»٬ اهالی قلمرو کلیشه و گوسفند باوری٬ و ریزه خواران سفره جامانده از تفکر نادرخانی، همدست و همرکاب اند.

آنانی که در بیرون دولت٬ به شکل آماتور  و «سیل بین» اسیر آموزه های شخصی و پیچ در پیچ باقی مانده و دماغ شان از روایات ماننده به فریب کافور وتریاک تاریخ سیاسی نادری ارضا شده باقی مانده٬ درهمان نقطه یی که داوطلبانه منجمد شده اند؛ خواهند پوسید.

سد بندان و برده های فرهنگ تاریخ «نادرخانی» عبارت از دو دسته اند: آنانی که جعالی های مکتوب را که از یک سوراخ سیاه بیرون آمده ٬ مانند شیر مادر درکام می کشند و فرقه هایی که تن به بدویت در فهم تاریخ سیاسی داده اند. همه این موجودات سر به هم آمده اند و «دولت» درست شده است. بی جهت خود را خسته نکنید. این را گفته باشم که خطر سبوتاژ این جریان بسیار قوی است و نشود که ناگه٬ تمام آن چه را که ریسیده اید به یکباره پنبه کنند. وقتی واقعاْ بر بالهای انگیزه عمومی و جهش مردمی سوار استید٬ به قاش پیشانی «دولت» چرا خیره مانده اید؟

به امید دراز شدن دست مرحمت  دولت وحکومت به سوی خویش شعار العطش سرندهید. نخبه گان حکومت حبیب الله را «دولت» کشت و پروای قرآن٬ مردم٬ آینده و عواقبش را هم نکرد. فرهنگ سیاسی هنوز از همان مجرا می آید و حتی اگر دولت فرمانی هم اندرین باب صادر کند به سلسله جعالی های سنتی ( خود یک جعل دیگر) است. زبان تاریخ سیاسی ما آن چیزی نیست که شما گفته روان استید.
باور من برین است که اعضای گروه ویژه «خاکسپاری» ظرفیتی را درخود پرورش دهند تا به طرف یک هسته آگاه ودادخواه برای ایجاد یک جریان بازدارنده نیرومند سیاسی تغییر جهت بدهد.
بنده به همان میزانی که طرفدار اعاده حیثیت به امیرحبیب الله کلکانی می باشم٬ به همان سطح مایل هستم که برای خاکسپاری آبرومندانه پیکر دکترنجیب الله و ببرک کارمل نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین - آن هم پایتخت- تلاش هایی انجام شود. تاریخ ساخته شده از مصالح سیاه و سفید است. اعتماد ملی را با حذف و دزدی حقایق تاریخی نمی توان به وجود آورد. امروز ملت های حتی متمدن برای بدخیم ترین خون آشامان تاریخ ( چنگیز و تیمور لنگ) برای خویش کاخ های غرور و عزت سیاسی و تاریخی می سازند. ما را چه شده است؟