------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۱۱, جمعه

نجات، تمرکزعملیاتی بر تأسیاست حیاتی پاکستان است.

رانش عملیاتی بر نقاطی در پایتخت پاکستان و اماکن کلیدی که درجنگ کنونی تعیین کننده است، باید در همکاری با متحدان منطقه یی تنظیم شود. کشور، درسطح داخلی به یک لشکر مخفی حسابگر و بیرحم نیاز دارد که کار خائنان و طالبان داخلی را با وسیلۀ تفنگ یکسرده کند. راه دیگری وجود ندارد. 



سریال ایجاد کشتار گاه های تازه به تازه  پایان ناپذیر است.  سینه ها انباشته از یأس وخشم، وقلب های ما از شیون زنان، مردان و کودکان بی سرپرست، به ترکیدن رسیده است.

دورنما تاریک تر از همیشه است. خاموشی دو شخص شخیص- حکمتیار وحامد کرزی- نا میمون و اسرار آمیز است.  حج عمره رفتن دکترغنی در چنین احوال دردناک، اسرار آمیز تر.

مردم در فاصله میان دو انتحاری گیرمانده اند. فاصله میان دو انفجار، درحال کاهش است. نیروهایی (مانند خلیل اندرابی) و صد ها اندرابی دیگر، از داخل حکومت، مردم را نیش میزنند و به دشمن راه صاف می کنند. سازمان اطلاعاتی و عملیاتی کشور در کشمکش میان « ستون» های اطلاعاتی، تقسیم شده و راهش را گم کرده است. روان اجتماعی آبستن انفجار است؛ اما نه علیه دشمن، بلکه، با خود شکنی اسفبار، ذره ذره می شود.

مردم و حکومت، مثل این که فراموش کرده اند که مرجع ومنبع تولید جهنم در کجاست. همه اش به طالب یا به پشتون ها فحش میدهند و شماری، مثل پرنده یی خود را به درو دیوار میکوبند که «اسلام چنین نگفته است.» طالبان میرغضب تاجک در بدخشان و کندز را فراموش می کنند؛ عناصری که همان مثل معروف، «قهر پشتون و رحم ازبک» را درخاطر زنده می کنند.

بعد از چهل سال جنگ اطلاعاتی و «اعلام ناشده» هنوز کسی حاضر نیست ایقان کند که جنگ درخانۀ ما جنگ اسلام و کفر نیست. تمرکز عبث بر «محکوم کردن» را انتخاب کرده اند. عرب گرایی، نعره کشیدن در بلند گو ها و تقلید از شمایل مضحک عرب ها باب روز شده است. اما کارخانه جات تولید فجایع و دوزخ، برحال وفعال در پاکستان است. تأسیسات برق، دانشگاه ها، شهرهای مزدحم، تأسیسات گاز، همه به عنوان اهداف قابل دسترس نظامی، انتظار ضد حمله را می کشند؛ اما دولت کابل از درون نیش میخورد. توان تکان خوردن از دست داده است.

وقتی عملیات مخفی علیه پاکستان را متوقف می کنند، ایستگاه بعدی حوادث معلوم است. وقتی صد ها مجری دهشت ( منتظراعدام) اند؛ چه دستی مانع اعدام می شود؟ نیشی از درون به چهار سو زاویه میزند. تراژدی خردکننده تر ازین، وجود ندارد. اهداف عملیاتی در خاک پاکستان کاملن در تیررس افغانستان است؛ اما دستان ماشین رانان جنگ، هم از درون، و هم از سوی امریکا و ناتو، بسته نگه داشته می شود. باید سر راست بگوییم که راه اندازی کشتار ها، تهدیدی را که علیه ناتو و امریکا در حوزه افغانستان درحال چاق شدن است؛ نه ضعیف می کند و نه می تواند آن را مهار کند.

تهیه راهبردِ عملیات مخفی مرگبار و دایمی بر تأسیسات حیاتی پاکستان، یگانه گزینه یی است که نیروهای «ضد طالبان جمع بخشی از حکومت افغانستان» در اختیار دارند. رانش عملیاتی بر نقاطی که درجنگ کنونی تعیین کننده است، باید در همکاری با متحدان منطقه یی تنظیم شود. کشور، درسطح داخلی به یک لشکر مخفی غیر دولتی، حسابگر و بیرحم نیاز دارد که کار خائنان و طالبان داخلی را با وسیلۀ تفنگ یکسرده کند. ذرغیرآن، دهان بلا، چاکتر خواهد شد.
راه دیگری وجود ندارد.  تق و تق مرزی درتورخم، یک مشغولیت کودکانه است ودر بهترین حالت سازِ فریبندۀ «دیورند» را به نفع چند درمانده، سُر می کند و یک دسته یی ( ازنظر روانی و تحلیل وضعیت) زمینگیر شده، دهان خویش بیهوده می لقانند. مضمون جنگ افغانستان با پاکستان «دیورند» نیست؛ تروریزم طالب و آدم کشان اسلامی است.