------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۱۸, جمعه

طرح افغانستان «بیطرف» در اجندای جدید امریکا


مقاله مندرج در صفحۀ (The world post)
 به همکاری هافینگتون پست و انستیتیوت برگرین
الگوی پیمان تاریخی بلجیم به افغانستان آرامش می آورد.
نویسنده: عبدالوهاب «رووفی»، ترجمان درناتو- نیروهای کمک بین المللی درکابل، فارغ التحصیل دانشکدۀ حقوق کابل به همکاری وزارت عدلیه افغانستان، باشندۀ امریکا
گزارنده به فارسی دری: رزاق مأمون




رهبران جهان و متحدان ناتو در همایش 2016 وارسا تعهدات درازمدت خود را در زمینه «مشارکت پایدار درافغانستان» ضمانت خواهند کرد؛ مگر این مسأله چیزی را تغییر نخواهد داد. 

افغانستان کشوری شکست خورده باقی خواهد ماند؛ مگر این که جامعه جهانی به مشورۀ هنری کسینجر مشاور  امور امنیتی ایالات متحده گوش کنند که در کتاب خویش موسوم به «نظم جهانی» مطرح کرده که : « در برخورد با احتمالات ظهور دو بارۀ  افغانستان به حیث یک مرکز جهادی، تلاش دپلوماتیک در سطح گسترده به کار است تا یک راه حل منطقه یی مشخص شود. »

درقرن نوزده، قدرت های بزرگ، بلجیم را به عنوان کشور بیطرف، ضمانت کردند؛ ضمانتی که قریب صد سال دوام کرد. آیا نسخه مشابه بلژیک نیز امکان دارد؟ اگر  این دیدگاه یا نظرات مشابه دیگر، طفره روی از جنگ تلقی شود؛ افغانستان احتمالاً پای جهان را دو باره به یک جنگ دوامدار خواهد کشانید.

به عبارت ساده، اگر همانند آن چه دربلجیم اتفاق افتاد، بیطرفی افغانستان تضمین شود، آن گونه که آقای کیسنجر می گوید، قدرت های بزرگ می توانند از گزند سرطان طالبان، حقانی، القاعده و دیگر دسته جات افراطی نجات یابند؛ هدف این است که یک افغانستان صلح آمیز با حکومتی خود گردان و خود بسنده تشکیل شود.

با آن که از  سال 2001 تاحال، هزاران سرباز امریکایی و متحدانش درافغانستان کشته یا مجروح شده و مخارج جنگ به میلیارد ها دالر میرسد؛ وضع درحال بدتر شدن است.  تکیه بر پالیسی «مشارکت پایدار» دیگر کار آیی ندارد و نه تنها سیمای ناتو را به عنوان پاسدار آزادی ونظم مخدوش می کند، بلکه بر رنج و آلام مردم افغانستان که شاهد یک پروسه صلح دایمی در کشورشان نیستند، می افزاید.

برای این که ناتو پیروز شود، آن ها باید یک استراتیژی جدیدی تدوین کنند که در آن قدرت های منطقه یی از راه اندازی جنگ نیابتی در افغانستان دست برداشته و متعهد شوند که درامور داخلی افغانستان مداخله نکنند.

اما بیائید که از الگوی تاریخ بلجیم بیاموزیم.

منطقه یی که اکنون به نام بلجیم شناخته می شود، از پایان قرون وسطی تا قرن شانزده، مرکز تجارت و فرهنگ شگوفا و جهان شمول بود. مگر قدرت های اروپایی از قرن شانزده تا انقلاب بلجیم در سال 1830 این منطقه را به اراضی جنگ تبدیل کرده و «میدان جنگ اروپا» لقب گرفت.

براساس پیمان نامه 1839 درلندن، قدرت های اروپا، تضمین آزادی و بیطرفی بلجیم را اعلام کردند که از آن روز به عنوان یک پیمان پرافتخار باقی مانده است.

افغانستان در اکثر دوره های تاریخی خویش، در خاورمیانه، و آوردگاه جنگ برای بیرونی ها به شمول منگول ها، یونانی ها، اسکندرکبیر، چنگیز خان، امپراتوری بریتانیا و دیگران، همانند یک «بلجیم قبل ازبیطرفی آن» بوده است. درحال حاضر، افغانستان در رقابت بین قدرت های منطقه از جمله پاکستان، هند، روسیه و ایران، به یک شطرنج جنگی مبدل شده است که  درتلاش نفوذ بیشتر و یا مبارزه علیه نفود همدیگر، جنگ نیابتی را به هدف بی ثبات کردن دولت طرفدار غرب در افغانستان به راه انداخته اند.

دکترهنری کیسنجر در کتاب خود «نظم جهانی» آورده است: در شرایطی که پاکستان پیوسته نفوذ خود بر منطقه تحت تسلط پشتون ها در جنوب افغانستان را قایم نگه میدارد، ایران، روسیه، هند وچین نیز تمایل دارند که  سیطرۀ خود برمناطقی از افغانستان را که عملن به بخش های جدا تقسیم شده اند، حفظ کنند.

گزارشهایی در دست است که ایران و روسیه به هدف مقابله با نفوذ داعش درمرزهای خویش، از طالبان سنی حمایت می کنند. پاکستان دررقابت با نفوذ هند در افغانستان از هرگروهی که علیه دولت افغانستان اسلحه به دست گیرد؛ حمایت خواهد کرد.

افغانستان علی رغم دریافت میلیارد ها دالر کمک از امریکا هنوز یک کشور به هم ریخته است. با وجودی که میزان عظیمی از منابع در امور دفاعی و امنیتی به کار گرفته شده، هنوز یک سوم اراضی مملکت در دست شورشیان است. فشار از جانب افغانستان برای به دست آوردن کمک های نظامی و نیروی هوایی، کماکان جاری است؛ اما آیا این مسأله واقعاً راهی به سوی صلح باز می کند؟
چنین اتفاقی نمی افتد. افغانستان با اردوی پف شدۀ خود چیزی را به دست نمی آورد.

حفظ توازن حساس بین هند و پاکستان یکی از کلید های برقراری صلح درافغانستان است؛ مگر افغانستان قادر به کنترول  وضعیت نیست؛ بنا برین، تنها امید باقی مانده در مسأله افغانستان، امضای یک پیمان چند جانبه منطقه یی است، نظیر آنچه که بیطرفی بلجیم را در سال 1839 ضمانت کرد.

افغانستان باید درخواستی را به سازمان ملل متحد ارائه کند تا آن سازمان از کشورهای چین، ایران، روسیه، هند و پاکستان بخواهد که توافق الزام آوری را در باره بیطرفی و حق حاکمیت ملی افغانستان امضاء کرده و متعهد شوند که در امور داخلی این کشور مداخله نمی کنند. درعوض، افغانستان از طریق کاهش نیروهای امنیتی در حد چندین هزار پلیس و افسران امنیتی، خلع سلاح شود. امریکا در ایجاد انگیزه جهت بیطرفی افغانستان، وزنه و نفوذ خویش را به کارگیرد؛ زیرا این مسأله برای امریکا یک استراتیژی شفاف و مناسبی را پدید می آورد تا بتواند از افغانستان بیرون شود.

افغانستان درچنین شرایطی برای هیچ کسی در منطقه تهدیدی به وجود نخواهد آورد. یک اردوی متشکل از « چند مرد جنگی خوب» نسبت به صدها هزار تن از «مردان بی علاقه به جنگ» به مراتب مؤثر خواهد بود. ( به مصداق، دو صد مرد جنگی، به از صد هزار- مترجم) هریک درین معامله برنده اند؛ اما همسایه های افغانستان، فایدۀ اصلی را نصیب خواهند شد. یک افغانستان بدون جهادی ها اوضاع مخاطره آمیز کنونی علیه ایران، پاکستان و روسیه را از بین خواهد برد.

متأسفانه، همایش سران ناتو  و گفت وگو های مشابه به آن ره به جایی نمی برد؛ مگر این که آن ها روی طرح یک پیمان بیطرفی نظیر پیمان بیطرفی بلجیم، برای افغانستان کار کنند. رژیم کمونیست ها، طالبان و مجاهدین به دلیل رقابت قدرت های منطقه یی به شکست رو به رو شدند. «متوقف ماندن دریک خط مشی» بی نتیجه خواهد بود.

تردیدی نیست که افغانستان از زمانی که نیروهای ایساف در پانزده سال پیش نیروهای طالبان را بیرون راندند؛ اکنون در بدترین شرایط قرار دارد. اگر ناتو به جای پرداختن به بحث پیمان بیطرفی، بازهم به گپ زدن ادامه دهد، ما باید درنظر داشته باشیم که پانزده سال بعد، موجودیت افغانستان درگرو بخت و طالع آن خواهد بود. ( یعنی ادامۀ جنگ افغانستان را یا نابود می کند یا به تجزیه می کشاند- مترجم)