------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۱۰, یکشنبه

کنترول افغانستان به وسیلۀ عامل سوم ( کمپانی)

تجربه تاریخی نشان داده که نظام متمرکز در افغانستان پا نمی گیرد؛ این چهار راه، از سوی یک کمپنی واحد ( چند منظوره) می تواند حفظ شود.


از لابه لای تئوری های جمع آوری شده از منابع انگلیسی، حلقات و نظریه پرداز های وابسته به کشور های هند، روسیه و ایران، احتمال تهیۀ یک طرح تازه برای حراست از افغانستان به وجود آمده است.
یکی از مؤلفه های تئوری درحال تدوین این است که، افغانستان در غرقاب فساد شناور است و بحران فراگیر داخلی برخاسته از بی عدالتی و فساد عظیم مالی، جنگ قومی بین پشتون و غیر پشتون را به طور ناگزیز شعله ور خواهد کرد. 
جنگ داخلی، شرایطی را برای مدیریت بحران به وجود می آورد. بحران نه از سوی حکومت، بل به وکالت از حکومت، به وسیلۀ آدرس سوم عملیاتی صورت می گیرد. انقلاب متشکل از بیکاران و گرسنه گان و فساد دولتی باعث یک خیزش عمومی خواهد شد و امکان سقوط روز تا روز مسلم تر شده می رود.
 اگر این تئوری به عرصه عمل عبور کند، در صورت فروپاشی دولت در افغانستان، خلایی بی حکومتی، باید به واسطۀ یک کمپنی عملیاتی که از سوی سه بازیگر ( احتمالن امریکا نیز به این محور ملحق شود) رهبری شود، با بسیج لشکر عظیم بیکاران و کشتی شکسته ها در کابل و سراسر کشور، نظم وثبات را قایم نگهدارند. جنگ داخلی بین پشتون و غیر پشتون سبب می شود که نیروی وحدت دهنده ( سوم) هر دو را تحت قیمومیت در آورد. اتحاد ملی همان گروه کمپنی از نوع کمپنی «هند شرقی» است؛ با این تفاوت که «کمپنی هند شرقی» به طور انحصاری از سوی بریتانیا رهبری می شد؛ اما کمپنی عملیاتی در افغانستان از سوی چهار کشور اداره خواهد شد. گروه نظامی بیکاران وفقیران یا لشکریان کمپنی، درمقام نیروی ثبات دهنده ظاهر می شود؛ مشابه به گروه طالب که جاده صاف کن یونوکال در دهه نود بود. هندی ها و ایرانی ها به شمول مقامات کاخ سفید، به نتیجه رسیده اند که کارآیی حکومت در افغانستان ته کشیده و باید اداره امور به یک عامل دست سوم انتقال داده شود.
پیش ازین، اطلاعات و یافته های تئوریک از منابع اپراتیفی بدون آدرس حکایه از آن داشت که کنترول افغانستان باید از محور «شمال» صورت بگیرد. با روی کار کردن جریان اتحاد ملی ( جدید)، اکنون به نظر میرسد که بحث «ثبات از شمال» کنار گذاشته شده و طرح ابتدایی اتحاد بلوچ- تاجک برای اداره افغانستان و شکستن پاکستان نیز به تعلیق درآمده است. محور هند- ایران افاده می دهند که این طرح، چالش های امریکا درافغانستان را نیز کاهش می دهد.
کمپنی عملیاتی به طور عمده از سوی هند مدیریت می شود تا ثبات افغانستان تحت هیچ شرایطی قربانی ماجرا جویی های جدیدی که احتمالاً از کانال پاکستان به راه می افتد؛ نشود. هم اکنون حدود ده میلیون نفر در افغانستان بیکار اند و انسان گرسنه بالطبع، برابر با قدرت یک فرد انتحاری می تواند در صحنه عملیات، قدرت خود را ظاهر بسازد.  
امریکا از جبهه اتحاد ملی ووحدت دهنده افغانستان حمایت می کند. منزوی ترین نیروی منطقه درین گیرودار پاکستان است. تئوری ها حکایه دارند که پاکستان از بازی خارج شده و امریکا با محور ایران، روسیه و هند به یک همگرایی رسیده است.