------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۲۲, سه‌شنبه

در افغانستان هیولایی بلعنده درکمین غرب خوابیده است.

درپانزده سال اخیر، غرب افغانستان را درمصلحت با پاکستان خرمن مالید.


پایگاه تحلیلی ( THE AMERAICAN SPECTATOR) با اشاره به پالیسی نظامی رئیس جمهور آینده ایالات متحده امریکا می نویسد: «رئیس جمهور آینده امریکا میراث گیر مناطق جنگ در خاور میانه و افغانستان خواهد بود. درحال حاضر هیچ یک از احزاب عمده در زمینه لغو فرامین پیشین ( درمورد پالیسی های نظامی) وضاحت نداده اند. »
اما این تحلیل ها بخشی از ذهنیت سازی سازمان یافته در سطح داخل امریکا و جوامع اروپایی به هدف مدیریت روانی مالیه دهنده گان است. فضای تنش از طریق رسانه ها به عنوان بلند گوی راهبرد های بزرگ ( وغیرقابل عقب گشت) ساعت به ساعت داغ تر می شود. نسل حاضر درافغانستان دیگر درفهمیدن این نکته دستخوش سردرگمی نمی شود که تصمیم سازان درغرب، دنبال یک قهرمان جدید برای بازگرداندن ابتکار نظامی و راهبردی در امریکا و اروپا اند. هم کاسه گی اروپا با امریکا پیشاپیش اعتبار خود را از دست داده و تئوری های تحلیلی مشعر اند که انگلیس، آلمان وفرانسه به تعاملاتی رو آورده اند که نخستین گزینه اش، تقابل نظامی فرامرزی نباشد.
قهرمان جدید، (دونالد ترمپ) در شهرهای امریکا با ادبیات تکان دهنده اما واقعی، سرگرم تشریح مانیفست عملیاتی برای آینده است. نمایش های به ظاهرشادمان بانو کلینتون درنقش رقیب بزرگ پادشاه هیجان ( ترمپ) به درد «امریکای فلج» نمیخورد. مالکان ابرکارخانه های اسلحه سازی، سلاطین نفت وکارتل های صنایع سنگین درامریکا، فعلن به هیلاری کلینتون کدام علاقه یی ندارند. عصر ازدواج دایمی امریکا وپاکستان به هم خورده است. از ورای تئوری های اطلاعاتی غیر رسمی حتی بوی همسویی امریکا با هند و ایران در حوزه افغانستان به دماغ میزند. آن چه برای همیشه اتفاق افتاده، سیلاب اقتصادی- راهبردی هندو ایران در محور افغانستان است که بالذات، پی آمد های سیاسی و امنیتی آن بسا گسترده خواهد بود.
چیزی واقعی تری درمقایسه با سیلاب اقتصادی- راهبردی هند وایران نیز درحال مسجل شدن است: بی باوری فزایندۀ افکار عمومی مردم افغانستان نسبت به سودمند بودن حضور غرب در افغانستان. این همان فاجعه یی است که در کشور مثل افغانستان، به مرور، به یک هیولای قسی وبلعنده مبدل می شود. ( مأمون)