------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۸, جمعه

عشق، کور نیست.

از کتاب « هنگ اوور با یک گیلاس باران » من
روبرداشت از برگه دکتر سمیع «حامد»


میگویند عشق می آید مثل کسی که ناگهان بر زینه یک فروشگاه از تو لایتر میخواهد
اما این
زیباترین دورغی است که آدم به خود گفته است
بعد از چکامهء خدا
عشق نیز پله بین است
هیچ وقت بین خیمه و آسمانخراش پیوند برقرار نمیکند
وقتی ببیند یک زن هفتادساله از کنار یک مرد هفده ساله میگذرد
عشق ناجوانمرانه راهش را چپ میکند
سوار قطار میشود با دو دانشجو
دو کارمند معمولی
به کافه های طلایی میرود با یک هنرپیشهء سینما و یک میلیونر
عشق نه در اولین نگاه اتفاق می افتد نه در آخرین دیدار
بین ِ کارگر صفا کار و رییس فابریکه
عشق کور نیست
هزارچشم دارد
چشم هایی از کریستال
چشم هایی از ذغال
.