------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۳۰, شنبه

دیو حرمین شریفین درکندز قهقهه می زند.

 بعد از باخته شدن میدان های استراتیژیک در سوریه، روسیه و ایران به محاذات جنگ افغانستان میخ عملیاتی خود گور کرده اند.


خشت های حاکمیت، باردیگر از برج و باروی کندز درحال فروافتیدن اند وشاید به زودی در تخار وبغلان نیز کار به جاهای باریک بکشد؛ اما این محور ها دراختیار همه جوانب جنگ باقی می ماند. اثرات تشدید تقابل در سوریه ویمن برافغانستان از مدت ها پیش گام به گام نزدیک می شد. به نظر می رسد که طلا پرستان درجنگ یمن زمین گیر شده اند وکسری بودجه روی نشان میدهد.
گزارش ها از نبردگاه شمال حکایه دارند که توان لوژستیکی و قوه آتش دسته جات تروریستی به مراتب قوی سریع تر از لشکرهایی است که که ظاهرن از حمایت قوای بین الملل نیز بهره مند اند. مسیرتدارکات از پاکستان باز است و هیچ طیاره یی کاروان های نفری و نظامی طالب و داعش را بمباران نمی کنند. گزارش رسانه ها همه اش تبلیغات است.
حکومت کابل در مدیریت جنگ، (ناگزیر) از روی مفادات «سیاست خارجی» هم آهنگ با خط امریکا و عربستان پیروی می کند. حالا مردم عوام و خواص نتیجه گرفته اند که جنگ کندز، مقابله درهم پیچ شبکه های عملیاتی منطقه و جهان است. به همان میزانی کندز قابل دفاع نیست؛ مقدر است که این آسیاب، جا در کجا بچرخد؛ مثل یک ماشین محاربه یی که لااقل حریف از غرش آن حساب ببرد.
از دست رفتن خان آباد و علی آباد و دهنه غوری و ... پیامک و جواب پیامک است. مردمی که زنده گی شان به قمار می رود، حضور مردم درین ماجرا به اندازۀ از دست رفتن هستی مادی ومعنوی شان است.
چرا باید انتظار داشت که سرکوب طالب وداعش کار دولت است؛ درحالیکه دولت، چیزی بیش از یک مأمور معذور نیست. پالیسی دولت، بخشی از سیاست خارجی برون مرزی امریکا وعربستان است. وقتی دکترغنی به زبان خود در روز استقلال افاده می دهد که فتوای حرمین وشریفین حجتی برای تغییر جهان است، قضیه روشن است.
تا زمانی که روسیه و ایران آشکارا رخ به سوی میدان های جنگ «شمال» افغانستان نکرده بودند، جنگ و ضد جنگ، حداقل درشعورعام، منشاء واحد داشت؛ بعد از باخته شدن میدان های استراتیژیک در سوریه، روسیه و ایران به محاذات جنگ افغانستان میخ عملیاتی خود گور کرده اند.