------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۱۰, چهارشنبه

رزمایش «حق پادشاهی» در پنجشنبه کابل

بگذارید، همه بی خبران و نیمچه با خبران، به خشم آیند؛ خود را تخلیه کنند؛ به لوسی (بوزینه) های زشت گویی  مبدل شوند؛ اما هیچ گاه قادر به نابودی نفس تکامل در تاریخ اجتماعی افغانستان نخواهند شد. 


فردا مراسم تاریخی «اعزاز وخاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی» به راه می افتد. شرایط امنیتی درکابل مطلوب نیست و احتمال هرگونه رویدادی نامنتظر که آتش یک درگیری را به ناگاه شعله ور کند، وجود دارد. برپا دارنده گان مراسم، حکومت کابل را به چشم یک مدعی می نگرند؛ ازین رو، پیشگیری از یک انفجار اجتماعی، وظیفۀ دولت است تا فاجعه «جنبش روشنایی» مکرر نشود. جنبش روشنایی در نهایت مظلومیت زخم خورد؛ اما در گسترۀ بزرگتر از پروان تا کابل، وقوع یک حادثۀ یی ناگوار که ممکن است از سوی طالب و استخبارات طراحی شود، اوضاع را از کنترول همه بیرون می کند. 

اوضاع سرشار از ریسک و خطر است. سیاسیونی که از گلوی رسانه ها به خاطر این روز و استفاده جویی سیاسی، تعهداتی داده بودند، فرصت عقب نشینی ندارند. قرار گزارش ها، شماری از دو رگه های سیاسی و فیگور های مونتاژی تاریخ شرمانده، بازهم در برابر عدالت تاریخی، سرِ کرنش و معانقه با تفکر استبدادی شورانده اند. فردا، فرمان زمان خود به خود صادر می شود تا تاریخ مکتوبی که تا این دم، با جوهرۀ جهل و کین چندین رنگ به نبشت آمده، را منسوخ گرداند.

من با پذیرش مسئولیت می گویم: تاریخی که در باره امیرحبیب الله نوشته آمده، از هر آدرسی که هست، موذیانه، کوته نظرانه و متملقانه است و برای ما که عصر بیداری و دگردیسی را با گوشت و پوست و آموزه های نظری خویش، ارزیابی می کنیم و همراه با بازگویش همه جانبه تاریخ سروکار مان است؛ صرفن در حد متون ضاله به قلم می آید و می تواند به میزان یک ارزش احتمالی ( به عنوان یک اثر نبشته آمده دریک مقطع) ونه بیشتر، مورد عنایت باشد. فقط دشمنان حبیب الله برای وی تاریخ بافته اند. من هیچ شخص معتدل وعادل را نیافته ام که نسبت به حبیب الله و نقش لرزاننده او، از روی صواب قلم گردانده باشد.

شماری از بی خبران و عده یی از با خبرانِ متجاهل، به جای تمرکز بر استبداد فجیع نادری، در برابر امیرحبیب الله به عنوان یک پدیده واکنشی اجتماعی خود جوش، از آدرس امان الله خان چیز نویسی می کنند. این راه غلط کردن است. ما درحالی که امان الله را شریف ترین شهزاده و پادشاه تاریخ کشور تلقی میکنیم، به نقش حبیب الله در شکستن قفل تک باوری که می توانست با رویکرد به همگرایی اجتماعی، آرام آرام راه را برای تکثر باوری سیاسی باز کند؛ احترام می گذاریم. حبیب الله به هر گزینه تفاهم و مشارکت حاضر بود؛ فقط شیرۀ تک نگری چنان درسینه های مطلق انگاران میجوشید، که بعد از سرکوب اعتراض اجتماعی نیز جز جنگ بی پایان و خاموش در بستر تاریخ، چیز دیگری به میراث نماند.