------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

ایکاش حامد کرزی مانند کارمل می بود.

آیا کرزی کارمل امروز است؟
این سوالی است که روز نامه هشت صبح مطرح کرده است. من که هفت سال در زندان کارمل گذراندم؛ از روی وجدان، آموزه ها و دیده های خود را در عباراتی مؤجز می نویسم.


بارزترین شباهت کارمل با کرزی این است که هیچ یک، اسرار و درونیات خود را مکتوب نکردند. مشخص ترین تفاوت شان این است که کارمل صاحب یک ایدیولوژی و چهارچوب های رهبری سیاسی بود و هیچ گاه به دیدگاه های خویش خیانت نکرد.

آشکارا از بودجه دولت و از طریق شبکه های اپراتیفی، تروریزم پروری نکرد؛ به قوم پرستی آشکار روی نیاورد و بم های دو پا و مرگ آفرین را گروه گروه دو باره به محاذات شان گسیل نکرد. با «نیم جهان» بجنگید و از خط خویش منحرف نشد.

افزون برین، کارمل برخلاف حامد کرزی دزد پرور، نظام شکن و یک «دولت سازِ ناکام» نبود. او در مدت کم، نظام منضبطی را ایجاد کرده بود که از کابل، تمام کشورهای منطقه از جمله پاکستان را رصد می کرد. کرزی از نظرظرفیت های خویش یک «خان» نیمه بومی شمرده می شود؛ اما کارمل خان چران بود. جالب این است که حمایت ووفاداری پیروان بسیاری رهبران درمقاطع گونه گون، افت وخیز و جزر و مد داشته؛ اما کارملی ها در هرگوشه و کنار دنیا، همسان سال های پنجاه وشصت، از شخصیت کارمل تبجیل می کنند.

هشت صبح می گوید: «سران حکومت وحدت ملی هم از کرزی می‌ترسند. به‌نظر می‌رسد که محمداشرف غنی چنان از حامد کرزی هراس دارد که داکتر نجیب از ببرک کارمل می‌ترسید.» نجیب از کارمل هراسی نداشت، از اقتدار معنوی وی دربافت نظام حساب می برد. ترس دکترغنی از کرزی، تشویش قومی است و بیم از آن دارد که کرزی درتبانی مجدد با «ائتلاف شمال» موازنه را خراب نکند. کاری که در سفر دکتر غنی به قندهار، انجام داد. ترس سران مجاهدین از کرزی، از ضعف اعتقادی و نا پخته گی سیاسی شان است. حتی بین دکترنجیب و سران «ائتلاف شمال» در ارزیابی خطرات وجه مشترک خاصی وجود ندارد. دکترنجیب الله به مثابه یک کتاب مدون بود؛ دسته جات مجاهدین، به غیراز شادروان احمد شاه «مسعود» که از نوعی دیگر بود، مثل اعتقادات شان اوراق پاره پاره و غیرقابل صحافی اند.