------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۳۰, شنبه

کامران ثانی در هرات

هرات تاریخ درخشان اما شگفتی دارد. گویا دعای پیر است که مانند یونان دوره ویکتوریا، از جای دیگری برای خودش پادشاهان خورد و کوچک وارد کند. 



در ولایت هرات، جنگ سالاری سرکش و تند خو ظهور کرده است که به خلاف معمول، به جای ریش، بروت های درشتی دارد و مسیر های قاچاق مواد مخدر  به سوی سرحدات را نیز مدیریت می کند. او درنقش یک بچه فلم انارشیستی ظاهر شده است.

 گزارش هایی وجود دارد که کامران علیزی از سوی حلقاتی در داخل هرات و همچنان از مرکز حمایت می شود. ظاهرن از کدام مرجعی در گوش علیزی چکانده اند که به مرور، شرایطی پدید می آید که وی والی هرات شود؛ زیرا وی «مستحق» است و از سوی ملت در شورای ولایتی آمده است. او هم برای کلان شدن شروع کرده و بارز ترین کاری که انجام داد، حمله بر نظارت خانه و آزاد کردن یک متهم بود.

لوی سارنوال، فرید «حمیدی» در مقام آزمایشی دفاع از نخستین مونوگراف وظیفه یی خویش، چنگگ به سوی شاخ علیزی پرتاب کرده و تا این دم، قلاب، دست کم در شاخ کامران گیر کرده است. موصوف شاخ تکان می دهد تا از گیرۀ سارنوال آزاد شود. هرچند او بیش از حد از اقدام سارنوالی حساب برده ووارخطا شده؛ اما هیچ نیرویی نیست که حکم دادستانی مرکز را بر علیزی تطبیق کند. زیرا «ملت!!» مسلح دست به کار شده و قصد دارد گراف گدودی را تا سرحد انسداد راه اسلام قلعه - هرات بالا ببرد.

حکومت کاری به کار علیزی نخواهد داشت؛ مگر گزارش هایی وجود داردکه عمر کامران در برابر نیروهای شبه نظامی رقیب، زیاد طولانی نخواهد بود. درگیری بین نفرات اسماعیل خان و کامران علیزی دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد. او اگر ازین درگیری جان سالم به در ببرد، کمال خواهد کرد.

هرات، سرنوشت عجیبی دارد. وقتی به خاطر می آوریم که تاریخ آن ولا، در اوایل قرن نوزده یک کامران خیره سر و بی تاب دیگری را نیز به یاد دارد که از خیرات سرش، دولت درانی فروپاشید؛ از اسرار فلسفۀ وجودی تاریخ به حیرت می افتیم که چه چیزهای پنهان دیگری در آستین دارد که نوبت به نوبت برای هراتی ها رو کند. تفاوت کامران اول با کامران ثانی این است که اولی، عزیزدُردانۀ شاهان قاچار بود؛ اما دومی، در بازار معامله سپاه پاسداران کدام ارزش خاصی ندارد. 
فراموش نکنیم که کامران اول، به حدی از عقب بر حکومت کابل زخم زد که این خطه، رفته رفته در قفس ساحه امنیتی«کمپنی هند شرقی» افتاد. کامران اول یک پایش به ایران و یک پایش به هرات بود؛ دومی، میدان مانور برای کلان شدن ندارد.