------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۲۲, جمعه

عواقب شکست سیاسی دکتر عبدالله

کنگره جمیعت تنها فاتحه سیاسی گروه «مصاحبان» حامد کرزی ادا نمی کند؛ میراث رهبری سیاسی را نیز برهم خواهد زد. گروه سه نفره، درازاء قدرت، از بسترگاه اصلی خویش به تدریج رانده شدند.


دکتر عبدالله، تا این دم، نقش تاریخی خود در شرایط خاص دو سال پیش را علی رغمِ دپلوماسی خم گردنی، به سر رسانید.  او مربوط به نسلی است که درخلاء سوء تفاهم درفهم قدرت ظاهری و اقتدار حقیقی درغلتیدند و کاریزمای «مقاومت» تاریخی احمد شاه مسعود را بی رویه مصرف کردند. اما همین کاریزما، مثلث ( فهیم، قانونی، عبدالله) را که به نظام فاقد اقتدار و استراتیژی ایمان آورده بودند؛ نوبت به نوبت مفتضح ساخت. 
کنگره جمیعت تنها فاتحه سیاسی گروه «مصاحبان» حامد کرزی ادا نمی کند؛ میراث رهبری سیاسی را نیز برهم خواهد زد. یک سر بحران رو به گسترش، در کشاکش داخلی جمیعت اسلامی و سر دیگرش به منازعه تاریخی قدرت سیاسی بند است. مقارن این احوال، به نظر می رسد که خط تماس و رایزنی متوازن بین ایران و امریکا جمع روس و هند، برقرار است و گلایه های نا به هنگام عبدالله، فقط مقدمه یی برای تغییر نظام سیاسی و تلنگری بر انجماد در رهبری جمیعت اسلامی است.
عبدالله مدت ها پیش از حمایت ائتلاف شمال- شرق محروم و دست به عصا شده و نوبت خود را ضایع کرده بود. سخنان عبدالله مصرف داخلی ندارد. نفوذ او به عنوان یکی از مؤلفه ها در استراتیژی سیاسی «سقاوی» دایمی خواهد بود. عبدالله  واپسین ضربت تاریخی خود بر تفکر یکه تازی را وارد آورده و بدین سان، راه را به روی مهم ترین چهرۀ سیاسی – نظامی ( عطانور) باز کرده است که از حمایت گستردۀ ائتلاف شمال و همچنین مثلث روسیه، ایران و هند یعنی بازیگران مسلط منطقه یی بهره مند است. عطا نور با مانور بزرگوارانه و احتیاط آمیز، کاروان از نفس افتادۀ دکترعبدالله را تا پایان کار بدرقه می کند؛ اما هرگز بر پایداری وی با استراتیژی نوین «سقاوی» ها اعتماد ندارد. شماری از منابع غیر رسمی ( بیشتر سبوتاژی) نسبت به سیطرۀ عطا نور در ترمینال شمال، علامت سرخ روشن کرده اند؛ اما برکناری عطا نور، درحوزه صلاحیت حکومت کنونی و شخص دکترغنی نیست. ای چه بسا که دکتر غنی سرگرم مطالعه روی یک معادله به هدف معامله با عطا نور است.
عطا نور، عملیات دشواری را در پیش دارد از جمله، روفتن زباله های سیاسی به جا مانده از بدویت سیاسی دورۀ مارشال فهیم و یونس قانونی و اقامه تاریخی و استراتیژیک در برابر تاریخ و نظام داری منسوخ که دیگر ظرفیت همرایی با متقضای عصر حاضر را از دست داده است. اگر نظام مداری نوع قرن نوزدهمی به اصطلاح ( REFRESH) و دگر پذیر نشود، هر چه با تلاشِ هدر برای حفظ استخوان بندی نظام داری سنتی ، خودش را به درو دیوار بکوبد؛ در برابر واقعیات جدید سرشکن خواهد شد.