------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۱۵, دوشنبه

در اوایل دهه هفتاد به خانه مرحوم غوث الدین «فایق» وزیر فوائد عامه در کابینه مرحوم سردار داوود خان ( درشهر نو) رفتم. من اصلن رفته بودم که در باره نخستین فکر ها برای ساختن زندان پلچرخی اطلاعاتی بگیرم. این اطلاعات را برای نوشتن رمان «عصرخودکشی» نیاز داشتم. در باره چیز های زیادی بحث کردیم و باری سخن بر سر مرگ شهید محمد هاشم میوندوال رسید. آقای فایق یک راست و صریح گفت: در جریان شکنجه، صمد «ازهر» لگد بسیار محکمی به سینه اش زده بود وقلبش جا به جا از کار افتاده بود. این نکته را بدون هیچ تبصره و کدام نیتی نا صواب به مخاطبان نوشتم. رزاق مأمون