------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۳, شنبه

مرگ فهیم و قدرت گیری مجدد «شورای نظار»

ورود حزب اسلامی شاخه حکمتیار بر روی کاغذ، دست کم دو سال وقت گرفت؛ انستال شدن حکمتیار در دولت و حکومت، اول این که غیرعملی است؛ با سبوتاژ، دسایس، کارشکنی و زور گویی های فراگیر از سوی جنبش «مقاومت ضدطالبان» رو به رو خواهد بود.


گزارش های منظمی وجود دارند که در نتیجۀ ائتلاف حکمتیار با دکترغنی، لایه های مختلف اجتماعی سخت ترسیده اند. حتی حلقاتی در داخل سازمان های «مقاومت» نسبت به آینده مشوش شده اند. این محافل درین باره کمتر اندیشیده اند که حکمتیار زمان و مکان بسیار نا مناسبی را برای پیوستن به دولت انتخاب کرده است. اکنون همه چیز علیه حکمتیار در حرکت است.

من که مجموعه گزارش ها را می بینم، اکثر محور ها و لایه هایی که از وضع موجود و بازگشت حکمتیار و تهدید چهار سویه طالبان به وحشت افتاده اند، همان کسانی استند که دشمنان شورای نظار ( دست کم در تبلیغات) و جنگ سالاران بوده اند. برخی ازین دسته جات، برخی اوقات روی انگیزه های عجیب و غریب ( دست کم درلفظ) طرفدارطالب وحزب اسلامی هم بوده اند؛ اما حالا به ترس و لرز افتاده اند.

گروه هایی که از وضعیت ناگهانی، به هراس ناگهانی اندر شده اند، زیاد تشویش نکنند. ورود حزب اسلامی شاخه حکمتیار بر روی کاغذ، دست کم دو سال وقت گرفت؛ انستال شدن عملی حکمتیار در دولت و حکومت، اول این که غیرعملی است؛ با سبوتاژ، دسایس، کارشکنی و زور گویی های فراگیر از سوی جنبش «مقاومت ضدطالبان» رو به رو خواهد بود.
جنبش مقاومت ضد طالب، سه برابر بر ضد حکمتیار است.

 سازمان جنگی- سیاسی «شورای نظار» در سال های ائتلاف شخصی مارشال فهیم با حامدکرزی و امریکا، از نظر تئوری و عمل راهبردی در عرصه قدرت، فلج باقی مانده و در تمامی ابعاد، در یک خانواده و گروه شخصی خلاصه شده بود. حتی نام شورای نظار و جمیعت از سوی فهیم قسیم، یونس قانونی ودکترعبدالله از رسمیت و اهمیت افتاده بود.

 آن سال ها، تنها سال های نفس تنگی شورای نظار و رهبری سیاسی آن (جمیعت)  به عنوان یک سازمان جنگی و سیاسی نبود؛ اکثریت نظریه پردازان نسل دوم این گروه، به ویژه دودمان شادروان احمد شاه مسعود دریک تبعید و سرکوب ملایم و مداوم به سر می بردند و صدا های نسل «مقاومت» در تمامی عرصه ها خاموش ساخته شده و  جلو هر گونه گسترش سیاسی آن از سوی کرزی- فهیم گرفته شده بود.

مرگ نه چندان ناگهانی مارشال فهیم، معادلات را از بیخ و ریشه تغییر داد. ضعف وعقامت سیاسی و ارادی دکترعبدالله، محور شورای نظار را جان دو باره داده و بعد از انتخابات سوم، بدون پوشش تهدید، تحدید و سبوتاژ گروه فهیم و کرزی به یک قدرت جدید مبدل شده است. اگر چه شورای نظار اکنون خون داغی است که در کالبد تشکیلات و جریان های غیرتشکیلاتی «مقاومت» علیه طالبان در گردش است، برداشتن مانعی به نام دکترعبدالله نیاز به یک انقلاب درون شکن  دارد و من فکر می کنم که ازفیض سیاست های گوسفندی جناب شیک پوش، تشکیلات جدیدی در حال شکل گیری است که از نظر فهم و درک موقعیت تاریخی خویش، قوام یافته تر از هر زمان دیگر است. 
من نشانه هایی را می بینم که جنگ گسترده یی برای عدالت و نهادینه کردن واقعیت های زنده در مغز های منجمد و تاریخ زده، در پیش است و ماشین جنگی این بار نیز در دست شورای نظار است. تاریخ بارگاه امتحان دیگری بر پا کرده است. این که محافظه کاران، اپورتونیست ها، بازیگران دوجانبه و چند جانبه، و درجا زده گان فکری و تاریخی اندرین باب چه فرمایشات و چه نمک حلالی های اعتیادی و سنتی از خود بروز می دهند، کمترین ارزش راهبردی ندارد.