------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۱۹, دوشنبه

چه کسی امیرعباس «هویدا» را اعدام کرد؟

گفتگو با هادی غفاری
میلانی گفته است من از پشت با شلیک دو گلوله هویدا را کشتم. من جنازه هویدا را دیده ام تیرهایی که به بدن وی خورده از روبروست نه از پشت سر.


بخش هائی از گفتگو با حجت الاسلام هادی غفاری که روز گذشته در پایگاه اطلاع رسانی "جماران" منتشر شد. هادی غفاری در دادگاه هویدا بعنوان شاهد حضور داشت که درعکس می بینید. او دراین مصاحبه به سئوالات اینگونه پاسخ میدهد:

در کتاب معمای هویدا ادعا می شود که شما هویدا را قبل از اعدام با کلت کمری کشته اید؟

-  هیچ کس جز خلخالی، هویدا و خدا نمی داند چه کسی او را کشت. هر کس بگوید غفاری یا هر کس دیگری این کار را کرد صد درصد دروغ می گوید. خلخالی بعد از پایان دادگاه همه را از سالن بیرون کرد و خودش ماند و هویدا.

صدای تیر هم نشنیدید؟
- من نشنیدم. حتی آن روز بحث نشد که هویدا کشته شده است. خبر آن چند روز بعد منتشر شد.

هیچ وقت حتی به طور خصوصی از آقای خلخالی نپرسیدید چه کسی هویدا را اعدام کرد؟

-هیچ وقت. چون این قدر جو آلوده بود اگر حرفی می زدیم، حالت دفاع از هویدا پیدا می کرد. اما راجع به نویسنده کتاب معمای هویدا یعنی عباس میلانی باید بگویم که وی آدم بسیار کم شرفی است. کتابش را از ابتدا تا انتها خوانده ام. ایشان هیچ اطلاعی از داخل کشور نداشته و صرفا داستان سرایی کرده است. خود من آن موقع در بطن تمام حوادث کشور بوده ام. برای همین اگر کسی راجع به آن دوران اظهار نظر کند سریع می فهم راست می گوید یا اوت می زند. میلانی هر چه نوشته دروغ و خیالپردازی است. معلوم است اصلا در صحنه ایران نبوده است. من تمام آدم های آن موقع که دست به قلم بودند را می شناختم. میلانی در کار نبود. آقای هویدا فرد قابل دفاعی نبود.

هویدا از رو به رو تیرخورده بود نه از پشت سر؟

- میلانی گفته است من از پشت با شلیک دو گلوله هویدا را کشتم. من جنازه هویدا را دیده ام تیرهایی که به بدن وی خورده از روبروست نه از پشت سر.

بهتر نبود هویدا در دادگاهی با حضور وکیل مدافع محاکمه می شد؟

- نگرانی هایی از کودتای سلطنت طلبان هم وجود داشت. سران ارتش شاه هنوز زنده بودند. از طرفی همه در دادگاه موافق اعدام وی بودند.

دولت موقت مخالف بود؟

- مخالف نبودند ولی می گفتند در این کار عجله نکنید. ضمن اینکه هویدا آدم فرهنگی نبود. فردوست یک آدم فرهنگی بود که از 5 سالگی با شاه بزرگ شده بود و خاطرات بسیاری از وی داشت. پدرش باغبان رضا خان بود. فردوست چیزهای بسیاری درباره نظام پهلوی نوشته که بسیاری از آنها هنوز هم محرمانه است و در مرکز اسناد وزارت اطلاعات نگه داری می شود.

هویدا کجا دفن شد؟

- تا جایی که من در جریانم، خواهرش آمده بود پیش خلخالی و جنازه را خواسته بود. آن موقع مردم می ریختند و قبر روسای ساواک را آتش می زدند. امکان چنین کاری برای جنازه هویدا هم وجود داشت.
خلخالی به من گفت با احمد آقا تماس بگیر ببین نظر امام چیست؟
تماس گرفتم و منتظر جواب شدم. احمد آقا یک ربع بعد زنگ زد و گفت امام می گویند جسد را هر جا می خواهند می توانند ببرند ولی هزینه انتقالش با خودشان است. چونکه حمل جسد با هواپیما نیاز به پول داشت.

این اتفاق مربوط به چند روز پس از اعدام هویداست؟

- کمتر از یک هفته. یک روز که به پزشکی قانونی رفته بودم خواهرش پیش من آمد و گفت می خواهیم جسد را به آنکارا ببریم.
پرسیدم بعد از آن؟
گفت: اگر بگویم نمی گذارید ببریم.
گفتم: نه، امام گفته اند مشکلی ندارد.
گفت: شهر عکای اسرائیل.
جسد را به همان جا بردند و نزدیک قبر پدرش خاک کردند.

اما آیت الله خلخالی در خاطرات خود می گوید سه ماه بعد از اعدام هویدا، جسد وی توسط ابراهیم یزدی و غیره از سردخانه ربوده شد.

- شاید تا آن موقع جسد را هنوز نبرده بودند.

شما فرمودید در همان هفته های اول بردند!

- خاطرات آقای خلخالی در اواخر عمر ایشان نوشته شده است. البته شاید هم 3 ماه بعد برده باشند چون آن روز من فقط پرسیدم کجا می برید و خواهرش گفت به اسرائیل.

هویدا بهایی بود؟

- بله.

چرا در کیفرخواستش، اتهام بهایی گری ذکر نشده بود؟
- چرا هست. آقای خلخالی خودش در دادگاه گفت.

اما متن کیفرخواستش اینجا مقابل من است. چنین اتهامی وجود ندارد.

- به کیفرخواست کاری ندارم. بهایی بودن آن موقع اتهام نبود.

ظاهرا در دادگاه با هویدا شوخی هم کرده اید؟

- بله. هویدا در لبنان درس خوانده ولی عربی را خوب بلد نبود. به من گفت توکُلت علی الله.
هر آدمی می داند توکَلت علی الله است. به او گفتم نترس نیم ساعت دیگر کُلت علی الله هستی! گفت آقای خلخالی غفاری مرا تهدید می کند.

شما می دانستید قرار است اعدام شود؟

- پس توقع داشتید به هویدا مدال افتخار بدهیم!

چند خبرنگار در دادگاه هویدا بودند که بعدا به چهره هایی سرشناس تبدیل شدند. آقای علی لاریجانی که اکنون رئیس مجلس است. غلامعلی حداد عادل که دستیار فیلمبردار بود و اکنون رئیس فرهنگستان ادب فارسی است. برادرش مجید حدادعادل که فیلمبردار دادگاه بود و بعدها شهید شد. رسول صدر عاملی که خبرنگار روزنامه اطلاعات بود و بعدها کارگردان سینما شد.

- این را در جریان نبودم.

آقای علی مطهری نایب رئیس فعلی مجلس می گوید شهید مطهری از همان روزهای اول انقلاب وقتی می شنید برخی جوانها می گویند حیف گلوله که خرج این ایادی شاه بکنیم و همه شان باید اعدام شوند به آنها اعتراض می کرد و می گفت در اسلام حتی حقوق مجرم هم محفوظ است. رویکرد شهید مطهری نسبت به وقایع اول انقلاب چه بود؟

- شهید مطهری بسیار رئوف و مهربان بود ولی می گفت کسانی که واقعا دستشان به خون مردم آلوده است باید اعدام شوند. من نوجوان بودم و پیش ایشان درس طلبگی می خواندم. زیست بسیار ساده ای داشتند. حتی رنگ موکت خانه شان جلوی چشمم است: کبریتی روشن. در ایستگاه قنات یا خیابان دولت فعلی زندگی می کرد. کف خانه اش به طور کامل پوشیده از موکت بود و فرش نداشت. قفسه های آهنی آبی رنگ که لبریز از کتاب بود در خانه عرض اندام می کرد.
ایشان نظرش با امثال آیت الله خلخالی متفاوت بود. برخی مجتهدین از جمله آقای خلخالی می گفت علم قاضی برای محکومیت یک متهم حجت است و قاضی می تواند بر مبنای آن عمل کند. به طور مثال وقتی قاضی دیده فردی قتل کرده بدون نیاز به هیچ ادله و شاهد دیگری می تواند حکم قصاص وی را صادر کند.
اما آقای مطهری نظر دیگری داشت. ایشان می گفت قاضی حق ندارد به علم خود استناد کند بلکه بر اساس روایتی معروف از معصوم(ع) بایست با ادله و قسم جرم متهم را ثابت یا وی را تبرئه کند.
قطعا آقای خلخالی مجتهدی مسلم بود. این را بدون بروبرگرد می گویم. علمش کف دستش بود و فقه را خوب می دانست و برخلاف آنچه می گویند بسیار آدم رئوف و مهربانی هم بود. امروز که من این حرفها را می زنم دفاع از خلخالی نه نان دارد نه آب، بلکه نان ما را آجر نیز می کند ولی نباید چون دست ایشان از دنیا کوتاه است هر نسبتی را می خواهیم به او بدهیم. بعد از انقلاب خلخالی سر برخی موضوعات که اکثر آنها هم نزاع های سیاسی بود تخریب شد.
حتی شایعه کرده بودند او معتادان مواد مخدر را اعدام می کند در حالیکه این دروغ محض بود. ایشان حتی یک معتاد را اعدام نکرده است. فقط قاچاقچی ها اعدام می شدند. من و شما شب اول قبر باید جواب دهیم. مطهری معتقد بود محاکمات انقلابی حتما باید مشروع و قانونی باشد. برای همین شورای انقلاب را موظف کرد برای دادگاههای انقلاب قانون بنویسند. در حکم خود من برای دادگاههای انقلاب نوشته بودند باید بر اساس قوانینی که به تصویب شورای انقلاب رسیده است عمل کنم. در مورد دادگاه هویدا هم من اعتراضی از ایشان نشنیدم چرا که هویدا قانونی محاکمه شد. البته باید توجه داشت این اتفاقات سال 58 اتفاق افتاد که کمتر از 7 ماه از 17 شهریور گذشته بود.

شما با دکتر شریعتی هم هم بند بوده اید؟ ظاهرا به ایشان علاقه دارید.

- 40 روز با ایشان در یک بند بودم. من بعد از امام و پدرم ایشان را قبول دارم. آدم روشنفکر و بسیار متدینی بود. نمازش را هم اول وقت می خواند. فردی متدین و متعبد بود ولی اهل خنگوله بازی هم نبود. واقعا او به سفر حج نرفته بود بلکه پرواز کرده بود.

اعتقاد دارید ایشان را هم ساواک کشته باشد؟

- مرگ دکتر مشکوک است. همین طور مرگ حاج اقا مصطفی خمینی.

چطور؟

- آقا مصطفی سالم سالم بود و هیچ مشکلی نداشت.

تقاضای کالبد شکافی ایشان را نکردید؟

- نه امام نگذاشتند. گفتند مرگ حق است.

پزشکی قانونی دلیل مرگ را چه می دانست؟

- سکته قلبی. مصطفی خمینی آدم دانشمندی بود.  اگر مصطفی می ماند یقینا جای پدرش را می گرفت. سوادش کمتر از امام نبود. حدود 40 جلد کتاب نوشته بود. فردی علمی، جدی و در عین حال شوخ طبع تر از امام بود. فردی کاریزما بود. صدای بمی هم داشت و به شوخی می گفتیم آقا مصطفی بلندگو قورت داده است.
یادم هست نوجوان که بودم به همراه پدرم سر درس امام رفتیم. امام شروع به درس دادن کرد اما آقا مصطفی اشکالی را به درس ایشان گرفت. امام توضیح داد اما آقا مصطفی دوباره اشکال دیگری به همان مبحث گرفت. دوباره امام توضیح داد اما آقا مصطفی سه باره اشکال دیگری را مطرح کرد.
امام گفت صبر کن خانه که رفتیم با هم می نشینیم درباره این موضوع بحث می کنیم.